قسمت دوم بیگودیهای خانوم کاتبی😌
برادرا بعد از جمع کردن یه کپه لباس اومدن به سمت ما، دلمون می خواست انکار کنیم😣 اما اونجا جنس مونثی نبود جز ما سه نفر که تو اون بیابون وایساده بودیم 😑
بیگودی هام دست یه برادر دیگه بود و خانما اشاره کردن که اینا بیگودی های خواهر کاتبیه 😂 از اون لحظه که بیگودی ها رو گرفتم، تصمیم گرفتم اونا رو منهدم کنم...❌😤
بنابراین شب تو کیسه انداختم و پرت کردم پشت بیمارستان!
صبح یکی از برادرا اومد سمتم با کیسه بیگودی و گفت در حال کشیک بودن که این بستهی مشکوک رو پیدا کردن؛ یه کسایی گفتن بیگودی های خواهر کاتبیه 😮😂
دوباره یه شب که همه خوابیدن، تصمیم گرفتم بیگودیها رو چال کنم 🕳 پشت بیمارستان صحرایی🥸
چند روز بعد یکی از برادرا گفت: ما پشت بیمارستان خواستیم سنگر بسازیم زمین رو کندیم، اینا اومده بالا؛ گفتن اینا بیگودی های خواهر کاتبیه 😐😶😂
و من هر جور این بیگودی های لعنتی رو سر به نیست میکردم، دوباره چند روز بعد دست یکی از برادرا می دیدم که داره میاد سمتم و میگه:🏃♂️
خواهر کاتبی🗣
خواهر کاتبی🗣
بیگودی هاتون… 😂😂😂😂😂
•مهداگراف•
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انگیزشی از زبان سید حسن نصرالله ⛅️
•مهداگراف•
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و این انقلاب
هنوز هم با خون ادامه دارد...🥲💔
📍شهدای غیور اصفهان
•مهداگراف•
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخه تو به من بگو: مگه میشه برای اون پاتریک سر مزار نَمُرد؟! 🙂
•مهداگراف•
دعای امروز من برای تو :
‹چشیدنِ مزهی رسیدن،
حالا به هرچی که میخوای.🎣 ›
•مهداگراف•
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این هوا رو ببین😁😍
اینقد باد میزنه که گوشیم داشت میوفتاد موقع فیلم گرفتن🌝
•مهداگراف•
اینجاست که ذهنم داره میخونه:
شفوکه میرقصد از، باد بهاری😅🌸
•مهداگراف•
675.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انگیزشی از زبان سید حسن نصرالله🍬
قسمت دو
•مهداگراف•