eitaa logo
استاد مهدوی‌ ارفع
56.9هزار دنبال‌کننده
5هزار عکس
2.2هزار ویدیو
174 فایل
🔰 کانال رسمی استاد مهدوی‌ارفع 🎙️ سفیر نهضت جهانی نهج‌البلاغه خوانی راه‌های ارتباطی؛ 🔹سوالات متداول👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/4133356522Cec3ea8cd99 🔹انتقادات و پیشنهادات👇🏻 https://daigo.ir/secret/6693496851
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم 🔰شرح ♦️قسمت هشتم 🔷 عدل 🔻امیرالمؤمنین (علیه السلام) سومین رکن از ارکان ایمان را "عدل" می دانند. عدالت در موقعیتی موضوعیت پیدا می کند که انسان قصد قضاوت کردن دارد. همه ما به نوعی در طول شبانه روز بارها نسبت به افراد، رفتارها، اختلافها، قضاوت می کنیم. اگر چه مصداق تامّش در محکمه و برای قاضی به معنای خاص است، اما همه مؤمنین در معرض قضاوت هستند. لذا اگر قرار باشد ایمان ما کامل باشد، باید عدالت را به نحوی که مولا علی(علیه السلام) در این حکمت ۳۱ مطرح می کنند و در واقع تجزیه و تحلیل می کنند، در خودمان پیاده کنیم. 🔻حضرت برای عدالت و عدل چهار رکن قائل هستند. می فرمایند: و عدل نيز بر چهار پايه استوار است: ۱. فكری ژرف انديش ۲. دانشی عميق و به حقيقت رسيده ۳. نيكو داوری كردن ۴. استوار بودن در حلم. پس كسی كه درست انديشيد به ژرفای دانش می رسد و آن كس كه به حقيقت دانش رسد، از چشمه ی زلال شريعت می نوشد و كسی كه حلم داشته باشد در كارش زياده روی نمی کند و با نيكنامی در ميان مردم زندگی خواهد كرد. 🔻 قاضی و قضاوت کننده باید چهار شرط داشته باشند. دو شرط قبل از قضاوت، یک شرط در هنگام قضاوت کردن و یک شرط هم بعد از قضاوت. اما دو شرط قبل از قضاوت: یکی فهم عمیق مسأله است و دیگری کسب علم و اطلاعات و دانش و آگاهی کامل و جامع و صحیح از آن مسأله است. 1️⃣ فهم عمیق مسأله: قاضی که می خواهد در دادگاه حکم بکند، اولاً باید انسان خوش فهمی باشد، فقط با صرف اطلاعاتی که گردآوری میکند و کنار هم می چیند حکم نکند، بلکه فکر دا‌شته باشد، با فکرش عمیق بشود، نسبت بین لایه های پنهانی اطلاعاتی که به او می رسید بتواند عمیق فکر کند. 🔻 امیرالمؤمنین در نامه ۵۳ هم خطاب به جناب مالک اشتر می فرمایند: «واخْتَرْ لِلْحُكْمِ بَيْنَ النَّاسِ مِنَ لَا يَكْتَفِي بِأَدْنَى فَهْمٍ دُونَ أَقْصَاه» ؛ برای حکم کردن بین مردم کسی را انتخاب کن که به فهم سطحی به جای فهم عمیق اکتفا نکند. 2️⃣ دومین شرط از شروط قبل از حکم کردن و قضاوت، علم است. قاضی باید قبل از اینکه حکم بکند تا جایی که امکان دارد با حوصله تمام اطلاعات و اسناد مربوط به مسأله را بتواند در بیاورد، از راههای مختلف مثل تحقیق، بازپرسی و شهود و... اسناد را استخراج کند تا وقتی می خواهد حکم بدهد، واقعاً مسیر برایش روشن باشد. مولا در خطبه ۱۵۴ اینگونه می فرمایند: «والْعَامِلُ بِالْعِلْمِ كَالسَّائِرِ عَلَى الطَّرِيقِ الْوَاضِح» ؛ آن کسی که با علم خودش عمل می کند، یعنی بر اساس آگاهی درست و کامل عمل می کند، مانند رونده ای است که بر طریقی روشن سیر می کند. 3️⃣ سومین شرط از شرایط عدالت، حلم است. یعنی قاضی در زمان حکم دادن باید بر اعصاب خودش کاملاً مسلّط با‌شد وگرنه ممکن است اجحاف بکند، ظلم بکند. در همین حکمت ۳۱ حضرت چه فرمودند درباره حلم؟ فرمودند: «مَنْ حَلُمَ لَمْ يُفَرِّطْ فِي أَمْرِه»؛ کسی که حلم داشته باشد، تفریط و افراط در امر و حکمی که دارد، نخواهد کرد. 🔻درباره حلم نکات جالبی در نهج البلاغه داریم که مهمترینش این است که غالباً علم با حلم همراه شده است. مثلا در خطبه ۱۹۳ خطبه متّقین، دوبار این اتّفاق افتاده است، یک جا حضرت می فرمایند: «متًقین عِلْمٍ وَ عِلْماً فِی حِلْم» متّقین علم را با حلم مخلوط می کنند. یا در همان خطبه می فرمایند: «أَمَّا النَّهَارَ فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ» ؛ اینها(متّقین) روزها دانشمندانی حلیم هستند. و درباره خود اهل بیت( علیهم السلام) در خطبه ۲۳۹ می خوانیم : « يُخْبِرُكُمْ حِلْمُهُمْ عَنْ عِلْمِهِم»؛ حلم اهل بیت به ‌شما از علم آنها خبر می دهد. یا در حکمت ۹۴ حضرت می فرمایند: «وَ لَكِنَّ الْخَيْرَ أَنْ يَكْثُرَ عِلْمُكَ وَ أَنْ يَعْظُمَ حِلْمُكَ» ؛ خیر این نیست که مال و ولدت زیار شود، خیر حقیقی این است که دانشت بیشتر و حلمت بزرگتر باشد. 🔻 خوب قاضی باید هنگام حکم کردن، حلم داشته باشد، بردبار باشد، زود از کوره در نرود و تحت تأثیر احساسات و عواطف خانوادگی متّهم قرار نگیرد و... 4️⃣ آخرین مرحله و شرط آخر عبارت بود از اینکه، قاضی بعد از حکم کردن حالا باید استقامت داشته باشد. که حضرت از آن تعبیر کرده اند به «رَساخَة اَلحِلمْ»، چرا؟ چون بعد از حکم کردن، تازه حالا انگیزه ها، فشارها، تهدیدها و تطمیع ها به سمت قاضی می آید تا از حکمش دست بردارد، یا به خاطر حکمی که کرده، آن کسی که حکم علیه اش شده او را تهدید می کند، برایش مشکلات درست می کند. قاضی باید استقامت داشته باشد. 🔰 پس عدل چهار رکن دارد، چهار رکن عبارت بود از: 🔸فهم عمیق 🔸 علم گسترده و کامل 🔸 حکم روشن و شفّاف 🔸حلم بعد از حکم کردن 🎙حجت الاسلام والمسلمین استاد ↩️ ادامه دارد.. 🌐نهضت جهانی نهج‌البلاغه خوانی(استاد مهدوی_ارفع) 👇ما رو دنبال کنید👇 📤 @mahdavi_arfae
4_5999064874280290557.mp3
6.59M
🔊 شرح نهج البلاغه با نهج البلاغه 🔸 شرح 🔅قسمت نهم 🎙حجت الاسلام والمسلمین استاد 🌐نهضت جهانی نهج‌البلاغه خوانی(استاد مهدوی_ارفع) 👇ما رو دنبال کنید👇 📤 @mahdavi_arfae
بسم الله الرحمن الرحیم 💠 شرح 🔅قسمت نهم 🔷 جهاد 🔻چهارمین رکن از ارکان ایمان از منظر مولا علی(علیه السلام) در حکمت ۳۱ عبارت است از "جهاد". امیرالمؤمنین می فرمایند: جهاد نيز بر چهار پايه استوار است؛ 1️⃣ امر به معروف 2️⃣ نهی از منكر 3️⃣ راستگويی در هر حال 4️⃣ دشمنی با فاسقان پس هر كس به معروف امر كند، پشتوانه نيرومند مؤمنان شود و آن كس كه از زشتی ها نهي نماید، بينی منافقان را به خاك می مالد و آن كس كه در ميدان نبرد صادقانه استقامت كند حقی را كه بر گردن او بوده ادا كرده و كسی كه با فاسقان دشمنی كند و برای خدا خشم بگيرد، خدا هم برای او خشم آورد و روز قيامت او را خشنود می سازد. 🔻اولاً باید بدانیم از منظر مولا علی (علیه السلام) "جهاد" جایگاه بسیار بسیار رفیعی دارد ، تا جایی که در ابتدای خطبه ۲۷ نهج البلاغه، مولا علی(علیه السلام) اینگونه می فرمایند: «إنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ»؛ جهاد در راه خدا، دری از درهای بهشت است که خداوند آن در را فقط برای اولیاء خاصّ خودش باز کرده است. 🔻 این جهاد در نگاه مولا علی(علیه السلام) چهار رکن دارد ؛ چهار بُعد دارد. 🔹۱. بُعد اولش "امر به معروف" است؛ امرکردن به خوبیها، نیکی ها. 🔹۲. بُعد دومش نهی از منکر است؛ نهی کردن از محرمات، زشتیها، بدیها. درباره امر به معروف و نهی از منکر توصیه می کنم سه حکمت( ۳۷۳، ۳۷۴ و ۳۷۵) را به همان ترتیبی که مرحوم سید رضی(رحمة الله علیه) در نهج البلاغه چیدمان کرده اند، بخوانید. آنجا خواهیم دید مثلا در حکمت ۳۷۴ حضرت علی(علیه السلام) ما را به چند دسته تقسیم می کنند و برای هر دسته ارزش گذاری می فرمایند. می فرمایند: گروهی، مُنكر را با دست و زبان و قلب انكار می كنند، آنان همه خصلت های نيكو را در خود گرد آورده اند. یعنی از نگاه امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر خلاف ما که آدمی را که نهی از منکر می کند را آدم سبکی می بینیم، آدم فضولی می بینیم، آدم تند رویی می دانیم، حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند: کسی که قلبش از منکر انزجار دارد، با زبان تذکر می دهد، هرجا هم که اقتضای تکلیف شرعی باشد با دست و اعمالش هم اقدام می کند برای نهی از منکر، این همه خوبیها را دارد. همه ی خوبیها! گروهی دیگر منکر را با زبان و قلب انکار می کنند اما با دست اقدامی نمی کنند. یعنی اگر شرایطش پیش بیاید، بخواهند مبارزه ای بکنند، اقدامی بکنند، عرضه ندارند. پس چنین کسی دو خصلت از خصلت های نیکو را گرفته و دیگری را تباه کرده است. و بعضی ها منکر را فقط با قلب انکار می کنند، ولی با دست و زبان خویش اقدامی ندارند. پس دو خصلت را که شریف تر است تباه کرده اند و یک خصلت را به دست آورده اند. فقط قلباً ناراحت هستند، عرضه اینکه تذکر بدهند و مبارزه کنند را ندارند. و بعضی دیگر منکر را با زبان و قلب و دست رها ساخته اند، که چنین کسی از آنان مرده ای است، میان زندگان. بنابراین کسی که اهل نهی از منکر، حتی قلباً نیست، این اصلا مسلمان نیست، مؤمن نیست؛ چون حیات حقیقی ما به ایمان ماست. پس درباره امر به معروف و نهی از منکر به سه حکمت ( ۳۷۳ ، ۳۷۴ و ۳۷۵) مراجعه کنید. 🔻 نکته مهم دیگری که باید در این بخش از حکمت ۳۱ عرض بکنم، نتیجه ای است که حضرت برای این چهار رکن بیان کرده اند. می فرمایند وقتی که همه شروع کنند به امر به معروف، مؤمنین قوّت قلب می گیرند، پشتوانه پیدا می کنند. وقتی که در یک اداره، در یک منطقه، در یک فامیل، در یک مهمانی، در یک جلسه، در یک کلاس دانشگاه، بین ۵۰ نفر، ۱۰۰ نفر، یک دفعه ۶۰ نفر، ۴۰ نفر، شروع می کنند یک منکری را تذکر میدهند به آن شخصی که به آن منکر مبتلاست، چه اتفاقی می افتد؟ افراد اهل دیانت و معنویت و ایمان و پاکدامنی قوی می شوند. تقویت می شوند، می بینند ما زیادیم. بر عکس، اگر یک نفر گفت و بقیه از بی عرضگی و عافیت طلبی سکوت کردند، پشت مؤمنین شکسته می شود. از آن طرف کسی که نهی از منکر می کند، بینی منافق را به خاک می مالد، چون خیلی ها می خواهند از طرفی ادعا میکند که قانونمدار و شریعتمدار هستند، اما رفتارهایشان خلاف آن است. وقتی یک عده ای به اینها تذکر می دهند و اینها را نهی می کنند از غیبت، حق الناس، از مال بیت المال خوردن، چهره اینها بالاخره باید یکرو شود. اینها نفاقشان رو میشود که ادعا میکردند ما متدیّنیم، ما انقلابی هستیم، ما مسلمانیم اما دارند بیت المال مردم را به تاراج میبرند. 🔻 نهی از منکر بینی منافق را به خاک می مالد. امیدوارم همه ما اهل جهاد امر به معروف و نهی از منکر باشیم. 🎙 حجت الاسلام والمسلمین استاد ↩️ ادامه دارد... 🌐نهضت جهانی نهج‌البلاغه خوانی(استاد مهدوی_ارفع) 👇ما رو دنبال کنید👇 📤 @mahdavi_arfae
4_6003786374778456527.mp3
6.12M
🔊 شرح نهج البلاغه با نهج البلاغه 🔸 شرح 🔅قسمت ۱۰ 🎙حجت الاسلام والمسلمین استاد 🌐نهضت جهانی نهج‌البلاغه خوانی(استاد مهدوی_ارفع) 👇ما رو دنبال کنید👇 📤 @mahdavi_arfae
بسم الله الرحمن الرحیم ◾ شرح 🔰قسمت ۱۰ 🔷 ارکان کفر 🔻 امیرالمؤمنین (علیه السلام) در ادامه حکمت ۳۱ نهج البلاغه برای کفر چهار ستون معرفی می فرمایند، که عبارتند از: 1️⃣ تعمّق 2️⃣ تنازع 3️⃣ زیْغ (یعنی بازگشت قلب بعد از هدایت به ظلالت) 4️⃣ شقاق( یعنی دشمنی و اختلاف کردن) 🔻درباره "تعمّق" یک نکته قابل توجّه است و آن اینکه همین مکتب نورانی اسلام که اصرار بر تفکّر دارد، از طرفی به ما هشدار می دهد در اموری که با فکر نمی شود به آن قانون رسید، تعمق نکنید؛ مثل تفکّر در ذات خدا و... لذا این نوع تعمّق را پایه اول سقوط انسان در کفر معرفی می کنند. مولا علی(علیه السلام) در نهج البلاغه شریف می فرمایند: اگر خداوند متعال ما را "راسِخونَ فِی العِلم" معرفی کرده، به خاطر این است که ما در آنچه که تکلیف نداشته ایم که بحث و جستجو از عمقش بکنیم، ترک تعمّق کرده ایم. 🔻 مسأله دوم "تنازع" است؛ یعنی با همدیگر جدل و جدال کردن. اوّلین کسی که در نهج البلاغه به عنوان جدل کننده و نزاع کننده معرفی شده است، ابلیس است. حضرت در خطبه ۱۹۲ می فرمایند: «نَازَعَ اللَّهَ رِدَاءَ الْجَبْرِيَّةِ» ؛ ابلیس در ردای جَبریّت که مخصوص خداوند متعال است، با خدا نزاع کرد. همچنین در خطبه ۱۹۲ ، امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمایند: عزّت و کبریا مخصوص خداست و خداوند هر کسی از بندگانش را که در این لباس عزّت و کبریا با خدا منازعه کند، لعنت کرده است. یکی از دلایلی که باعث شد مسلمانان بعد از پیغمبر عزیز، قاطبه شان ( عمومشان ) به جز سه چهار نفر، به ارتداد معنوی دچار بشوند، تنازع با اهل بیت بر سر مسأله جانشینی پیامبر بود، که مولا علی(علیه السلام) در نامه ۶۲ به این نکته اشاره کرده و فرمود: «فَلَمَّا مَضَى رَسولُ اللّه (صلّی الله علیه و آله و سلّم) تَنَازَعَ الْمُسْلِمُونَ الْأَمْرَ مِنْ بَعْدِهِ» ؛ بعد از اینکه پیامبر عظیم الشأن اسلام از دنیا رفت، مسلمانان در مسأله ولایت امر با هم نزاع کردند. می دانید که به واسطه همین نزاع بود که حضرت فرمودند: « إرتَدَّ النّاسُ بَعدَ النَّبیِّ إلّا أربَع أوْ ثَلاث» ؛ بعد از پیامبر همه مردم مُرتد شدند، جز سه نفر یا چهار نفر، یعنی به کفر معنوی مبتلا شدند ولو اینکه رو به قبله نماز می خواندند، چون اصل اسلام را که ولایت است منحرف کردند و از اصل اسلام رویگردان شدند. 🔻 مسأله سوّم، مسأله "زیغ" است. "زیغ" که در بعضی دعاهای قنوت هم می خوانیم: « رَبَّنا لا تُزِغْ قُلوبَنا» ، این است که انسان یک بار هدایت شده باشد، دوباره قلبش بعد از هدایت به ضلالت و گمراهی برگردد. حضرت علی(علیه السلام) معتقدند یکی از چیزهایی که باعث می شود انسان به کفر مبتلا بشود، این بلای "زیغ" است. در خطبه ۱۵۱ می فرمایند: « فَتَزِيغُ قُلُوبٌ بَعْدَ اسْتِقَامَةٍ» ؛ بعضی از قلبها بعد از اینکه در مسیر مستقیم حق قرار داشتند، از حق برگشتند و به ضلالت مبتلا شدند. به هر حال سوّمین رکن از ارکان کفر "زَیغ" است. 🔻 آخری هم "شقاق" و "اختلاف" است، که توضیحش مشخص است. 🔰 با این مقدمات، این بخش از حکمت ۳۱ را با هم می خوانیم : كفر بر چهار ستون پايدار است: 🔸 كنجكاوی دروغين 🔸 ستيزه جويی و جَدَل 🔸 انحراف از حق 🔸 دشمنی كردن پس آن كس كه دنبال توهّم و كنجكاوی دروغين برود، به حق نمی رسد و آن كس كه به ستيزه جويی و نزاع بپردازد، از ديدن حق نابينا شود و كسی كه از راه حق منحرف شود، نيكويی را زشت و زشتی را نيكويی می پندارد و سرمست گمراهی ها میگردد و آن كس كه دشمنی ورزد، پيمودن راه حق برای او دشوار و كارش سخت و نجات او از مشكلات دشوار خواهد شد ». 🎙 حجت الاسلام والمسلمین استاد ↩️ ادامه دارد... 🌐نهضت جهانی نهج‌البلاغه خوانی(استاد مهدوی_ارفع) 👇ما رو دنبال کنید👇 📤 @mahdavi_arfae
4_6005796827494877358.mp3
4.6M
🔊 شرح نهج البلاغه با نهج البلاغه 🔸 شرح 🔅قسمت ۱۱ 🎙حجت الاسلام والمسلمین استاد 🌐نهضت جهانی نهج‌البلاغه خوانی(استاد مهدوی_ارفع) 👇ما رو دنبال کنید👇 📤 @mahdavi_arfae
✨ بسم الله الرحمن الرحیم✨ 🌹 شرح 🔅قسمت ۱۱ 🔷 ارکان شک 🔻در ادامه حکمت ۳۱ نهج البلاغه و در باب ارکان کفر، امیرالمؤمنین (علیه السلام) رابطه بین تعمّق بی جا، تنازع، زَیغ و شقاق را اینگونه بیان می فرمایند: کسی که بی جا کنجکاوی کند، هرگز به سمت حق برنمی گردد و کسی که نزاعش به خاطر جهل زیاد باشد، کوری او از دیدن حقیقت طولانی خواهد شد و ادامه خواهد یافت و کسی که قلبش از حق به ضلالت برگردد، نزد او نیکی زشت دیده میشود و زشتی، نیکی و زیبایی و در مستی ضلالت باقی می ماند و کسی که با حق درآمیزد، تمام راههای حقیقت بر او بسته می شود و امر او مشکل خواهد شد و راه خروجش از ضلالت و کفر بسیار تنگ خواهد بود. 🔻 بعد از این امیرالمؤمنین (علیه السلام) قصّه "شک" را بیان می کنند. همین که شک را در مقابل ایمان و هم عرض کفر قرار می دهند، نکته بسیار بسیار مهمی است؛ چون در شک دو مرحله داریم: 1️⃣ شکی که مقدّمه یقین می شود. 2️⃣ شکی که منجر به کفر می شود. به قول استاد شهید مرتضی مطهری، شک معبر خوبی هست، اما مقرّ خوبی نیست. یعنی اگر شک باعث بشود که انسان سؤال خودش را از مسیر درست و منابع درست تحقیق کند و به حق برسد، معبر خوبی است برای رسیدن به یقین. اما اگر در شک بماند و جستجو نکند و این شک را به نااهل عرضه بکند، شک به شبهه و کم کم به انکار و کفر منجر میذشود. 🔻 لذا حضرت علی (علیه السلام) در این حکمت می فرمایند: شک هم بر چهار شعبه است؛ یعنی شک هم به این سادگیها نیست که انسان بگوید خوب یک نوع سوال است فقط، نه! شک هم برای خودش ارکانی دارد که باید این ارکان را بشناسیم و در مقابلش علاج داشته باشیم. 🔰 شک چهار بخش دارد: 1️⃣ جدال در گفتار 2️⃣ ترسیدن 3️⃣ دو دل بودن 4️⃣ تسلیم حوادث روزگار شدن بعد می فرمایند: پس آنکس که جدال و نزاع را عادت خود قرار دهد، از تاریکی شبهات بیرون نخواهد آمد و آنکس که از هر چیزی بترسد، همواره در حال عقب گرد است و آنکس که در تردید و دودلی بماند، زیر پای شیطان کوبیده خواهد شد و آنکس که تسلیم حوادث شود و به تباهی دنیا و آخرت گردن نهد، هر دو جهان را از کف خواهد داد. 🔻همانطور که ملاحظه می فرمایید، اینجا منظور آن شکی که برای هر انسانی و حتی هر محقّقی پیش می آید نیست، منظور آن شکی است که یا صاحبش نسبت به آن لجاجت دارد یا برای برون رفت از آن تلاش نمی کند، یا تلاشش از مسیر درست و منطقی نیست لذا به حق نمی رسد و به تعابیری که امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند مبتلا می شود. 🎙 حجت الاسلام والمسلمین استاد قسمت پایانی از خطبه ۳۱ 🌐نهضت جهانی نهج‌البلاغه خوانی(استاد مهدوی_ارفع) 👇ما رو دنبال کنید👇 📤 @mahdavi_arfae
حکمت۳۲.mp3
3.13M
🔊 شرح نهج البلاغه با نهج البلاغه 🔸 شرح 🎙حجت الاسلام والمسلمین استاد 🌐نهضت جهانی نهج‌البلاغه خوانی(استاد مهدوی_ارفع) 👇ما رو دنبال کنید👇 📤 @mahdavi_arfae
✨ بسم الله الرحمن الرحیم✨ 🌹 شرح 🔷 ارزش و والایی انجام دهنده کار خیر 💠 و درود خدا بر امیرالمؤمنین فرمودند: "نيكوكار، از كار نيك بهتر است و بدكار از كار بد بدتر " . 🔻 در حکمت ۳۲ نهج‌البلاغه شریف پیرامون خیر و شر، نکات فراوانی وجود دارد و اساساً امیرالمؤمنین (علیه السلام) واژه "خیر و شر" را بسیار استفاده کردند. اگر ما با محوریت موضوع حکمت ۳۲ پیرامون خیر نکاتی را عرض بکنیم خودبه‌خود آنچه در مورد شر هم باید دانسته شود در مقابل آن فهم خواهد شد. نکاتی که متناسب با حکمت سی و دوم از نهج البلاغه قابل استفاده است عبارتند از : 1️⃣ راه رسیدن به خیر : مولا علی(علیه السلام) در نامه سی و یکم خطاب به امام حسن (علیه السلام) می فرمایند: آن خیری که جز از راه شر نمی شود به آن دسترسی پیدا کرد اساساً هیچ خیری در آن نیست. 2️⃣ نیّت خیر: در نامه ۳۱ به امام حسن (علیه السلام) مرقوم می فرمایند: «فإنَّ العطيَّةَ على قَدْرِ النِّيَّةِ »؛ همانا عطای الهی اندازه نیّت انسان هاست. در حکمت ۹۷ هم پیرامون نیّت به معنای اعتقاد ، می فرمایند :«نَومٌ عَلَی یَقِینٍ خَیرٌ مِن صَلاَةٍ فی شَکٍ» ؛ اینکه انسان تا صبح بخوابد اما در حال یقین در اعتقاداتش باشد، بهتر است از اینکه تا صبح نماز بخواند در حالیکه در شکّ و تردید نسبت به امامش باشد. 3️⃣ فاعل و کننده کار خیر: حضرت یک بار در نامه ۳۳ می فرمایند : «وَلَنْ يَفُوزَ بِالْخَيْرِ إِلاَّ عَامِلُهُ» ؛ با انجام کار خیر کسی جز کننده آن کار خیر رستگار نمی‌ شود و به بهشت نمی رود. یک بار هم در همین حکمت ۳۲ فرمودند: « فاعِلُ الْخيْرِ خيْرٌ مِنْهُ»؛ انجام دهنده کار خیر از خود کار خیر بهتر است. 4️⃣ عاقبت کار خیر : حضرت در حکمت ۳۸۷ می فرمایند: « ما خَيْرٌ بِخَيْرٍ بَعْدَهُ النّارُ » ؛ عملی که بعدش آتش جهنّم باشد اصلاً خیر نیست. 5️⃣ ثواب کار خیر: در حکمت ۱۱۴ مولا علی (علیه السلام) ثواب کار خیر را برتر از خود کار خیر می دانند و می فرمایند : «وَ لَيسَ شَيءٌ بِخَيرٍ مِنَ الخَيرِ إلّا ثَوابَهُ» ؛ چیزی بهتر از خود کار خیر نیست مگر ثواب کار خیر. 🎙حجت الاسلام والمسلمین استاد 🌐نهضت جهانی نهج‌البلاغه خوانی(استاد مهدوی_ارفع) 👇ما رو دنبال کنید👇 📤 @mahdavi_arfae
33.mp3
3.65M
🔊 شرح نهج البلاغه با نهج البلاغه 🔸 شرح 🎙حجت الاسلام والمسلمین استاد 🌐نهضت جهانی نهج‌البلاغه خوانی(استاد مهدوی_ارفع) 👇ما رو دنبال کنید👇 📤 @mahdavi_arfae
4_6014717040776972978.mp3
4.51M
🔊 شرح نهج البلاغه با نهج البلاغه 🔸 شرح 🎙حجت الاسلام والمسلمین استاد 🌐نهضت جهانی نهج‌البلاغه خوانی(استاد مهدوی_ارفع) 👇ما رو دنبال کنید👇 📤 @mahdavi_arfae
✨ بسم الله الرحمن الرحیم✨ 🌹 شرح 🔷 ترک آرزوها 💠 و درود خدا بر امیرالمومنین فرمودند: "بهترين بى نيازى، ترك آرزوهاست". 🔻امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در حکمت ۳۴ نهج البلاغه می فرمایند: «أَشْرَفُ الْغِنَى تَرْكُ الْمُنَى» ؛ شریف ترین بی نیازی ترک کردن آرزوها است. 🔻مسأله آرزوها در مکتب ما از جمله در نهج البلاغه، ساختار موضوعی و مفهومی بسیار دقیقی دارد. از طرفی هر آرزویی خوب نیست و هر آرزویی بد نیست و آرزوهای خوب هم در یک شرایطی می‌توانند آسیب‌زا باشند و آن وقتی است که طولانی و بیشتر ناظر به جنبه مادی و دنیوی باشد. 🔻اصل آرزو در زندگی انسان، جزء زندگی انسان است. انسانها انرژی و نیرو و امید خودشان برای حرکت، تلاش، مقاومت و مبارزه را به واسطه آرزوهایشان می گیرند. اگر انسان آرزوی به درد بخوری نداشته باشد، هیچ انگیزه‌ای برای تلاش و سخت‌کوشی و مبارزه و امثال این ندارد. همین امر می‌تواند دستاویزی باشد برای و نفس امّاره و ابلیس که ما را فریب بدهد و معطّل سراب کند. یعنی انسان برای رسیدن به آرزوها چون تلاش می‌کند، حالا اگر آرزوهایش را با توهّمات یا با آرزوهای بی ارزش جایگزین بکند تمام تلاشش مصروف یک مسیر غلط و پر خطایی میشود. 🔻در حکمت ۳۶ نهج البلاغه حضرت می فرماید : «مَنْ أَطَالَ الْأَمَلَ أَسَاءَ الْعَمَلَ» ؛ کسی که آرزوهایش طولانی باشد کارهایش زشت می شود. چون می‌خواهد به هر قیمتی به آن آرزو برسد، از طرفی آرزو هم خیلی بزرگ است و می‌داند در مسیر عادی و طبیعی و قانونی نمی تواند برسد، لذا دست به رفتارهای غیر عاقلانه غیر شرعی و غیر اخلاقی و عقلانی می زند ؛ سندسازی می‌کند، دروغ می‌گوید، تهمت می‌زند، فریب می دهد، باج می دهد و رشوه می دهد تا به آن آرزو برسد، لذا اعمالش را زشت می کند. به همین دلیل برای مسأله آرزوها باید خیلی خیلی متّکی به آموزه‌های دین عمل کرد. 🔻در این حکمت ۳۴ حضرت می فرمایند، انسان یکی از چیزهایی که به آن احساس نیاز می کند، آرزوهایش است. اگر بتواند از این آرزوهایی که سطح تعالی انسان را تنزّل می دهد کلاً دست بکشد، یعنی خودش را طوری تربیت کند که اصلاً دل بسته به این خواسته‌ها نباشد خوب این بی‌نیاز شده است. چون انسان بی نیاز دو جور است انسانی که رسیده و دارد و توانمند شده و ثروتمند شده، دوم انسانی که خواسته و درخواست اینطوری ندارد و حاجت مادی ندارد. اینها هر دو بی نیاز هستند و بهتر از آن بی نیازی که به واسطه ثروت است و شریف تر از آن بی نیازی که به واسطه ی رسیدن به آرزوها به هر قیمتی است، ترک آرزوهاست؛ بنابراین «أَشْرَفُ الْغِنَى تَرْكُ الْمُنَى». 🎙حجت الاسلام والمسلمین استاد 🌐نهضت جهانی نهج‌البلاغه خوانی(استاد مهدوی_ارفع) 👇ما رو دنبال کنید👇 📤 @mahdavi_arfae