eitaa logo
مجتمع مهدی یاران خراسان جنوبی
385 دنبال‌کننده
632 عکس
153 ویدیو
29 فایل
مجتمع مهدی‌یاران خراسان جنوبی نمایندگی موسسه مصاف در استان بیرجند، نبش توحید ۲۸ ۰۹۳۶۳۵۳۰۷۰۷ گروه جهادی (مهرمهدوی) هیات مهدی یاران (موکب مع‌امام منصور) موسسه فرهنگی و هنری موسسه قرآنی و خانه قرآن کانون فرهنگی تبلیغی موسسه مردم نهاد باشگاه فرهنگی ورزشی
مشاهده در ایتا
دانلود
┈┅=❁ـ﷽ـ❁=┅ 👈تلاوت‌روزانه‌یک‌صفحه‌قرآن‌کریم. حدیث روز قال أميرالمؤمنين(عليه السلام): الْغَفْلَةُ تَكْسِبُ الإِغْتِرَارَ وَ تُدنِي مِنَ الْبَوَارِ غفلت و بی‌خبری، فریب به بار آورد؛ و انسان را به هلاکت نزدیک می‌سازد. تصنیف غررالحکم ۵۷۵۹ ┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄ @mahdavi_birjand
گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست؟ اباصلت که از یاران نزدیک امام رضا علیه‌السلام بوده است می‌گوید: بعد از شهادت امام رضا علیه‌السلام به دستور مأمون زندانی شدم و یک سال در زندان بودم و به هر دری می‌زدم خلاصی حاصل نمی‌شد. عاقبت شبی که بسیار دلتنگ شده بودم و از زندان و دوری و تنهایی به ستوه آمده بودم، به محمد و آل محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله متوسل شدم و حضرت جواد را به یاری طلبیدم. هنوز لحظاتی نگذشته بود که حضرت جواد الائمه علیه‌السلام را در زندان پیش روی خود دیدم. فرمود: «دلتنگ شده‌ای؟ نه؟» گفتم: «آری یابن رسول الله» فرمود: «برخیز!» زنجیر از پاهای من باز شد امام علیه السلام دست مرا گرفت و با هم از میان درهای بسته و از مقابل چشمان باز مأموران عبور کردیم. وقتی از زندان فاصله گرفتیم، امام علیه‌السلام فرمودند: «دیگر دست آن‌ها به تو نخواهد رسید و چشم تو در چشم مأمون نخواهد افتاد.» و چنین شد. ... پیش از خداحافظی از امام علیه‌السلام پرسیدم: «چرا در تمام این یک سال به سراغ من نیامدید؟...» امام علیه السلام فرمودند: «تو کی ما را به اخلاص طلب کردی و ما نیامدیم؟!» 📚 برداشتی از کتاب آسمانی ترین مهربانی نوشته سید مهدی شجاعی ولادت حضرت جواد الائمه علیه‌السلام مبارک باد ┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄ @mahdavi_birjand
┈┅=❁ـ﷽ـ❁=┅ 👈تلاوت‌روزانه‌یک‌صفحه‌قرآن‌کریم. حدیث روز قالَ الإمام محمد تقی الجواد(ع ) : الْمُؤمِنُ یَحْتاجُ إلی ثَلاثِ خِصال: تَوْفیق مِنَ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ وَواعِظ مِنْ نَفْسِهِ وَقَبُول مِمَّنْ یَنْصَحُهُ . مؤمن در هر حال نیازمند به سه خصلت است: توفیق از طرف خداوند متعال واعظی از درون خود قبول و پذیرش نصیحت كسی كه او را نصیحت نماید. بحارالأنوار، ج ۷۲ ، ص ۶۵ ، ح ۳ ┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄ @mahdavi_birjand
┈┅=❁ـ﷽ـ❁=┅ 👈تلاوت‌روزانه‌یک‌صفحه‌قرآن‌کریم. حدیث روز قالَ السَّجادُ عليه السلام: لايَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ تَقْوى وَكَيْفَ يَقـِلُّ مايُتقَبَّلُ. كارى كه با تقوا همراه باشد اندك نيست، چگونه آنچه مقبول خـدا قرار گرفته، انـدك محسـوب شـود. تحف العقول، ص 318. ┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄ @mahdavi_birjand
📌 دوازدهم غایب است... به خانه بر‌می‌گشت. هوا تاریک شده بود. قدم‌زنان وارد کوچه شد. چشمش به چراغانی سر‌در خانه‌ها افتاد. نگاهی به اطراف کرد. چیزی متوجه نشد. آنقدر خسته بود که حوصلهٔ فکر‌کردن نداشت. وارد خانه شد. کفش‌هایش را کنار گذاشت و با زدن کلید برق، وسایلش را روی میز انداخت. به طرف آشپزخانه رفت. با افسوس نگاهی به یخچال خالی کرد و بی‌رمق وارد اتاقش شد. خود را روی تخت انداخت. از فرط گرسنگی دلش پیچ و تاب می‌خورد، اما دیگر پولی برایش نمانده بود و به واریز حقوقش هم چند‌روزی مانده بود. چشمانش را بست و همان‌طور با لباس‌های کاری که به تن داشت، سعی کرد بخوابد. بالاخره خوابش برد. اما زمانی نگذشته بود که با صدای زنگ در بیدار شد. به سختی از جا برخاست و مانتو و روسری‌اش را درست کرد و به طرف در رفت. - بله؟ در باز شد و چشمش با دیدن ظرف نذری و شیرینی که کنارش بود برق افتاد و با تته‌پته گفت: سلام، خیلی ممنون… خانمِ چادریِ مقابلش لبخندی زد و با مهربانی گفت: سلام دخترم. بفرمایید. باید از آقا تشکر کنی. ظرف را گرفت و بدون فکر در را بست! آنقدر هول شد که نفهمید منظور او از آقا چه کسی بود! شروع به خوردن کرد و از پنجره آشپزخانه به آسمان تاریک چشم دوخت و زیر لب «الهی‌شکر» گفت. دوباره سعی کرد بخوابد. این بار زود خوابش برد. نیمه‌های شب، شگفت‌زده از خواب بیدار شد. ناخوداگاه زیر لب زمزمه می‌کرد: «خدا تو را با ما محشور کند… خدا تو را با ما محشور کند...» صدای چه کسی بود؟ خواب بود یا بیدار؟ سراسیمه بلند شد و به‌سمت پنجره مشرف به کوچه رفت. شتاب‌زده پرده را کنار زد. نگاهش به پرچمی‌ زیبا میخکوب شد. با خط نستعلیق نوشته بود: «یا جواد الائمه ادرکنی» - امشب… امشب میلاد امام جواد بود؟! اتفاق امروز ناگهان در ذهنش مرور شد: پیرزنی ناتوان را با ته‌مانده پولش به خانه‌ رسانده و خودش پیاده، تمام راه را تا خانه طی کرده بود… اشک از چشمانش سرازیر شد… وقتی به یاد آورد که آن زن چادری همسایه چه گفته بود: باید از آقا تشکر کنی… وضو گرفت و بر سر سجاده نشست. بی‌اختیار یاد شعری که از کودکی آموخته بود افتاد: دوازدهم غایب است، زنده ولی حاضر است… با خودش فکر کرد، امامی که شهید شده این‌گونه هوای بچه‌شیعه‌ها را دارد، پس امامی که حیّ و حاضر است، چقدر حواسش به ما هست! دوباره یاد شعر افتاد: مهدی صاحب زمان اوست خدا را نشان ظهور کند زمانی روشن کند جهانی ┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄ @mahdavi_birjand
┈┅=❁ـ﷽ـ❁=┅ 👈تلاوت‌روزانه‌یک‌صفحه‌قرآن‌کریم. حدیث روز قالَ مُوسَى بنُ جَعفَر عليه السلام: اِنَّ اَبْدانَكم لَيْسَ لَها ثَمَنٌ اِلاَّ الْجَنَّةُ، فَـلاتَبيعُـوها بِغَيْـرِها. همانا بدنهاى شما را بهايى جز بهشت نيست. پس آنـرا به غـير بهشت نفـروشـيد. [تحف العقول، ص 389.] ┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄ @mahdavi_birjand