28.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻الگوهای لیبرال؛ منشا بحران
🔹️آیتالله میرباقری: آن اقتصادی که ضریب جینی را به نفع طبقه سرمایهدار تغییر میدهد و شکاف طبقاتی را تعمیق میکند، «اقتصاد اسلامی» است یا «اقتصاد نئولیبرال»؟
@mahdytehrani
🔻راه خروج از بنبست حجاب
🔹طراحان قانون حجاب به عنوان مدافعان؛ و دولت و دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و رئیس مجلس و نمیدانم چند جای دیگر به عنوان مخالفان و مصلحتاندیشان، دعوایشان در یک کوچه بنبست گیر کرده است: با حجاب چه کنیم؟
🔹این کوچه میتوانست راه در رو داشته باشد؛ اگر موافقان به جای بسنده کردن به تصویب و مطالبه ابلاغ و اجرای آن، به دنبال ایجاد یک عزم ملی، یک مطالبه کشوری و یک فهم مشترک از مسئله در میان سلایق مختلف میبودند که نبودند و نیستند. قانون اگر بخواهد قانون باشد و پایدار هم باشد باید بروندادِ ملت باشد و الا اگر یک گروه سیاسی تصویب و ابلاغ و اجرایش هم بکند، گروه سیاسی دیگر حتی اگر نتواند جلوی تصویب و ابلاغ و اجرایش را بگیرد، دو روز بعد با چرخاندن فرمان مجلس میتواند قانون مطلوب خودش را تصویب و ابلاغ و اجرا و جایگزین کند. به خاطر داریم که در کشور انتخابات برگزار میشود. به این ترتیب مشکل نه از این فرد و آن فرد که از عدم فهم امکانها و مسیرهای اجتماعی است.
🔹اما در این وضع بنبست چه راه خروجی میتوان نشان داد؟ اگر نمیتوان با قانون، مشکل حجاب را حل کرد، شاید بتوان با قانون روند حجاب را فریز کرد و جلوی برهنگی را گرفت. این هم البته پشتوانه ملی میخواهد. بد نیست بگذاریم پزشکیان از آن برای خودش در مقابل تندروها دستاورد هم بسازد.
@mahdytehrani
🔻جمهوری اسلامی و بحران مدیریت تکثر
🔹وقتی وفادارانت را هم باید با مصوبه شورای عالی امنیت ملی و کلی حاشیه پس از راهپیمایی روز قدس از جلوی مجلس جمع کنی و در حرم امام رها کنی، یعنی یک جای کارت میلنگد. یعنی مدام و مدام و مدام داری به امنیت پناه میبری. میخواهید حکومت نظامی اعلام کنیم تمام شود؟ میخواهید جای مجلس شورای اسلامی، شعام یا اصلا شورای انقلاب بگذاریم؟!
🔹مسئله تکثر و مردم شاید کانونیترین تاکید من در ماههای اخیر بوده است. اکنون هم مسئله را در همین چارچوب میفهمم. جمهوری اسلامی دچار بحران مدیریت تکثر است. وقتی تکثر را نه به مثابه وضع طبیعی، نه به مثابه فرصت و نشان قدرت که به مثابه تهدید میفهمی و به جای نزاع در بستر اندیشه و ساز و کارهای اجتماعی، مداوماً به امنیت پناه میبری، این دیوار کج همان است که تا بحران میکشاندت!
🔹تکثر وضع طبیعی جامعه است. باید سلایقی باشند و باید چهرههایی قوی هم برای نمایندگی داشته باشند تا اولا رهبری به عنوان کانون تعادل جایگاهش را پیدا کند، ثانیا نمایندگیکنندگان بتوانند در مسیری دوسویه هم صدای بدنه را منعکس کنند و هم فراز و نشیبها در بدنه را با راهبری و واسطهگریشان حدالامکان مهار کنند و ثالثا در کشاکش سازنده آرا، مسیر تحول پیش روی انقلاب زنده بماند. وضع تکثرستیز وضعی است که در آن هم انقلابیون و هم غیرانقلابیها را مداوما باید سرکوب کنی و برای کشور مدام با امنیت نسخه بپیچی. وضعی است که مدام باید دلهره مشارکت انتخاباتت را داشته باشی. وضعی است که از مردم میترسی؛ حتی از حزباللهیهایش یعنی این ضدامنیتیهای جدید. وضعی است که در آن حلقه وفادارانی برای انقلاب نمیگذاری. این براندازی تا کجا باید ادامه پیدا کند؟
🔹مجوز بدهید تا اینقدر برای غیرقانونی نامیدن این تجمع و آن تجمع به زحمت نیافتید. کدام قانون؟ قانونی که جایی برای اعتراض مسالمتآمیز در آن نیست؟ و کدام امنیت؟ امنیتی که از چند زن چادری که جلوی مجلس نشستهاند به خطر میافتد؟
@mahdytehrani
🔻موضوع انشا: امنیت
🔹وقتی آبجی فاطمه گفت چند تا خانوم جلوی مجلس تجمع کردهاند و بچههایشان را شیر میدهند، تازه دستم آمد که امنیت یعنی چی. از آن شب از بیامنیتی اصلا خوابم نمیبَرَد. یعنی اوضاعمان چطور میشود؟ اگر آبجی نتواند دیگر برایم قصه بگوید چی؟ بقال سر کوچه، مشدرحیم هم میگفت امنیت شغلیام جریحهدار شده. صبحها دو به شَکَّم که با وجود تجمع این خانومها مغازه را باز کنم یا نه! درست است که فاصلهاش با مجلس زیاد است؛ ولی بالاخره وقتی امنیت به خطر میافتد، اینجا و آنجای شهر ندارد. خانوم بیحجابی که در اتوبوس کنارم نشسته بود هم همین حرفها را میگفت. از وقتی تجمع شروع شده نمیدانست میتواند در ایران بماند یا باید برود اروپا!
🔹خلاصه این خانومها هر هدفی که داشتند، به من اهمیت امنیت را یاد دادند. فکرش را نمیکردم که چطور ۲۰، ۳۰ تا خانوم با بچههایشان میتوانند شهر را ناامن کنند. اصلا امنیتی که اینطور بیامنیت میشود، امنیت است؟!
🔹بعد از راهپیمایی شنیدم الحمدلله شورای امنیتیها این بساط ضدامنیتی را جمع کردهاند. امیدوارم مشدرحیم هم خبردار شده باشد که بتواند مغازهاش را با خیال راحت و بدون ترس و لرز از اعتراضات ضدامنیتی باز کند. من هم دیگر با خیال راحت میتوانم سرم را روی متکا بگذارم تا آبجی فاطمه برایم داستان پت و مت را تعریف کند!
@mahdytehrani
🔻خداقوت به همسنگران انقلابیام/۱از۲
🔹همین دو، سه ماه پیش بود که در پاسخ به اینکه "چه باید کرد؟" تلاش کردم در جمع معتکفین بگویم شما اشتباه میکنید در چنین شرایطی به دنبال اقدام و پروژهای خیلی خاص، خیلی فکر شده، خیلی ویژه و خیلی مهم میگردید. اصلیترین ماموریت، نه حتی "احیای امر انقلابی" که "توسعه امکان امر انقلابی" است. تلاش کردم بگویم شما باید کاری کنید که "همه" کاری کنند نه اینکه "فقط خودتان" کاری کنید! به عبارت بهتر باید "سوژه انقلابی"، کانون تلاش شما باشد؛ شاید یعنی همین "هسته سخت". گفتم مهم نیست حتی چه میکنید؛ مهم این است که کاری کنید! اینجا
🔹امروز فضا تا حدی تغییر کرده و این تغییر شاید بیش از همه مرهون دو نماینده گرانقدر انقلابی یعنی حمید رسایی و امیرحسین ثابتی است. همانها که خیلیها تلاش کردند نباشند و در خیلی لیستها جایی نداشتند. اینها همان پاجوشها هستند؛ علیه تکبر چنارها. دلمشغولیِ اقتصاد در مواجهه با وزیر و دلمشغولیِ فرهنگ در مواجهه با آنان که جز امروز و فردا کردن، چیزی در آستین ندارند، دو محور اصلی این تلاشها بود. تجمع حجاب هم اگر چه شاید هیچیک به عنوان یک راهکار مطلوبش نمیدانستیم، در نهایت کمک کرد؛ کمک به مرگ بیتفاوت بودن! کمک به "توسعه امکان امر انقلابی". جمع شد؛ اما حتی با جمع شدنش هم کمک کرد.
🔹و اکنون؛ اکنون اینها به ذهنم میرسد:
🔸یکم.
- چهرههای جریان انقلابی؛ یعنی همانها که خط مقدماند و همانها که برخی آببهآسیبریزها به خاطر دعوای دو روزه سیاسیشان ازشان طالبان ساختند را ارج نهیم و ویترین انقلابی را تکمیل و پُررنگ کنیم. زبان تکریم داشتههامان را داشته باشیم.
- انگارهای که این ویترین به ذهن متبادر میکند مهم است؛ مصمم، متعهد، دلسوز، دارای راهحل، مردمی، انقلابی، عمیق، در صحنه و... . نگذارید نیروی انتظامی یا رقبای سیاسی انگارهای دیگر بسازند.
🔸دوم.
- در کنار تداوم همین کنشگریها با هدف "توسعه امکان امر انقلابی"، باید بتوان کورسوهای امید و ادبیاتی برای عبور ساخت. هم در برآوردی کلان، نحوی از بازسازی گفتمانی ضرورت دارد و هم در سطح خُرد باید بتوان در مسائل مهم کشور راهحلی امیدآفرین دست و پا کرد. به این ترتیب وارد فضای "احیای امر انقلابی" خواهیم شد.
- در سطح کلان، هویت این جریان، جایگاهش در منظومه انقلاب اسلامی و در نسبت با آرمانهای اصیل انقلاب خمینی، رسالت، هدف و دلمشغولیاش یعنی اینکه به دنبال چیست، نسبتش با مردم و روش انقلابیاش اهمیت دارد. "روایت" که رهبرانقلاب به اهمیتش اشاره داشتند، در سطح کلانش(کلانروایت) با همین تلاشها شکل میگیرد. باید بگوییم کیستیم، کجا ایستادهایم و کدام سو باید برویم. چهرههای فکری، حلقههای فکری و مطالعاتی همه و همه میتوانند کمک کند. شاید بتوان حتی کتاب هم معرفی کرد و حولاش جریان شکل داد.
- نسبت به تمامی آنچه میکوشد اصل این گفتمان را با انگهایی دمدستی کنار بزند، باید حساس بود. مثلا گاه بهگونهای فاصله با رهبری را القا میکنند که انگار آنها که برای برجام دست و جیغ و هورا میکردند، مطابق طرح آیتالله خامنهای میاندیشند! آتشبهاختیاری و مجتهد بودن و نه کدمحور بودن، لازمهاش تکثر درونی است؛ لازمهاش امکان خطاست. خطای آنها در کدهای نامعتبرشان است و خطای اینها لازمه امر اجتهادی. و البته انفعال همیشه خطای کمتری دارد! سیدحسن نصرالله هم که باشی یک جا مثلا در مورد مُرسی ممکن است، تحلیلات متفاوت از آب در بیاید؛ چه اشکالی دارد؟چه کسی میتواند انکار کند که سیدحسنی؟ آتش به اختیاری اصلا یعنی همین؛ یعنی آنقدر حضور و کنشگریات مهم است که به خطاهای احتمالیات هم میارزد. خردهگیران، تمجید رهبری از رشد جریان دانشجویی را نمیبینند؛ تمایز در یک تحلیل آن هم در یک ضلع جریان انقلابی را اما بدجوری میبینند؛ چون ولایتمداریشان سیاستزده است. دعوت رهبری به روحیه انتقادی را نمیبینند؛ اما یک ملاحظه در مورد نقد را بدجوری میبینند تا وفاق تا تئوریزه کنند؛ و وفاق یعنی بیعملی، یعنی سکوت، یعنی انفعال، یعنی ای وای دو قطبی نشود، یعنی بگذار روند هنجاری تختهگاز به سمت پرتگاه برود تا بعدا در آرامش فکری بکنیم؛ یعنی نورمالیزاسیون؛ سقوط در سکوت! کشتی را در ساحل تعمیر کردن نه تنها هنر نیست که اصلا چون این کشتی به ساحلآمدنی نیست، چنین تعمیری هم توهم است. باید بگویی در دریا چه کنیم. اگر تشیع در تمامیتش نسبتمند با شریعت و مخطئه است، جریان انقلابی هم جریانی است نسبتمند با رهبری و در تلاش مداوم برای تحکیم این نسبتمندی؛ جریانی است که پویایی، نوبهنو شدن و رشد، در ذات انقلابی و ضدمحافظهکارانهاش جریان دارد.
ادامه دارد...
@mahdytehrani
🔻خداقوت به همسنگران انقلابیام/۲از۲
- هرگونه مرزبندی با جریان انقلابی در لباس عقلانیتبازی یا متفکرنمایی از آنجا که در مواجهه با اصل این حرکت قرار میگیرد، خطاست. هر تلاش اصلاحی و ترمیمی باید در سایه تکریم اصل روحیه انقلابی و ذیل آن باشد. این دقیقاً همان منطق رهبری است و صد در صد در مقابل منطق آنهایی قرار دارد که به اسم اصولگرایی دیگریشان را جریان انقلابی تعریف کردهاند؛ یعنی همان آببهآسیبریزها؛ همان وسطبازها؛ همان وفاقیها. رهبری از تمامیت جریان انقلابی تجلیل میکند و نکاتی را گوشزد؛ اینها نکات را بهانه میکنند تا در مقابل تمامیت جریان انقلابی بایستند.
- در سطح خُرد مثلا در اقتصاد به طور خاص، مسئله ارز اهمیت کانونی دارد. ریلگذاری ارزی باید عوض شود.
🔸سوم.
پاشنه آشیل تمامی این حرکتها، غفلت از ادبیاتسازیِ مردمی و انعکاس مناسب تحولات در لایههای مختلف اجتماعی است. نهضتها باید احیا شوند. همه مردم، باید مردم دانسته شوند و مدنظر قرار بگیرند. خیلی از صداها اصلا به گوش خیلیها نمیرسد. دقت کنیم که تفوق در منازعاتِ میان سیاسیترها کافی نیست.
🔸چهارم.
در افقی بلندمدت، تجربه برجام به عنوان یک صحنه درخشش و در عین حال ناکامی جریان انقلابی درسآموز است. تجربه نشان داد حق با جلیلی بود یا ظریف و نشان داد دقیقا از کجاها لطمه خوردیم. به جوانترها میگویم باید صفر تا صد آن ماجرا را با جزئیاتش بخوانید. باید "تجربه جریان انقلابی در برجام"، کتاب و تدریس شود. فارغ از اینها درسی مهم برای جریان انقلابی داشت: برای اثرگذار بودن باید سهم تاثیر و حضورت را در کانونهای اصلی و حساس تصمیمگیری کشور بالا ببری وگرنه هر چه هم جریان بسازی آنها که نمیخواهند بشنوند، نمیشنوند! باید به حلقههای دیگری راه یافت. تجربه حجاب هم حتی همین را میگوید.
🔸پنجم.
نسبت به تحدید جمهوریت به اسم امنیت حساس باشیم.
@mahdytehrani
🔻مذاکره، وعده صادق، حجاب و جمهوریت!
🔹چه میشود که همه چیز "در هم" به نظر میرسد؟ چه میشود که ترامپ باورپذیرتر میشود؟ چه میشود که روایتبافی ته میکشد؟ چه میشود که حتی نیروی انقلابی هم متهم میشود؟ چه میشود که نگرانی در مورد هسته سخت نظام هم حتی به تمسخر گرفته میشود؟ پاسخ یکخطیاش این است: داریم "جمهوریت" را حذف میکنیم.
🔹بگذارید با مجلس به عنوان نماد دموکراسی آغاز کنیم. شمردهاید که مسیرهای موازی مجلس چقدر مدام و مدام بازتولید شده است؟ قالیباف متهم است؟ بله، حتما! اما نه فقط به این خاطر که قانون عفاف و حجاب را ابلاغ نمیکند. دقیقا به این خاطر که نماد جمهوریت را به هیچ میگیرد. اگر از نهادهایی چون شورای عالی انقلاب فرهنگی بگذریم، جلسات سران قوا، شورای عالی امنیت ملی، دبیرخانه شورا، نهادهای اینور و ور و... نقششان چیست جز آنکه هر چه بیشتر و بیشتر مردم و نمایندگان مردم را نامحرم کنند و تصمیمات را به اندرونیتر نظام بکشانند؟ تبعات این به اندرونی رفتن چیست؟ چرا نمیشود امور از مسیر خودش پیش برود و چرا مدام باید یک چیز جدید بسازیم؟ قانون اساسی چه میشود این وسط؟
🔹وقتی مدام به اندرونی میخزی و هر روز بیشتر و بیشتر از هسته سخت نظام احساس استغناء میکنی، وقتی پاسخگو نیستی، وقتی اطلاعات نمیدهی و ترامپ اطلاعات میدهد، خب واضح است که باید این حزباللهیهای بدبخت موی دماغ هم قلمداد شوند، چون وقتی پاسخگو نیستی، حوصله سوال هم نداری. به ما اعتماد کنید و بروید پی کارتان. دیگر جامعهای غیرسیاسی میخواهیم؛ منهای جمهوریت. اگر اینها فریاد هم زدند که بابا مراقب هسته سختتان باشید، متکبرانه مسخرهشان میکنید و میگویید توهم دوم خردادی گرفتهاید.
🔹به سرِ خط برگردیم. بازی در نظام باید مبتنی بر تعادل نیروهای اجتماعی پیش برود و اگر چنین شد، این نیروهای اجتماعیاند که خود مسئول کارآمدی و ناکارآمدیهاشان خواهند بود اما وقتی همه چیز را به اندرونی بردی، باید خودت هم پاسخگوی همه چیز باشی. برجام بالاخره دستهگل کیست؟ نظام یا روحانی؟ بگویید یقه همان را بگیریم. چرا منافقانه بازی میکنید؟
🔹حکومتداری سنخی از بازی است و نیروهای اجتماعی بازیگران عرصه و رقیب هماند. همگی به حاکمیت و رهبری درصدر آن به عنوان نیرویی توازنبخش محتاجاند. اما اکنون تصویر را برگردانید و همه چیز را به اندرونی ببرید. مسئول همه چیز اندرونی است و نیروهای اجتماعی متفقاً باید مسئلههایی را با حاکمیت حل کنند؛ حتی حزباللهیهایشان. رهبری هم نقشی به عنوان توازنبخش ندارد. او میانجی نیست؛ طرف دعواست. این کمک به رهبری است؟
🔹و خب در این تصویر بیربط چه اتفاقی میافتد؟ تو نه تنها به حذف نیروهای انقلابیات که در واقع در گام اول به حذف تمامی لایههای میانی که باید به عنوان یک فرصت بازیگر صحنه میبودند اقدام کردی، چون همهشان را تهدید دیدی و در گام بعد در واقع جمهوریت را حذف کردی. تو رهبری را تنها کردی.
🔹سخنرانی اخیر رهبری در خصوص وعده صادقها خاطرتان هست؟ آنجا رهبری گفتند "اگر آن کاری که شما متوقّعید انجام بگیرد و انجام نمیگیرد، دنبال کنید و تحقیق کنید"؟ خب کدام تحقیق وقتی جمهوری اسلامی قدرت پاسخگویی، روایتسازی و خبر اول دادنش را از دست داده؟ جریان انقلابی متهم است یا اینها که سرشان را کردهاند در اندرونی؟
🔹به جمهوریت برگردیم.
@mahdytehrani
🔻زوایای پنهان مذاکره با آمریکا
🔹یکم. ایران و آمریکا در طول سالیان اخیر و حتی در دولت شهید رئیسی و بعد از آن مداوماً مذاکراتی داشتهاند. رهبرانقلاب در دیماه گذشته تصریح کردند که لحاظ منافع آنها در چنین مذاکراتی تهدید مردمسالاری است. این نشان میدهد که مذاکراتی همواره وجود داشته و البته ملاحظاتی هم گاه در خصوص آن بوده.
🔹دوم. مسئله دقیقا آنگاه حساس میشود که ۱)پای مذاکرات کلان به میان میآید، ۲)ترامپِ قاتل طرف مذاکره میشود، ۳)مذاکرات به مستقیم شدن سوق مییابد و ۴)مذاکرات نه در بستر نوعی همکاری که در بستر تهدید شکل میگیرد.
🔹سوم. خصوصا پس از آتشبس در غره، موضع به ظاهر ضدجنگ ترامپ، سادهلوحیهایی را در ایران به دنبال داشت که از آمریکا تصویر یک آمریکای خوب میساخت؛ آمریکایی که دیگر مثل گذشتهاش نیست. واضح شد که چنین تصویری چقدر سخیف بوده است.
🔹چهارم. ذوقزدگی دولت پزشکیان در مقابل بازیِ فریب ترامپ که همراه با فضاسازی دیپلماتهای سابق بود، طبیعتاً باید با مواجهه صریح جریان انقلابی مواجه میشد که مهدی کوچکزاده این نقش را در مجلس بیش از همه بر عهده گرفت. این در شرایطی بود که حتی وزارت خارجه هم با توجه به مواضع ترامپ به بیحاصل بودن مذاکرات رسیده بود اما تنها ماندن کوچکزاده در بیان موضع انقلابی، بار مسئولیتِ موضعگیری صریح را بیش از همه متوجه رهبری کرد.
🔹پنجم. دقیقاً چرا اکنون مذاکره مطرح میشود؟ مسئله را باید بخشی از مناسبات محور مقاومت دید؛ یعنی بستری کاملا متفاوت با مذاکرات گذشته. جنگ پنهانی که بین محور مقاومت و جریان استکبار وجود داشت، از ۸ اکتبر صورتی عریانتر به خود گرفت. طبیعتاً طرف مقابل در برابر پیشرویهای گام به گامش در سوریه و لبنان و فلسطین باید سراغ مادر شرور این بچهها بیاید. پس موضوعیت این مذاکرات دقیقاً نه حول تحریم یا مسائل پیشین که حول جنگ است.
🔹ششم. ادبیات ترامپ ادبیاتی پرتناقض و دوسویه بود و متناسب با آن ادبیات طرف ایرانی هم دوسویه شد. ظهور واضحش را میتوان در دوگانگی ادبیات لاریجانی و عراقچی در مسئله سلاح هستهای دید.
🔹هفتم. مطلوب طرف مقابل لیبیسازی ایران است و این را به صراحت نتانیاهو هم میگوید. واضح است که اگر چنین موضعی تعدیل نشود، فرجامی برای مذاکره متصور نخواهد بود. در طرف مقابل و در مقابل تهدید جنگ، طرف ایرانی با تهدید حرکت به سمت سلاح هستهای و به رخ کشیدن قدرت نظامی درصدد ایجاد موازنه بوده است. آیا آمریکا با دست خود ایران را اتمی خواهد کرد؟
🔹هشتم. مطابق بیان سرلشگر باقری رهبرانقلاب در چنین شرایطی اجازه مذاکرات غیرمستقیم را دادهاند و چنین مذاکراتی از بستر پیشنهادی ایران یعنی همان عمان پیگیری خواهد شد و نه امارات.
🔹نهم. چنانچه مذاکره باید در بستر محور مقاومت فهم شود، قاعدتاً نمیتواند و نباید با صرف نظر از مسائل محور مقاومت پی گرفته شود. نمیشود فلسطین از نقشه پاک شود و ما دلمشغول خودمان باشیم. به این ترتیب به نظر میرسد منطقاً مذاکره با هر گسترهای آغاز شود، از نگاه هیچیک از طرفین نمیتواند منطقه را کاملا نادیده بگیرد. نه برای طرف آمریکایی چنین نادیدهانگاریای مطلوب است و نه طرف ایرانی.
🔹دهم. تصویرسازیِ رسانهایِ این مذاکرات چیزی است که تا کنون طرف ایرانی در آن عمیقاً از طرف آمریکایی که در سطح رئیسجمهور به میدان آمده، عقب مانده است.
🔹یازدهم. موضع اقتدار هم در طرف ایرانی دچار خلل شد؛ تا آنجا که سرلشگر باقری هم لباس نظامی از تن درآورد تا پیام صلح بدهد!
🔹دوازدهم. آنچه در گام نخست در عمان رقم میخورد چنین که شواهد برمیآید، بیش از آنکه مذاکرهای مشخص باشد، گفتوگوهایی اولیه در خصوص امکان مذاکره است. توضیحات وزارت خارجه آمریکا هم همین را میرساند:"آنچه در عمان اتفاق خواهد افتاد، مذاکره نیست؛ بلکه گفتوگو برای کشف آنچه است که میتوان از طریق مذاکره به دست آورد."
🔹سیزدهم. آنچه در طی این روزها چالشساز شده، مستقیم یا غیرمستقیم بودن مذاکره است. به نظر میرسد این مذاکرات هر چه که باشد در ابتدا مستقیم نخواهد بود. غیرمستقیم بودن به معنای وجود نوعی واسطهگری است؛ چنانچه مثلا در دوران اوباما، کاترین اشتون در ابتدای مسیر، چنین نقش میانجیگرایانهای را بین دو طرف ایفا کرده است. با توجه به مواضع تدامپ و نیز خبر واشنگتنپست که اگر مذاکره مستقیم نباشد، طرف آمریکایی به عمان سفر نخواهد کرد، به نظر میرسد مستقیم شدت مذاکرات در ادامه و در صورت منطقی پیش رفتن روند غیرمستقیم، مدنظر دو طرف است. نسبت چنین وضعیتی هنوز با تاکیدات رهبرانقلاب مشخص نیست.
🔹چهاردهم. در چنین شرایطی:۱)هرگونه ابراز خوشبینی و درب بهشت نشان دادن، واضح است که ابلهانه است.۲)گفتمان مقاومت و شرافت در مقابل قاتلان رذل و گستاخ بینالمللی باید تقویت شود. ما در مراسم سیزدهبهدر نیستیم.۳)نیازمند آرامشِ همراه با خشمایم.
@mahdytehrani
🔻نگاهی به آخرین تحولات مذاکره با آمریکا
1⃣تداوم و بالا گرفتن ادبیات تهدیدآمیز از دو طرف
به نظر میرسد در طرف ایرانی با نوعی تقسیم کار مواجهیم. در مواجهه با ادبیات تهدیدآمیز طرف مقابل که از حمله اسرائیل و ضربالاجلی که احساسات ترامپ تعیین کننده آن است، سخن میگوید و ناو هواپیمابر به خاورمیانه میفرستد، رئیسجمهور و حتی وزیر خارجه ایران، بیش از همه پاسدار آرامش و دیپلماسیاند.
در مقابل تا کنون علی لاریجانی با بحث از احتمال تولید سلاح هستهای، شمخانی با اخراج بازرسان آژانس از تاسیسات هستهای و انتقال مواد غنیشده به مکانهای امن و در آخر ابراهیم رضایی، رئیس کمیسیون امنیت ملی با تاکید بر اقدام متقابل ایران به پایگاههای آمریکایی و... سطحی از توازن را ایجاد کردهاند.
به این ترتیب با گفتوگوهایی در سایه بالا گرفتن تهدیدات طرفینی مواجهیم؛ البته در طرف ایرانی تاکید بر راهحل دیپلماتیک پُررنگ است.
2⃣تعیینتکلیف واسطه در مذاکرات غیرمستقیم
بدر البوسعیدی وزیر خارجه عمان، نقش واسطهگری در مذاکرات رو به عهده خواهد داشت و مذاکره از طریق تبادل متن مکتوب پیش میرود. این نشان میدهد که ایران توانسته علاوه بر تعیین مسیر مذاکره یعنی عمان و احتمالا محدوده آن، در روش مذاکره تعیینکننده باشد.
با این همه آیا مذاکرات، مستقیم خواهد شد؟ طبق خبر رویترز طرف ایرانی چنین تغییری را به مشاهده نشانههایی از حسن نیت مثلا برداشته شدن برخی تحریمها یا آزاد شدن برخی پولهای بلوکه شده مشروط کرده است. اگر این خبر درست باشد، تغییر روند مذاکرات نیازمند نشانههایی از امکان پیشرفت کار خواهد بود. چنین تغییری البته در سایه تهدیدات مداوم بیمعنی به نظر میرسد.
هم طرف غربگرا در ایران و هم طرف آمریکایی نسبت به مستقیم شدن مذاکرات تعجیل دارد و البته طرف انقلابی نگران است.
3⃣دستپاچگی غربگرایان ایرانی
در حالی پزشکیان از عدم مخالفت رهبری با سرمایهگذاری آمریکایی در ایران سخن به میان آورده بود، این بیش از همه فیاض زاهد، مشاور پزشکیان است که از سرمایهگذاری ۱۰۰۰ میلیارد دلاری آمریکا سخن به میان آورده.
چنین دستپاچگیهایی را بعد از برجام و مثلا در خصوص سرمایهگذاری توتال در ایران هم میتوان دید؛ سرمایهگذاریای که با خروج توتال از ایران دود شد. همانزمان غربگرایان نوشتند:"توتال رفت و دوباره نوبت دلواپسان و مخالفان جذب سرمایه خارجی شده تا میدان را در دست بگیرند و با قیافهای حق به جانب بگویند: دل بستن به شرکتهای غربی از ابتدا اشتباه بود." این نشان میداد که نرود میخ آهنین در سنگ.
طرف غربگرا از ستاندههای احتمالی و درب باغ سبزها میگوید اما از دادنهای احتمالی و توقع لیبیشدنها نمیگوید.
4⃣ابهام در خصوص شرافتمندانه بودن مذاکرات
در طرف انقلابی همچنان این ابهام هست که اگر مذاکرات در چنین شرایطی غیرشرافتمندانه است، پس مذاکره چرا؟ برخی این چرخش را ناشی از کوتاه آمدن آمریکا و محدود کردن مذاکرات به مسئله هستهای دانستهاند. شاید توضیح واقعبینانهتر تحولات فضای مجادلات از سیاسی به نظامی از یک سو و پذیرشهای طرف آمریکایی در خصوص مسیر، محدوده و روش مذاکره از سوی دیگر باشد؛ مسئلهای که در ادبیات تبلیغاتی آمریکاییها بروز داده نمیشود.
بگذارید اینگونه بگوییم که یک حیوانِ به تمام معنا آنقدر جلوی درب خانه ما داد و فریاد کرده که درب را باز کردهایم بببنیم چه مرگش است. در چنین مناسباتی با چیزی غیر از مذاکره مواجهیم که حالا بخواهد شرافتمندانه باشد یا نه؛ با یک قاتل متکبر، با یک فرعون مدرن و با یک نمرود زمانه مواجهیم. شرافتمندانه این بود که پیش از این به تقاص خون سلیمانی ترورش میکردیم.
@mahdytehrani
🔻تصور کن حسین را در مذاکره!
🔹تصور کن که عباس برنگشته و حرم این بار نه بعد از حسین که قبل از غوغای قتلگاه در ازدحام افتاده. عباس را کشتند! صدای هلهلههاشان را نمیشنوی؟ حسین اما لباس رزم نمیپوشد؛ بلکه این بار به مذاکره برمیخیزد؛ رو در رو با شمر بیآنکه حمله به حرم حتی متوقف شود. حسین به نشانه ادبِ مذاکره، با شمر دست هم میدهد. کوفیان با آنکه داستان کربلا را شنیدهاند، نه آماده انتقام که حامی صلح شدهاند تا بتوانند زندگی خودشان را داشته باشند. همه آنها که در تاریکی شب عاشورا رفتهاند، خوشحالاند. حتی طرمّاح هم که برای رساندن آذوقه به خانوادهاش رفته بود، خوشحال است که شاید بتوان همه چیز را داشت.
🔹حسین اما آنقدر سرگرم مذاکره است که به خیمه نگاه هم نمیکند. ازدحام، هجمه، کودکان، آتش.... . حسین سرگرم مذاکره است اما تنها برای آنکه تنی چند از خاندانش را از مهلکه نجات دهد و بعد با همه کسانی که شب عاشورا فرار را بر قرار ترجیح دادهاند، تشیعی اردوغانی و زیستی پرنشاط و پر از رونق اقتصادی بر پا کند؛ بیآنکه بخواهد نگران تورم باشد. حالا اگر چند نفر هم در خیمه میسوزند چه باک! بگذار خیمهشان اصلا از روی نقشه پاک شود! خیمه میسوزد و حسین سرگرم مذاکره... حالا این هفته نشد، هفته بعد. قرار است شمر سرمایهگذاری کند! چند صد میلیارد دینار طلا! آرزو که عیب نیست!
@mahdytehrani
🔻خطر تکرار اشتباهمان در فلسطین
🔹داستان شنگول و منگول و حبه انگور را یادتان هست؟
🔹بگذارید برگردیم به پایان دوره بایدن. همان موقع که ترامپ خطاب به ناتانیاهو گفته بود finish the job و در ایران دست و جیغ و هورا میکردیم که ترامپ جنگ را پایان داد. آتشبس شد اما نه برای آتشبس که برای بازپسگیری گروگانها، کاهش فشارهای داخلی و بینالمللی علیه اسرائیل و ایجاد فرصتی مناسبتر برای جنگ؛ برای نه حتی حذف حماس که اصلا حذف غزه. چرا واقعا ما داستان شنگول و منگول را بیشتر نخواندیم؟
🔹و ایران. داریم مذاکره میکنیم. جلسه ۱۲ فروردین کنگره آمریکا. نماینده کنگره از مسئول اسبق میز ایران در سازمان سیا میپرسد:"برای استفاده از گزینههای غیردیپلماتیک علیه ایران چه مشکلاتی وجود دارد؟" و پاسخ:"اطلاعات ما از سایتهای هستهای ایران کامل نیست؛ چون ایران دسترسی کامل بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی را محدود کرده است." یعنی اگر بخواهند حمله کنند اهدافشان برای حمله دقیق نیست. خب چه باید کرد. مذاکره میکنیم تا دقیقش کنیم! ویتکاف از ضرورت راستیآزمایی میگوید. او همین امروز هم تاکید کرد:"راستیآزمایی برنامه هستهای، نقطه کلیدی مذاکره با ایران است." این نقطه کلیدی هم دقیقا در وهله اول قرار دارد. او تهدید هم میکند:"اگر قادر به راستیآزمایی برنامه هستهای ایران نباشیم، مجبور خواهیم بود بهدنبال گزینههای جایگزین برویم که این گزینهها، به نفع هیچکس نخواهد بود."
🔹سلامی داشته باشیم دوباره به گرگ داستان شنگول و منگول!
@mahdytehrani
🔻افق رهبری در مذاکرات
🔹مذاکره همواره وجوه آشکاری دارد که به زبان میآید و وجوهی که طرفین ابرازش نمیکنند اما اتفاقا همان مقصد و مقصود اصلی است. این مقصد اصلی اصلا نباید به مذاکره درآید؛ بلکه باید در پشت بازی مذاکره پوشیده بماند تا بتوان در بی سر و صدا آن را پیش برد.
🔹ویژگی این امر پشتپرده، این امر محرمانه، بلندمدت بودن آن است و رهبری بیش از همه ضامن این امر بلندمدت است. تاکتیکها میآیند و میروند اما سطح استراتژیک باید حفظ شود.
🔹بگذارید فکت بیاورم. خاطرات حسن روحانی:"اروپاییها کمکم به این نتیجه رسیدند که ما در مواردی که از لحاظ فناوری مشکلاتی داشتیم، تعلیق را نپذیرفتیم و فقط روی مواردی که مشکل فنی نداشتیم، تعلیق را پذیرفتیم... در واقع ما با فضای آرامی که ایجاد کردیم، توانستیم اصفهان را تکمیل کنیم." با برجسته شدن تعلیق نطنز، اصفهان تکمیل شد.
🔹بگذارید سادهاش کنیم. ما چه در دوره خاتمی که تعلیق کردیم، چه در دوره روحانی و برجام یعنی در دو دورهای که مذاکرات را به سرانجام رساندیم، هیچگاه از خروجی مذاکرات راضی نبودیم. درست است؟ پس این توانمندی هستهای که اکنون ما را در آستانه دستیابی به بمب اتم قرار داده از کجا آمده؟ دقیقا از همانجاها که کمتر به مذاکره در میآید و رهبری ضامن این سطح است. آیتالله خامنهای ما از آرزوی غنیسازی ۳.۵ درصد و داشتن چند سانتریفیوژ، تا به امروز رسانده.
🔹دعوای ما و آمریکا بر سر چیست؟ فارغ از آن افق تمدنی، آنها ایران قوی را نمیخواهند و ما ایران قوی را میخواهیم. مذاکره بر سر چیست؟ بر سر راههای سر کار گذاشتن طرف مقابل و خرید زمان. ما زمان میخواهیم برای قوی شدن و او زمان میخواهد برای به تاخیر انداختن قدرت یافتن. او ما را با وعدههای توخالی اقتصادیاش سر کار میگذارد و ما او را با بازیهای دیپلماتیکمان.
🔹چرا مسئله نمیتواند کاملا حل شود؟ چون ما در دو اتوبان متفاوت قرار داریم و تعارضاتمان، مسائلمان و درگیریهایمان بنیادی است. در سایه این نزاع که فراتر از دیوار بیاعتمادی و مانند آن است، چرا باید طرفین به هم امتیاز واقعی بدهند و از افق استراتژیکشان چشم بپوشند؟
🔹آیا این به معنی خوب بودن تعلیق خاتمی و یا برجام روحانی است؟ در سطح تاکتیکی نه! چون پر از فریبخوردگیهای غربگرایان ایرانی بود؛ پر از امتیاز دادنهای ما و نگرفتنهایمان؛ پر از پاس نشدن چکهای طرف غربی. اما در سطح استراتژیک مسئله متفاوت است.
🔹الان در چه وضعیم و آیا این بازی تکرار میشود؟ نمیتوان اطمینان داشت؛ چون دو طرف تا حدودی دست هم را خواندهاند. عجله ترامپ را نمیبینید؟
@mahdytehrani