یکی از مشکلاتم با اطرافیانم اینه که نمیدونن صبحا کلا علاقهای به معاشرت و حرف زدن ندارم برا همین همش فک میکنن قهری چیزیم.
بابااا با من شبا معاشرت کنین، اینقد مهربونم که بیا و ببین ولی خب صبحا کلثوم اکبری هسمه ساکن ساری.
"بعد یه دعوای طولانی پیام داد:
لطفا با من دعوا نکن؛
من میخوام برای تو بجنگم!
نه با تو
یعنی چی که میگم چیکار میکنی میگی هیچ؟ از همهی جزئیات بیخود روزت با من حرف بزن، من سرا پا گوشم که به همش گوش بدم.