هدایت شده از اطلاع رسانی گسترده حرفهای
از عوارض #ادرار_کردن_در_حمام خبر دارید🤔
خوندنش یه دیقه بیشتر وقت نمیگیره😱
❌❌حتما بخونید❌❌
مطمئنم این و نمیدونستید😵💫👇
https://eitaa.com/joinchat/2578448652C157c831ef0
هدایت شده از لقمه 🌯
💞💞 فال حافظ 💞💞
💞 ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی! تو را به خدا و به شاخ نباتت قسم میدهم که هر چه صلاح و مصلحت میبینی برایم آشکار و آرزوی مرا براورده سازی 💞
💞لطفا نیت کنید لینک زیر را لمس کنید💞
https://eitaa.com/joinchat/711196674Cbe65d05464
https://eitaa.com/joinchat/711196674Cbe65d05464
قبل ازهرکاری فال امروزت بخون💕💕
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایده ساخت بوکمارك
_____________________________
⋆ 🐌♪🎀 𝙍𝙤𝙯 𝙨𝙤𝙧𝙖𝙩𝙞 🎀♪. 🐌 ⋆
هدایت شده از اطلاع رسانی گسترده حرفهای
منبع #پادکست های آقای ۶ صبح پیدا شد
🛑با شکرگزاری نعمت ها بیشتر میشه 🛑
شکرگزاری|پادکست|مدیتیشن
اینجاست👇👇👇👇 👇
https://eitaa.com/joinchat/471992023Ce3725e2950
تنها کاناله #شکرگزاری ایتا👆❌
هدایت شده از لقمه 🌯
دختره عکس فرستاده امروز تولدم بود،نامزدم مسیج داد یه سر بیا تو کوچه یه صحبت جدی باهات دارم.
صحبت جدیش:
مشاهده عکس:
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از اطلاع رسانی گسترده حرفهای
🍚برنامه ی هفتگی غذای بدون برنج👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/2034237734C0863d5310d
🌮غذای نونی برای شام👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/2034237734C0863d5310d
🥙پیش غذای ساده و کم هزینه👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/2034237734C0863d5310d
🍔غذاهای فست فود خانگی👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/2034237734C0863d5310d
هدایت شده از لقمه 🌯
سه بار بگو «یا رزاق»
حالا بزن رو قفلهای وسط قلب ببین خدا چه مسیر قشنگی رو بهت نشون داده😍👇
🔵 🔵 🔵 🔵
🔵 ✨ 🔵 🔵 ✨ 🔵
🔵 ✨✨ ✨ ✨✨ 🔵
🔵 ✨🔐🔐🔐✨ 🔵
🔵 ✨✨✨✨ 🔵
🔵✨✨✨🔵
🔵 ✨ 🔵
🔵
اینجا رزق و روزیت زیاد میشه☝️
••🤍🥺••
قرار نیست همیشه قوی باشی؛
فقط تسلیم نشو و هر بار که خسته شدی،
کمی استراحت کن و دوباره ادامه بده!
#انگیزشی
هدایت شده از گسترده امید
من مائده ام!
دختر آفتاب و مهتاب ندیده ای که عاشق پسر همسایه امون شدم، سرگرد مهراد، مذهبی، جذاب و خوش چهره بود، مادرش اونقدر من و دوست داشت کهمطمئن بودم یه روزی عروسشمیشم، ولی وقتی توی یه رستوران که با دوستم قرار داشتم مهراد رو کنار دختر بی حجابی دیدم که براش گل گرفته بود، فهمیدم که تو رویا زندگی می کنم، اون شب توی رستوران اونقدر خیره اشون شدم که فهمید و مچم و گرفت، از رستوران بیرون زدم تا بیشتر از این رسوا نشم.
تصمیم گرفتم فراموشش کنم، دو ماه گذشته بود، در حالی کهمن توی فراموشی سرگرد مهراد ناکام بودم، مادر با خبری که یهو بهم داد شوکه شدم، اون گفت مهراد و خانواده اش قراره فردا شب بیان خواستگاریم!
باورم نمی شد، از خوشحالی رو ابرا بودم، فرداشب زود رسید، مهراد تو خودش بود و فهمیده بودم که یه جای کار میلنگه! وقتی به زور باهام همراه شد که بریم حرف بزنیم، صاف تو چشمام زُل زد و گفت، نمیخوامت! به اجبار پدر و مادرم اینجام!
قلبم شکست، بهمگفت جواب منفی بهم بده، امامن هرچی با خودم فکر کردم نتونستم جواب رد بدم و این عشق رو با همه ی دردسراش پذیرفتم.
و تازه بعد از عقدمون بود کهمهراد شروع به آزار و اذیت من کرد تا از زندگیش فراریم بده و من در مقابل آزار و اذیتش نذاشتم حتی دستش بهم بخوره و یه شب که داشتم نماز می خوندم اون اومد و...
https://eitaa.com/joinchat/538050827Cdd78e15ff2
هدایت شده از لقمه 🌯
مهراد یه شب وقتی مشغول خوندن نماز بودم، اومد و گفت:
- این انصاف نیست، من شوهرتم، تو خودتو از من دریغ می کنی، خواهش می کنم بذار امشب بیام تو اتاقت ...
https://eitaa.com/joinchat/538050827Cdd78e15ff2
فصل جدید رمان عاشقت نباشم به قلم جذاب خانم صالحی😍👆
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا