eitaa logo
محفل امام رضایی ها
3.1هزار دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
4.7هزار ویدیو
48 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🚨 چیست؟ ⭕️ زمانی که خواب هستی و ناگهان، به تنهایی و بدون زنگ زدن ساعت بیدار می‌شوی؛ این بیداری، رزق است، چون بعضی‌ها بیدار نمی‌شوند. ⭕️ زمانی که با مشکلی رو به رو می‌شوی، خداوند صبری به تو می دهد که چشمانت را از آن بپوشی، این صبر، رزق است. ⭕️ زمانی که در خانه لیوانی آب، به دست پدر یا مادرت می‌دهی، این فرصت نیکی کردن، رزق است. ⭕️ گاهی اتفاق می‌افتد که در نماز حواست با گفته‌هایت نباشد. ناگهان به خود می‌آیی و نمازت را با خشوع می‌خوانی. این ، رزق است. ⭕️ یکباره یاد کسی میفتی که مدتهاست از او بی‌خبری و دلتنگش می‌شوی و جویای حالش. این یادآوری، رزق است. ⭕️ رزق واقعی، رزق خوبی‌هاست‌. نه ماشین، نه درآمد. اینها رزق مال است که خداوند به همه‌ی بندگانش می‌دهد. اما رزق خوبی‌ها را، فقط به دوستدارانش می‌دهد. ⭕️ و در آخر... همین که عزیزانتان هنوز در کنارتان هستند و نفس‌شان گرم است و سلامت؛ این بزرگترین رزق خداوند است. ╭—═━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━═ @mahfeleemamreza ╰═—━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━—═╯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥👆همیشه فرصت نیست که به راه خدا برگردیم. ❌ زمان مرگ نامعلوم.... كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ هر نفسى، چشنده ى مرگ است؛ سپس به سوى ما باز گردانده مى شويد. ╭—═━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━═ @mahfeleemamreza ╰═—━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━—═╯
افسوس شماره خونه ی عمومو گرفتم زنگ خورد با بوق سوم سهیل جواب داد تا جواب داد هول شدم قطع کردم به ماه نکشید عمو م اومد خونمون ومنواز بابام برای سهیل خواستگاری کرد بابا گفت داداش اجازه بدی با سیما صحبت کنم هرچی سیما گفت جواب منم همونه عموم اینا رفتن بابا اومد پیشم گفت سیما بابا نظرت چیه به نظر من شما اصلا مناسب هم نیستید من گفتم بابا هرچی شما بگید ولی واقعا ناراحت بودم اما بابامو خیلی قبول داشتم بابام جواب رد داد من فردا رفتم مدرسه یکی از معلمام که دیده بود با اون گروه میکرد باهام صحبت کرد گفت با این بچه ها نکرد ومنو قانع کرد که بچه ها نکردم چند ما بعد یه خواستگار دیگه برام اومد بابام خیلی راضی بود منم روحرف بابام حرف نزدم ازش بدم نیومده بود باهم ازدواج کردیم از اون مدرسه رفتم خداروشکر از زندگیم راضیم وقتی بعضی رفتارای سهیلو میبینم میگم خداروشکر که به حرف بابام گوش دادم پایان کپی حرام
6.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیه مباهله یکی از محوری ترین آیات قرآن است روز مباهله به اندازه غدیر و عاشورا مهم است غدیر با مباهله کامل می شود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 پاسخ جالب رهبر انقلاب به یک شبهۀ مشهور ⭕️ شما که میگید فرزند زیاد، خب اگر زیاد شدند، نمی‌تونیم تربیتشون بکنیم! ⭕️ فرزندآوری را جدی بگیرید! ╭—═━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━═ @mahfeleemamreza ╰═—━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━—═╯
زهد رو بعضیا اشتباه تعریف کردن 🍃آیت الله : زهد ، با داشتن دنیا منافات ندارد .میزان در زهد ، دنیا داشتن یا نداشتن نیست ؛ بلکه میزان ، دل بستن یا نبستن به دنیا است ╭—═━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━═ @mahfeleemamreza ╰═—━⊰🌸☀️☀️🌸⊱━—═╯
بابام مرد مظلوم و ساکتی بود یه مغازه الکتریکی داشت منم یه وقتا می‌رفتم کنارش با اینکه سنم کم بود ولی خیلی دلم می‌خواست برم مغازه پیش بابام کار کنم، حس می‌کردم منم دیگه یه مرد شدم و به قول بابام جوهره مرد هم کارش هست، خواهر کوچیکم تازه به دنیا اومده بود و منم می‌رفتم پیش بابام که مامانم بتونه راحت‌تر از خواهرم نگهداری کنه و استراحت کنه مغازه بغلی بابام یه قصابی بود که آدم خوبی نبود هیکل بزرگی داشت و به همه زور می‌گفت میومد در مغازه و بابام رو مجبور می‌کرد که مغازه رو بهش بفروشه بابام می‌گفت اینجا تنها منبع درآمد منه و من حاضر به فروشش نیستم تقریباً هر چند روز یکبار میومد مغازه‌مونو به یه شکلی می‌خواست بابام رو راضی کنه که مغازه رو از بابام بخره... ادامه دارد کپی حرام
هر بار بابام بهش می‌گفت که نمی‌فروشم و اون می‌رفت تا چند روز بعدش. یه روز بابام حالش بد شد و رفتیم خونه که بخوابه اما وقتی که خوابید دیگه بیدار نشد مامانم با وجود من و خواهرم نمی‌تونست بره در مغازمون وایسه بعدم جوون بود و دلش می‌خواست که ازدواج کنه برا همین حاج کریم که چند سالی بود زنش فوت کرده بود بچه‌هاش دیگه بزرگ بودن اومد خواستگاری مادرم، حاج کریم همون قصابی بود که می‌خواست مغازه مون رو بخره و بابام حاضر نبود بهش بفروشه آدم خوبی نبود ولی مامانم بهش جواب مثبت داد خونمون به نام مادرم بود حاج کریمم گفت که بعد از عقد می‌خواد بیاد خونه ما زندگی کنه دو تا از پسرای حاج کریم مه مال زن قبلیش بود نگهداری کنه، هر دوتاشونم یکی دو سال از من و خواهرم بزرگتر بودن... ادامه دارد کپی حرام سلام دوستان نویسنده این داستان،(سر پناه) اشتباهی داستان رو هم به ما داده و هم به کانال مسیر بهشت داده شما عزیزان ادامه این داستان رو اینجا دنبال کنید👇👇 🍃🍃┅🌺 🍃┅─╮ @masirrbehesht ╰─┅🍃🌺 🍃🍃