_من اما زنی هستم
که دنیا را
روی نوک انگشتانم میچرخانم،
ولی از پس دلتنگیهایم برنمیآیم.
اجهتملکوران
به مشهد که فکر میکنم و در حالت جزئیتر به حرم که فکر میکنم، یه دنیا مهربونی یادم میاد. فکر میکنم یکی داره نگاهم میکنه و بهم لبخند میزنه. فکر میکنم یکی منتظرمه که چشماش خیلی قشنگه،کسی که فقط چند دقیقه کنارش نشستن آدم رو آرومِ آروم میکنه:))))))