eitaa logo
مَحیصا‌🇮🇷
1هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
958 ویدیو
39 فایل
محیص پناهگاه محیصا رستگار شده چه پناهی امن‌تر از حریم مجلس تو وچه رستگاری بالاتر از نگاه لطف توست❤ ✨محفل دختران هیئت رزمندگان مهرشهرکرج✨ 💌 با ما در ارتباط باشید @chashmberahhh
مشاهده در ایتا
دانلود
گفتند کارتان همه گفتیم نوکریم چون بارعشق را به سر شانه میبریم خدا رو شکر توفیق خادمی آقا جانمون امام زمان (عج) روزیمون شد❤️ ان شاالله همه ی نوکری هامون،هر چند ناچیز، زمینه ساز ظهورش باشد. @mahiisa
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاش در توحید و خداشناسی به شما برسیم🥲 مایی که تو را ندیده عاشقت شدیم❤️ @mahiisa
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
إنَّ لِلْمُتَّقِینَ مَفازًا... سوره نبأ / آیه ۳۱ رستگاری همان « نگاه حسین » است به دلِ زائری که دلتنگ، از دور سلام می‌دهد... ♥️ @mahiisa
سرگرمِ روضه های "شبِ جمعه ام" ولی دل تنگِ کربلا شدنم را چه می کُنی؟ ‌
اللهم عجل لولیک الفرج🤍"
این هویه رو پدرم ۴۰ سال پیش خریده بودن و اون موقع ها مغازه ی تعمیرات رادیو تلویزیون داشتن، از اون زمان تا حالا این هویه بیکار نبوده همیشه جلوی دست بابا بود تا خورده کارهایی که پیش میومد رو باهاش انجام بدن. وقتی داشتم به دکور هیئت فکر میکردم و ایده ها به ذهنم میرسید🧐 به این نتیجه رسیدم که از قرآن های سوخته مصلی برای دکوراستفاده کنم و یک یا مهدی بزرگ روش نصب بشه.🤩 ((اینکه ظلم و ستم و هتک حرمت ها دیگه از حد گذشته و دشمن داره رو بازی میکنه و این دفعه مستقیم به مساجد و حسینیه ها حمله ور شد و قرآن ها رو آتیش زد. اینکه ما تهدید ها رو به فرصت تبدیل خواهیم کرد و منتظر منجی عالم خواهیم ماند ،قرآن ناطقی که نجات دهنده ی همه ی عالم است. دست از یاری دین خدا و امام برنخواهیم داشت و تا پای جان پای اعتقاداتمان هستیم)) این پیغامی بود که میخواستم با دکور به مخاطب برسونم.😌 برای یا مهدی باید یونیلیت تهیه میکردیم و نام حضرت رو برش میزدیم به چی احتیاج داشتیم؟ "هویه" خواستیم بخریم چی نداشتیم؟ "پول"😅 من یادم افتاد که عه! بابا جانم هویه دارن رفتم و ازشون هویه رو قرض گرفتم به شرطها و شروطه ها که مواظب باشم زیاد داغ نکنه تا نسوزه واینکه خودشون یه سیم مسی طراحی کردند و روی هویه نصب کردند که بتونیم برش بزنیم.
خلاصه که ما هویه رو بردیم شروع به کار کردیم ،آخرهای کاربودکه بوی هویه دراومد. خدایااا چه کار کنیم؟😰 حتمااا سوخته!!😓 دیگه جرات نکردم دوباره امتحانش کنم که روشن میشه یا نه!😶‍🌫 دو روز با خودم کلنجار میرفتم که چطوری به بابا بگم که ناراحت نشن،آخه حق داشتن.😔 شب که گزارش کارها رو توی کانال گذاشتیم همه ی کارها تموم شد مستقیم رفتم خونه شون. هویه رو دادم و چیزی نگفتم.🥸 عکس دکور رو به بابام نشون دادم و گفتم ببینید با هویه تون چه کار کردیم.😃 ببینید چقدر قشنگ شده، همه خوششون اومد خدا خیرتون بده باباجان تو این جشن سهیم بودید🌱✨ (داشتم زمینه سازی میکردم)😬 بعد از کلی تعریف و تمجید که من بهت افتخار میکنم دختر گلم 😇 رفتن نشستنُ هویه رو زدن به برق!!!😐 منم خودم زدم به اون راه🙄 _دخترم اینکه روشن نمیشه بابا جان!!! _عه؟؟؟ به خدا داشت کار میکرد یه دفعه بوش در اومد😵‍💫 _من گفتم که نزارید داغ کنه🤨 _نزاشتیم، هی فاصله مینداختیم تا خنک شه بعد دوباره ادامه میدادیم🙁 _بزار بازش کنم ببینم چه خبره _فکر کنم سوخته باشه🥺 _ اوه،اوه!!! ذوب شده اصلا نمیشه هیچ کاری کرد😶 _ ببخشید بابا جان😔 (بعد از کمی سکوت) _فدای سرت دخترم این عمرش رو کرده بود فدای سر امام زمان🥰 (صدای مامانم از اون طرف ) مردم میلیون میلیون خرج امام زمان میکنن این که چیزی نیست یه هویه است دیگه🥰 (قیمت این هویه چون خارجکی اصل بود الان ۱۶ میلیونه) _وااای الهی قربونت بشم بابا جونم بازم ببخشید😍🥲❤️ اینجا بود که دست پدرم رو بوسیدم نشستم کف پاشون رو بوسیدم و گفتم من پول ندارم مثل این رو بخرمااا😅 _دیگه گفتم که، فدای سر امام زمان جونم رو براش میدم❤️