و اما عزیزِ روزهایِ طولانیام ؛
تو کسی بودی که حتی تصورِ آغوشت
مرا از غمهایِ گلوگیر نجات میداد .
اما عزیزم تو همیشه و هر لحظه حسرت بودی
شبیه اشکِ روی گونه ، بعدِ هربار از دست دادن .
شبیه بغض توی گلو ، بعدِ هربار نرسیدن .
همون آهِ توی سینه ، بعد هربار مرور کردن !
دلتنگی دیگه چه کوفیته ؟
انگار باید همه پروانههایی که داشتن ؛
تو قلبت پرواز میکردن و بالا بیاری .