و در سنی که باید از جوانی لذت ببریم ،
از غم پنهانِ وجودمان تا مغز استخوان سوختیم .
تو شبیه مرهمی به رویِ زخم ، شبیه خندهای میان بحث ، شبیه آبی به رویِ آتش ، شبیه بوسهای میانِ فریاد ، شبیه نوری میان تاریکی ، اصلا به گمانم تو شبیه رویایی هستی که آرزو داشتم واقعی میشد .