هزار دفعه مرا کشت و زنده کرد، آری! امید گاه همین قدر مایهٔ رنج است. - محمد عزیزی
- تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
دل سودازده از غصه دو نیم افتادست
348.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واکنش من وقتی زهرا عصبی میشه؛
چرا رنج بیهوده؟ مگر عمرمان فیک است؟ این عمر دگر واگعی نیست خود کیک است
- تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز
و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند
#چکامه
- آتش زدم به دفتر حافظ غزل غزل ، از ترس اینکه معنی فال کسی شوی ..
- یارب این بچهی ترکان چه دلیرند به خون
که به تیر مژه هر لحظه شکاری گیرند
#چکامه
صــد بار گفتم میروم،یک بار نشنیدم بــمآن! یکبار،گفتی میروی صد قفل کردم در را . .
- آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
#چکامه
در حیرتم که شیخِ بهایی چرا نگفت ! ایوان کم است؛ کلِ نجف را طلا کنید'
- در دایره قسمت ما نقطهی تسلیمیم
لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی
#چکامه
اگر چه خواب، نیاید به چشم کم سویم
ولی به خاطر تو، شب بخیر میگویم
من از هجوم خیال تو باز بیدارم
بخواب، راحت و خوش ای نگار مهرویم
#چکامه
خدایا شکرت...
به خاطر تموم لبخندا :))
به خاطر رسیدن ها و ذوق ها 🙃
به خاطر تموم آدمای زندگیمون 🫂💜
به خاطر اشک شبونه ای که قوی ترمون کرد 🥲🌚
خدایا شکرت به خاطر تموم وقتایی که گذاشتی شکر کنیم 🌙😌