eitaa logo
•مجهـول‌النام | 𝐌𝐀𝐉𝐇𝐎𝐎𝐋•
816 دنبال‌کننده
848 عکس
408 ویدیو
4 فایل
یجایی صرفاجهت ِصفاسیتی ِاهل ِدلا ^-^ المود های یه دختر ِ آذری ِ نقاش :)🎀 ! احتمالاوایب اینجابه خونت نسازه ، قدمتون روی چشم ♡» فور قشنگتره 🤍🧋 📬جاحرفی: https://daigo.ir/secret/1136680898
مشاهده در ایتا
دانلود
‌‏نگاهت می‌كنم، خاموش و خاموشی زبان دارد زبانِ عاشقان،چشم است وچشم،از دل نشان دارد •هوشنگ ابتهاج|
یه جا نوشته بود: دلهره یعنی میان یک جماعت چادری دلبر چادری ات را ناگهانی گم کنی😬🤏🏻
گلبرگ هایی از جنس مقاومت...(=🇵🇸 @zaraban72 @SADLAR @FO_R_me @sadid_313
•مجهـول‌النام | 𝐌𝐀𝐉𝐇𝐎𝐎𝐋•
محو چشمای قشنگش شدم... در کسری از ثانیه همهٔ عالم تو سکوتِ عمیقی فرو رفتن و آدم هایی که مشغول رفت و
مسیر چشمام رو توی کهکشانِ براقِ چشماش گم کردم... چشماش منو یاد هر چی شعر و داستان درمورد ِ چشمای خمارِمعشوقهٔ مولوی و سعدی خوانده بودم انداخت؛ ولی نه! فک نکنم چشمایی به این قشنگی از بدو خلقت تاحالا بوده باشه... کاش میشد همون لحظه با دستام جلوی چشماشو میگرفتم تا کسی به غیر من مجذوب و مستِ نگاهای قشنگ و جزئی نگرش نشه. مردمک چشماش از تعجب بزرگتر شده بودن و با کلی سوال صورتمو نگا میکردن؛ جوری که انگار انتظار داشت دلیل این نگاه های خیرم رو از بین پلکام بشنوه... |
بیا به مصرع بعدی ڪـه شرح حال من است خیال من شده اویی ڪه بیخیال من است.. •کریم‌تباح‌فر|
معده دردچیه؟ آفرین همونی که الان از فکرت گذشت.
ایرانا:ایران+آ [پسوند نسبت] برای ایران ، مربوطِ ایران ، زاده ایران جمعِ دهه هشتادیِ دخترای حاج قاسم . صداها و استعدادها و ایده هارو میریزیم تو قابلمه یکم هم میزنیم ، بهش مزه اضافه میکنیم و میشه یه گوش نوازِ خوشمزه برای روحتون خوش گلیبسیز :) روبیکا ؛ https://rubika.ir/irana_radio 🤍 . تلگرام ؛ https://t.me/irana_radio 🤍 . ایتا ؛ https://eitaa.com/Irana_Radio 🤍 . اینیستاگرام ؛ https://www.instagram.com/radio_irana/profilecard/?igsh=MW9icW8wMjliMXlx 🤍 .
خواستم در دفترم عکس کِشَم از صورتت دیدم از بس ناز داری، دل زِ دفتر می بری…
•مجهـول‌النام | 𝐌𝐀𝐉𝐇𝐎𝐎𝐋•
مسیر چشمام رو توی کهکشانِ براقِ چشماش گم کردم... چشماش منو یاد هر چی شعر و داستان درمورد ِ چشمای خما
انتظار داشت دلیل این نگاه های خیره ام رو از بین پلکام بشنوه... جوری شده بود که انگار از چشمام به چشماش پلی چوبی کشیده شده و با هر پلک زدنش احتمال ریزش دل ِمن از روی پل بیشتر میشد ؛ تبِ روی گونه هام رو حس کردم و لبخند نحیفی که باخیال راحت گوشهٔ لبش نشسته بود مطمئنم میکرد از اینکه متوجه گونه های گل انداختم شده. حس میکردم طلسم چشماش روی تک تک عضلاتم اثر کرده که نمیتونم تکون بخورم... |