eitaa logo
کانال اشعار(مجمع الذاکرین)
2.2هزار دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
56 فایل
این کانال اشعارمذهبی توسط محب الذاکرین خاک پای همه یازهراگویان عالم مهدی مظفری ازشهراصفهان ایجادشد
مشاهده در ایتا
دانلود
. 📋 توو کوفه آهِ غربتم پیچید ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تو کوفه آهِ غربتم پیچید اما کسی فریادم و نشنید سنگم زده اونیکه تا دیروز سنگِ تو رو به سینه می‌کوبید تنها که موندم چیزایی دیدم جز ناسزا هیچ چیزی نشنیدم تو کوچه‌ها اون حال زهرا رو سیلی که خوردم تازه فهمیدم راه منو توو کوچه‌ها بستن دستامو مثل مرتضی بستن اما دلیل اشکام اینه که کمر به کشتن شما بستن «مظلوم کربلا حسین جانم غریب کربلا حسین جانم» ................... دردای بی‌اندازه می‌بینم هر روز یه درد تازه می‌بینم توو کوچه بازارا که می‌گردم تیرایی مثل نیزه می‌بینم دیگه دلم از کوفه بیزاره هر کس برات یه فکرایی داره از توو چشای خولی می‌بینم دست از سرِ تو برنمی‌داره حالم پریشونه ،چشمام گریون از حرفاشون، میشه دلم پر خون به دختراشون قول گوشواره قول کنیز میدن به زن‌هاشون «مظلوم کربلا حسین جانم غریب کربلا حسین جانم» ..................... هرجوری میتونی میگم برگرد با این لبِ خونی میگم برگرد من تشنه جون میدم میدونم که لب تشنه می‌مونی میگم برگرد حرف از خرید خنجره، برگرد حرف از گلو و حنجره، برگرد تیری که دست حرمله دیدم از نیزه‌ها هم بدتره، برگرد تو کوفه زینب میشه پیر برگرد مخدرات میشن اسیر، برگرد اینجا کسی هم بازی اون نیست دست رقیه‌ت بگیر برگرد «مظلوم کربلا حسین جانم غریب کربلا حسین جانم» *شاعر: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔻 .👇
. اشعار طلیعه و حضرت مسلم علیه السلام به همراه سبک/زمزمه -( محرم اومده ) محرم اومده ، دلار و غم گرفت دوباره شهرمون بوی محرم گرفت بازم سیاهی و، باز پرچم و علم بازین چه شورش است، باز شعر محتشم السلام  شاه غریب السلام، شیب الخضیب السلام خاکی شده صورتت، خد التریب السلام آقا، گرفتار توام ، آقا بدهکار توام آقا عزادار عزادار توام ——— کوچه به کوچه رو، دارم می گردم و کسی نمی دونه، انبوه دردم و تو این غریبه ها ، یه آشنا نبود میون مردمش، یه جو وفا نبود ای آقا، چی بگم از بی کسی، چه بگم از کوفیا دلشوره دارم واست، جون رقیه ات نیا آقا غریبم بی کسم، آقا برات دلواپسم آقا گرفته توی این شهر نفسم آقا میاکوفه حسین خاکیه پیکرم، از رد پای شهر وعده ی ما سرِ، دروازه های شهر میخام که خالی از، بغض گلوبشم با تو رو نیزه ها، تار و برو بشم ای آقا، غریب و تنها می شی، نیومدن چارته آخه چش حرمله، به راه شیرخوارته ای وای می میره اکبرت، ای وای میره آب آورت ای وای می افته زیر مرکب پیکرت آقا میا کوفه حسین .................. . 01:53 اشعار ورودیه به همراه سبک/زمزمه -( گریه کن ای زمین ) گریه کن ای زمین، خون ببار آسمون بزن به سینه و، نوحه غم بخون رسیده قافله، جون به لب اومده کرب و بلا ببین، که زینب اومده کربلا، قربونیات اومدن، شدی منا کربلا حسین و از خواهرش، نکن جدا کربلا ای وای، رسیده کارون ای وای، میادش بوی خون ای وای، بگو انا الیه راجعون نمیدونم چرا، شور میزنه دلم عباس پیاده کن، من و از محملم به من بگو داداش، اینجا دیگه کجاست چرا بی طاقتم، نکنه کربلاست ای حسین، بیا از اینجا بریم، می ترسم از کربلا مادر به من گفته بود، اینجا میشی سرجدا داداش، دلم رو نشکن حرفِ، جدایی رو نزن ای کاش، که سایه‌ات کم نشه از سر من ................ . 01:53 اشعار طفلان زینب علیهاالسلام به همراه سبک/زمینه -( الهی جون بدم ) الهی جون بدم، تنها نبینمت تنها میون این، صحرا نبینمت من و ببخش اگه، که لشکرم دوتاست قبولشون بکن، دو نفرم دوتاست قول میدم، از خیمه بیرون نیام، وقتی که راه افتادن یا اینکه حتی اگه، تو خاک و خون جون دادن داداش، پُرم از درد و غم داداش، تو این فرصت کم داداش، نگو باید که دست خالی برم ای وای غریب مادرم نذار قسم بدم، به جون مادر و راهی بکن خودت، گلای خواهرو بذار که پیش تو، من رو سپید بشم منم دلم میخواد، مادر شهید بشم ای داداش، راضی نشو باشن و ، بی کس ببینن من و تو کوچه و بازارا ، هشتاد و چار تا زن و داداش، میخوام پرپر بشن مثل علی اکبر بشن نذر، سرافرازی این مادر بشن ....... . اشعار عبداله بن حسن علیه السلام به همراه سبک/زمزمه -( عمه میگه نرو ) عمه میگه نرو، بابام میگه بیا دلم میگه برو، عمو میگه نیا اگه الان برم، میرم پیش بابام ولی نرفتنم، می برتم به شام عمه جون، عمو رو تنها ببین، دلم بی طاقت شده داره می لرزه زمین، انگار قیامت شده ای وای، یکی پشت سره ای وای، عمو بی خبره ای وای، ببین انگار تو دستاش خنجره ای وای، عمو عمو حسین ——— از بس شلوغ شده، مردم تا اومدم صدام نمی رسید، صدات که می زدم مگه نگفتی که، سپرتم عمو من اومدم بگم، پسرتم عمو ای عمو، دستم و دادم تا که، شبیه سقا بشم کاش مث اکبر منم، یه اربا اربا بشم ای وای، تو این گودال عمو جسمت، می شه پامال عمو وقتی، که از عطش میری از حال عمو شاعر : .
. دهتایی بیست و چهارم سربند مهدوی دوباره وقت ماتم شد بیا صاحب عزای ما کجای مجلسی آقا بخوان روضه برای ما فدای اشک خونینت و آن قلب صبور تو میان روضه ها داریم دعا بهر ظهور تو به حقّ حضرت زینب بده اذن فرج یا رب.... یا به قلب مضطر زینب بده اذن فرج یا رب..... ........... .. سربند مهدوی دوباره وقت ماتم شد              بیا صاحب عزای ما کجای مجلسی آقا            بخوان روضه برای ما فدای اشک خونینت              وَ آن قلب صبور تو میان روضه ها داریم                 دعا بهر ظهور تو به حقّ حضرت زینب           بده اذن فرج یا رب.... 🌸🌸 علیه السلام: بیا آقا بخوان روضه                  برای حضرت مسلم شبیه تو شده تنها                  فدای غربت مسلم تو را خوانده به روی بام    دلش بهر حسین خون است به فکر بی کسی او        میان خصم ملعون است ندارد او دگر چاره      شد از کینه لبش پاره غریب کوفه یا مسلم.... 🌸🌸🌸🌸🌸 به روی بام زدم ناله            نیا کوفه حسین جانم به سمت شهر خود برگرد              به حق چشم گریانم          نیاور اصغرت دیگر                که دارد حرمله اینجا پر از زجر است در این کوفه                   نیاور دختر خود را سرت چون من جدا گردد            به اهل تو جفا گردد حسین جانم.... 🌸🌸🌸🌸🌸 تنم از روی بام افتاد         شکسته استخوان من نشد زخمی تنم دیگر           با نعل مرکب دشمن سر من شد جدا اما            نشد انگشترت غارت نمانده پیکرم دیگر   به روی خاک در این غربت نیا که پیکرت ارباب       رها گردد زیر آفتاب حسین جانم.... ✍علی مهدوی نسب() .👇
. نیاد اون روزی که محرم باشه من ، نباشم توو آغوشت نیاد اون روزی که محرم باشه من ، نباشم سیاپوشت بی تو می میره ،این فداییه ، حلقه به گوشت روزای اول دلدادگیمون محرمه بهترین خاطره یبچگیمون محرمه من و مادرم همه زندگیمون محرمه یا اباعبدالله تو عجب ماه عزایی داری یا اباعبدالله نمیشه محرمت تکراری ای نور تا ابد روشن ... ......... نیاد اون روزی که محرم باشه من ، نباشم برات گریون نیاد اون روزی که محرم باشه من ، نباشم دیگه مجنون آره دردامون ، بی محرم هست ، درد بی درمون همه ی ثروت بچه شیعه ها محرمه همه ی دار و ندار ما برا محرمه آره ارثیه ی ما از شهدا محرمه یا اباعبدالله دامنت رو تا ابد می گیریم یا اباعبدالله ما برا‌ محرمت می میریم ای نور تا ابد روشن ...... نیاد اون روزی که محرم باشه من ، نباشم توی روضه ات نیاد اون روزی که محرم باشه من ، نباشم سر سفره ات این گدایی و ، روضه گردی ها ، داد به من قیمت شبای به سیم آخر زدنم محرمه من همه دلیل زنده موندنم محرمه بهترین روزا برای مردنم محرمه یا اباعبدالله حال من چه قد توو روضه ات خوبه یا اباعبدالله توو محرمت شهادت خوبه ✍ .👇👇👇
. ٨ شب سبک: برادر پویانفر اشعار: مجتبی صمدی شهاب دوباره محرم شد هلال غم و دیدم با دستای مادر باز پیرهن مشکی پوشیدم باید چشمامون نم نم خیس بارون شه آخه حال(موی) زینب قراره پریشون شه قراره رقیه تو صحراها حیرون شه واویلا روگونه ی زینب میشینه اشک غم تنها میشه بین چشمای نامحرم ---------- به ما روضه ی شاه و غریب خراسون گفت به این شبیب از اون گلوی پر از خون گفت به ابن شبیب گفت تو مقتل چه غوغا بود سر کشتن شاه لب تشنه بلوا بود گلو رو برید اما چشماش هنوز وابود واویلا از تشنگی روخاک هی میکشید پاشو پیش چش زینب بردن لباساشو مشابه سبک زیر خوانده می‌شود 👇
. علیهاالسلام حالم و ببین، کبودی های بالم و ببین خونم خاکه اقبالم و ببین، بابایی دستم و ببین، پای زخمی و خستم و ببین سری که از درد بستم و ببین، بابایی یه کاری واسه چشام کن چشات و واکن نگام کن ازون رگهای بریده یه بار دیگه صدام کن من بی تو، یعنی لباس پاره گوشای بی گوشواره، یعنی یتیمی من بی تو، یعنی چشای کم سو سر بدون گیسو، یعنی یتیمی از وقتی، که رفتی صدبار مردم همه‌ش کتک میخوردم، دارم می‌میرم هر بار که، اسم تو رو می‌بردم بازم کتک می‌خوردم، دارم می‌میرم ——————- هی من و زدن، نگم از صب تا کی من و زدن، عمو دیده از نی من و زدن، بابایی حرف بد زدن، به جای هر کس که نزد زدن، یا زهرا گفتم با لگد زدن، بابایی تو که پیش ما نبودی چرا پس انقد کبودی نگو مثل من موهات و کشیده زجر یهودی ای بابا، تنت کجا جا مونده موهات و و کی سوزونده، برات بمیرم ای بابا، چجوری سر شد شب‌هات هنوز که خشکه لب‌هات، برات بمیرم ✍ ............... علیه‌السلام غم روی غمه، عجب غوغایی توی عالمه میگن وقت تعویض پرچمه، وای وای وای باز محرمه، از امشب روی عرش اعظمه یه پیرهن که داغ مجسمه، وای وای وای یه پیرهن پاره پاره، که جای سالم نداره یه پیرهن که روضه هاش و، میگم اما با اشاره یه پیرهن، که بوی یوسف میداد تو چنگ گرگا افتاد، نگم چه کردن یه پیرهن، که خیلی روضه‌ش بازه اسبا با نعل تازه، نگم چه کردن ———————- غم روی غمه، توی چشمام اشکای نم‌نمه کی گفته کوفه سبز و خرمه، ای آقا خیر مقدم، تو اینجا با سنگای محکمه نیا دنبال غارتن همه، ای آقا توی این دارالخلافه، همه تیغا بی قلافه بیا کوفه اما بردار، یه چند تا معجر اضافه می دونم، به تو جسارت میشه، خیمه‌ها غارت میشه، اه و واویلا می ترسم، بری به زیر مرکب، اسیر شه آخر زینب، آه و واویلا شعر و سبک از: 👇
. ۱۲۷۳ بیا برگرد بُوَد کوفه پر از مردم نامرد شدم سرتا پا ز غصّه ات پر درد بیا برگرد حال مسلمت رو دَرهم میکنه شمر دیدم چکمه هاشو محکم میکنه شمر حسین جان کاش تن تو جابجا نشه نیزه توی پهلوت جا نشه رو سینت جای رقیّته پای کسی کاشکی وا نشه حسین جان عبا واسه‌ی اکبر بیار یه چن تا معجر بیشتر بیار دخترات تا غارت نشدن خلخال از پاهاشون در بیار **** نیا اینجا نیا سمت کوفه ای گل زهرا شدم سرگردون توو کوچه ها آقا نیا اینجا طوعه پشت در بود امّا ندید آزار از سیلی سرش که نخورده به دیوار میسوزم یاد مادرت به پشت در که میزدنش چهل نفر یه چوری زدن مادرتو که توو کوچه خورد زمین با سر مسلمت برا بچه‌هات بی قراره کسی تاب سیلی نداره کاشکی خواهرت با اشک و آه توی بزم می پا نذاره **** مشابه سبک زیر خوانده می‌شود .👇
. ۱۲۶۳ کوفه میا که من در اضطرابم دلنگرون کودک ربابم بازار کوفه جای خواهرت نیست گریونِ ناموس ابوترابم **** کوفه میا شد سینه‌ام پر از درد تو رو بجان فاطمه که برگرد شمر و دیدم یه گوشه‌ای نشسته داشت بند چکمه‌هاشو محکم میکرد **** به نی سرای بنی هاشم میشه موقع تقسیم غنائم میشه عبا یه چند تا اضافه تر بیار وقتی که غارت بشی لازم میشه **** ✍ .👇
یقین دارد یقین دارد یقین دارد یقین دارد کسی که بر سر خود سایه‌ی اُم‌البنین دارد بیاندازید ساحرها طناب خود که پیرِ ما عصای حضرت موسیٰ میان آستین دارد هنوز از قدرت ایران همین مقدار می‌دانند هزاران نقطه‌زن دارد هزاران نقطه چین دارد شما آنقدر کوچک، خُرد، ناچیز و حقیر و پست که این مردِ خدا در دستهایش ذره‌بین دارد سپاه و ارتش آری، تیغه‌های ذوالفقارِ ماست خوشا بر خاک پاکی که هم آن دارد هم این دارد سلامی‌ها حجازی‌ها رشید و باقری‌ها را هزاران در هزاران پهنه‌ی ایران زمین دارد حسین اینجاست عاشوراست اینک کربلا و ما که اینجا خیمه‌ای با وسعت این سرزمین دارد اگر خاموش سازد خیمه را خالی نمی‌گردد که آن هفتاد تن هشتاد ملیون جانشین دارد نه سجیل و نه خیبر نه شهاب و فاتح و فتاح سلاح ماست این ماهی که داغی آتشین دارد به سیم خاردارِ نَفس پا بگذار، خود بگذر که نفْس افزونتر از این جنگها میدان مین دارد به روی گنبد آنها به خط شعله حک کردیم که ایران گنبد زرد امیرالمومنین دارد دمِ هَیهات مِنّا الذلّة می‌آید به گوش ما هنوز از حنجری که نیمه‌جانی واپسین دارد
. (ع) تو عزیز دردونه ی زهرایی چه برازندته این آقایی بخدا که بین چارده معصوم منحصر به فردی استثنایی اونا که به تو ارادتمندن... توو شب تیره یه فانوس دارن! همه ی ائمه هم واللهه... یه جوره دیگه تو رو دوس دارن تو از هر نظری والایی بی مانندی و بی همتایی آقاجون تو یه استثنایی! ای جانم یااباعبدالله خدا روز و شب سلامِت داده رتبه ی شاه به غلامت داده مزه ی عسل گرفته کامم... چه حلاوتی به نامت داده جا داره بمیرم از عشق تو واسهْ تو مُردن نداره مانع مستمندم ولی با تو شاهم به همین نوکری هستم قانع ای عالم شده از داغت ریش دریا و آسمون آبیش داغت زد دل مارو آتیش ای جانم یااباعبدالله حرمت مقصد هر مجنونه واسه دردای همه درمونه قبله گاه قبله شیش گوش توست کعبه سمت تو نماز می‌خونه! دوری از کربلا واسم درده آخه تسکینِ همه دردایی کنار تو همه چی آرومه تنها دلخوشیِ این دنیایی آرامش بخشه زائر بودن گاهی آسوده خاطر بودن با شیش گوشه‌ت مجاور بودن ای جانم یا اباعبدالله ✍بهمن عظیمی ............. (ع) تا پای جونم ارادتمندم توی روضه هات فقط پابندم باید از داغ غمت می‌مُردم اگه زنده ام هنوز ، شرمندم خدا این بزم و فراهم کرده منو پروانه تو رو شمع کرده هرچی لطف و کرم و خوبی هست توو وجود تو یه جا جمع کرده من بی تو غرقِ در آشوبم آشوبم ولی با تو خوبم به سینه سنگِتُ و می‌کوبم ای جانم یا اباعبدالله همه زندگیم و از تو دارم به تو بنده رشته ی افکارم آخرش یه روز میاد از عشقت سر به صحرای جنون می‌ذارم همه کاره ای توو روز محشر کلید بهشت و دستت داده از اساس خلقتش معلومه که خدا خداییش و بت داده! شاهه اونکه تهی دست توست خوشبخته هرکسی مست توست کار خلقت همه دست توست ای جانم یا اباعبدالله ترس و واهمه نداریم ما چون پشت ماها گرمه به آقامون پای کشور حسین باید موند... بشیم حتی زیر این خاک مدفون ملت ما همگی مجنون و عاشق ائمه ی اطهارن نمی‌دونم که چه سِرّی داره؟! ناخودآگاهْ همهْ دوسِت دارن توو روضه‌ت شمع شب افروزن بین بزم عزات می‌سوزن ایرانی ها با تو پیروزن ای جانم یااباعبدالله ✍بهمن عظیمی .👇
حاجت آوردیم و از قران اجابت خواستیم آیه آیه "فتح" خواندیم و رشادت خواستیم مطلعِ سربندمان "هیهات مناالذلّه" شد از عزیزِ فاطمه(س) عمریست عزّت خواستیم داغ ها شعله کشید و با حماسه شد عجین تا که مثلِ کوهِ با غیرت؛ صلابت خواستیم پایِ دین ماندیم و تا حیدر نگاهمان کُند از حسین بن علی(ع)‌برگِ رضایت خواستیم آمدیم و در محرّم باز هم مُحرِم شدیم عینِ یک سائل از این آقا عنایت خواستیم عرش؛ دارد مثلِ ما پیراهنِ مشکی به تن شد عزادار و از این غمها روایت خواستیم تار و پودش را گره بر ریشهٔ پرچم زدیم از لباس نوکری بسیار قیمت خواستیم شد علَم بر پا و شاهِ علقمه ما را خرید از نگاهِ نافذش رزقِ بصیرت خواستیم گریه کردیم و به عشقِ آن امیرِ بی کفن مرگِ خونین در بلا؛ در خاکِ غربت خواستیم خواستیم از مادرسادات باشد واسطه در میان روضه از مادر؛ شهادت خواستیم با "سر"ی از تن جدا و پیکری غارت شده با شهیدِ کربلا قدری شباهت خواستیم آن شهیدِ تشنه لب سیراب شد از نیزه ها سوختیم و باز هم اما حرارت خواستیم!
حاجت آوردیم و از قران اجابت خواستیم آیه آیه "فتح" خواندیم و رشادت خواستیم مطلعِ سربندمان "هیهات مناالذلّه" شد از عزیزِ فاطمه(س) عمریست عزّت خواستیم داغ ها شعله کشید و با حماسه شد عجین تا که مثلِ کوهِ با غیرت؛ صلابت خواستیم پایِ دین ماندیم و تا حیدر نگاهمان کُند از حسین بن علی(ع)‌برگِ رضایت خواستیم آمدیم و در محرّم باز هم مُحرِم شدیم عینِ یک سائل از این آقا عنایت خواستیم عرش؛ دارد مثلِ ما پیراهنِ مشکی به تن شد عزادار و از این غمها روایت خواستیم تار و پودش را گره بر ریشهٔ پرچم زدیم از لباس نوکری بسیار قیمت خواستیم شد علَم بر پا و شاهِ علقمه ما را خرید از نگاهِ نافذش رزقِ بصیرت خواستیم گریه کردیم و به عشقِ آن امیرِ بی کفن مرگِ خونین در بلا؛ در خاکِ غربت خواستیم خواستیم از مادرسادات باشد واسطه در میان روضه از مادر؛ شهادت خواستیم با "سر"ی از تن جدا و پیکری غارت شده با شهیدِ کربلا قدری شباهت خواستیم آن شهیدِ تشنه لب سیراب شد از نیزه ها سوختیم و باز هم اما حرارت خواستیم!