از همه جا رانده شدم، آمدم باز به تو، باز به تو رو زدم چشم سرم بسته و با پای دل همسفر قافلهٔ مشهدم
ای همهٔ دلخوشی ام، السلام سایهٔ تو روی سرم مستدام دست مرا مثل همیشه بگیر عالی مقام
ای جانم و جانانم و ای دردم و درمانم حاجت بدهی یا ندهی پای تو میمانم سلطانم سلطانم سلطانم
" السطان اباالحسن "
رو به روی گنبد تو جنتم نوکریِ خانهٔ تو عزتم روز ازل دل به حرم دادهام تا به ابد بر سر آن بیعتم
آمدم ای شاه پناهم بده خط امانی ز گناهم بده ای حرمت ملجا درماندگان، راهم بده
ای یارم و دلدارم و ای ماه شب تارم تو محرم اسراری و من جز تو کرا دارم؟ ای یارم ای یارم ای یارم
" السطان اباالحسن "
جز نظرت مرحم هر غصه چیست؟ در همه جا جز تو مرا یار کیست؟ یاورم این بوده که جز لطف تو هر چه رسد، هر که رسد رفتنیست
من به کرم خانهٔ تو دلخوشم منت دستان تو را میکشم ای همهٔ آبرو و عزت و آرامشم
آقایم و مأوایم و آن مرحم غمهایم هر جا بروم آخر سر سوی تو میآیم مولایم مولایم مولایم
" السطان اباالحسن
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
➖➖➖➖➖➖➖➖
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
❃﷽❃
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
#اشعار_رقیه_سعیدی_کیمیا
─┅═✧❁࿇❁✧═┅─
چهـــارشنبه هـوای سـرم خراسانیست
نگــاه ملتمـسم پر خروش و بارانیست
ســلام می دهـــم از دور بر امیــن الله
که زیر سایهٔ امنش جهان چراغانیست
پر از تلاطم موج است اشک چشمانم
دلم به وسعت دریا دوباره توفانیست
به پای پنــجره فولاد می رسم با اشک
برای شستن قلبی که تار و ظلمانیست
برای عــرض نیـــازم دخیـل می بنـدم
به آن دریچه که در آن امید پنهانیست
مگر به روی سیــاهم نظر کند سلطان
که زائـرش به هوای گنـاه ، زندانیست
دلم شکــسته ، امام الرئوف ! دریــابم
کرم نمـا به دلی که پر از پریشانیست
─┅═✧❁࿇❁✧═┅─
✍رقیه سعیدی(کیمیا)
۱۴۰۲/۲/۲۰
❃﷽❃
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
#کانال_اشعار_رقیه_سعیدی_کیمیا
─┅═✧❁࿇❁✧═┅─
چهـــارشنبه هـوای سـرم خراسانیست
نگــاه ملتمـسم پر خروش و بارانیست
ســلام می دهـــم از دور بر امیــن الله
که زیر سایهٔ امنش جهان چراغانیست
پر از تلاطم موج است اشک چشمانم
دلم به وسعت دریا دوباره توفانیست
به پای پنــجره فولاد می رسم با اشک
برای شستن قلبی که تار و ظلمانیست
برای عــرض نیـــازم دخیـل می بنـدم
به آن دریچه که در آن امید پنهانیست
مگر به روی سیــاهم نظر کند سلطان
که زائـرش به هوای گنـاه ، زندانیست
دلم شکــسته ، امام الرئوف ! دریــابم
کرم نمـا به دلی که پر از پریشانیست
─┅═✧❁࿇❁✧═┅─
✍رقیه سعیدی(کیمیا)
۱۴۰۲/۲/۲۰
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
تا گوهر اشکم سر بازار نیاید
کالای مرا هیچ خریدار نیاید
در سوز جگر مصلحت ماست كه مارا
غير از جگر سوخته در كار نيايد
خارم من و در سینه ي من عشق شکفته است
تا خلق نگویند ، گل از خار نیاید
ای حجت هشتم که خدا خوانده رضایت
مدح تو جز از خالق دادار نیاید
نومیدی و درگاه تو بی سابقه باشد
هر کار ز تو آید و این کار نیاید
در صحن و سرايت همه جا ديده گشودم
جايی ننوشته است گنهکار نیاید
يك عمر به دربار رضا رفتم و حاشا
بر ديدن اين دِلشُده يكبار نيايد
آخر به کجا روی کند ، ای همه رحمت
گر بر در تو شخص گرفتار نیاید
✍️ #سید_رضا_موید
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
دمی با آه خلوت کن، بگیر ای دل جلا اینجا
بیا سبقت بگیر از خلق، با رنگ خدا اینجا
به نَفْس خویش غالب باش تا صاحبْنفس باشی
خدایی میشوی با نفسْ خالی از هوا اینجا
گواهم آیت «لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ الله» است
به استقبالِ استغفار میآید، رجا اینجا
من آداب زیارت را مفاتیحالجنان دیدم
شنیدم «فَادْخُلُوها خالِدِین» را بارها اینجا
ریاض الجنة است اینجا، نیازی بر ریاضت نیست
رضایتنامهای کافیست با مهر رضا اینجا
به اشکی باز گردان آبروی رفته را برگرد
بجو از چشمهی خیر کثیر، آب بقا اینجا..
گناهانیست مخفی از همه «بینی و بین الله»
که مشروط است عفو آن به امضای رضا اینجا
رضای او «رَضِیَ اللهُ عَنهُم وَ رَضوا عَنهُ» است
اگر مشتاق رِضوانٌ مِنَ اللهی بیا اینجا
خدا با دستخط او خطای خلق میبخشد
به دست راست آید نامهی اعمال ما اینجا
صدای زنگِ ساعت میبَرد زنگ دل ما را
که در دل میدمد هر ثانیه حمد و ثنا اینجا
مُقرب باش با "یارب"، لبالب باش از "لبیک"
«أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاع» است لبیک دعا اینجا
کنار خود امامی مهربانتر از پدر داریم
که حاصل میبرند از فضل او خَلقِ خدا اینجا
به امر «رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلا» تلاوت کن
بخوان وصف مقام انبیا و اولیا اینجا
قرائت کن «لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْض»
بیا با آیتالکرسی به عرش کبریا اینجا
تضرع کن در این مضجع بخوان «مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَع»
بگیر اذن شفاعت از عزیز مرتضی اینجا
عیان بین دو کوه طوس، طور زادهی موساست
به چشم دل تماشا کن تجلای خدا اینجا
تجلی میکند دائم صفات کبریا اینجا
همه اسمای او حُسناست «فَادْعُوهُ بِها» اینجا
«مَن اَرجوهُ لِکُلِّ خَیر» را در این حرم دیدم
که با «أینَ لِیَ الخَیر» آشنایم سالها اینجا
سحرهای دعا را با دعاهای سحر دریاب
بیا لب بر دعا وا کن که مییابی بها اینجا
شب و روز دلم با روضه و روزه هماهنگ است
که دارد آه من آهنگ تسبیح خدا اینجا
خوشا سی روزهی ختم کتاب از باءِ بسم الله
خوشا حمدی که باشد افتتاحش با ثنا اینجا
به هر ختمی نثار روح خود رحمت فرستادیم
به ذکر فاتحه وا شد گره از کار ما اینجا
حریمش باب حاجات و کلید آن مناجات است
دعا کن هرچه میخواهی که میبخشد خدا اینجا
ملائک هر شبش را با سلامی قدر میدانند
همه تا مطلع الفجر فرج گرم دعا اینجا
یکی تسبیحخوانِ «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى»ست
یکی با آیههای سجده دارد اعتلا اینجا
یکی با سجدۀ «والنَّجم» در نجوای معراج است
یکی گرم مناجات است با «شمس» و «ضحی» اینجا
تمنا کن حقایق را، بدان قدر دقایق را
به قرآن «لَیسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى» اینجا
طواف زائر او آیتی از «سعی مشکور» است
که مشهود است «أَنَّ سَعْیهُ سَوْفَ یرَى» اینجا
خوش آن سائل که ذکر دائمش «اَوفِ لَنَا الکَیل» است
خوش آن زائر که بیند «ثُمَّ یجْزَاهُ الْجَزَا» اینجا
به هر خیری که نازل میشود آری فقیرم من
عجب سرمایهای دارم به امید خدا اینجا
دو دست خالی آوردم پر از عطر دعا اینجا
عجب جمع نقیضینیست این فقر و غنا اینجا
به «إِنَّ اللهَ تَوَّابٌ رَحِیم» امّیدوارم من
که دیدم در زیارت «رحمةالموصوله» را اینجا
«الهی لا تُؤَدِبنِی»، «الهی لا تُعَذِّبنِی»
مرا تأدیب کن با رأفت و لطف و عطا اینجا
«الهی لا تعاقبنی» اجابت شد، یقین دارم
اگر لطفت نبود امشب نمیخواندی مرا اینجا
من آن عبد گریزانم پناهم داده سلطانم
وگرنه بوده جای مجرمی چون من کجا اینجا؟!
از این درگاه هرگز دست خالی برنمیگردم
که نگذاری بماند بنده محروم از عطا اینجا
وفا آیینهای دارد که میگیرد صفا اینجا
عطا گنجینهای دارد که مییابد بها اینجا
هجوم سائلان دور ضریح او مجابم کرد
همه دیدند ازاو "خیر" و کسی نشنیده "لا" اینجا
عنایاتش عیان باشد، چه حاجت بر بیان باشد
کراماتش نمیگنجد به ظرف لفظ ما اینجا
حرم هرگاه مهمانم، امین الله میخوانم
نمیبینم کسی غیر از علیّ مرتضی اینجا
به «اللهم فَاجعَل نَفسی» آری مطمئن هستم
که صادر میشود امر قَدَر، حکم قضا اینجا
«وَ اِلْحِقْنی بِنُورِ عِزِّکَ الْاَبْهَج» دلیل ماست
به بهجت میرسد قلب محبان رضا اینجا
زیارت، جامهای خواهد که از تقواست تشریفش
شهادت، نامهای خواهد به تصدیق وفا اینجا
«فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ» فدای آنکه در این ره
سر تسلیم دارد پای پیمان رضا اینجا
گروهی منتظر، عُمری دعای عهد میخوانند
گروهی ندبهها دارند هر صبح و مسا اینجا
بخوان با آدم و نوح از مقام آل ابراهیم
ببین در آل عمران، آیتی از مصطفی اینجا
حسین این آیه را وقت وداع اکبرش خواندهست
بخوان تا کربلاییتر شود دلهای ما اینجا
به رسم دعبل ای دل دم بزن از آه اهلالبیت
مصیبتخوان شده «قبرٌ بطوس یالها» اینجا
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
record020.mp3
زمان:
حجم:
964.6K
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
🏴#سبک_ای_صفای_قلب_زارم
✍شاعر:مهدی شریفی
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
در حریم باصفایت جلوه دارد نور امّید
گنبد زیبای تو دل می برد از ماه و خورشید
قرارم یا رضا، بهارم یا رضا
کسی را غیر تو ندارم یا رضا
رضا جانم رضا
از کلام دلنشینت جلوه گر شد نور ایمان
در مسیر علم و تقوا یاری ام کن ای رضا جان
به حال زار من نظر کن یا رضا
شب تار مرا سحر کن یا رضا
رضا جانم رضا
معدن علم و فضیلت، عالم آل پیمبر
جلوه نور خدایی مثل طه مثل حیدر
نمازت پر شکوه، حدیثت دلنشین
تو هستی جلوه امیرالمومنین
رضا جانم رضا
برده دل از عاشقانت پنجره فولادت آقا
می زند پر مرغ دل تا صحن گوهرشادت آقا
تو هستی دین من، تویی دنیای من
غلام تو منم، تویی مولای من
رضا جانم رضا
در جوار گنبد تو مرغ دل گشته هوایی
چای خوش رنگ تو دارد طعم چای کربلایی
به یاد اربعین هوایی شد دلم
فراق کربلاست تمام مشکلم
حسین جانم حسین
❃﷽❃
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
─┅═✧❁࿇❁✧═┅─
چهـــارشنبه هـوای سـرم خراسانیست
نگــاه ملتمـسم پر خروش و بارانیست
ســلام می دهـــم از دور بر امیــن الله
که زیر سایهٔ امنش جهان چراغانیست
پر از تلاطم موج است اشک چشمانم
دلم به وسعت دریا دوباره توفانیست
به پای پنــجره فولاد می رسم با اشک
برای شستن قلبی که تار و ظلمانیست
برای عــرض نیـــازم دخیـل می بنـدم
به آن دریچه که در آن امید پنهانیست
مگر به روی سیــاهم نظر کند سلطان
که زائـرش به هوای گنـاه ، زندانیست
دلم شکــسته ، امام الرئوف ! دریــابم
کرم نمـا به دلی که پر از پریشانیست
─┅═✧❁࿇❁✧═┅─
✍رقیه سعیدی(کیمیا)
کانال متن روضه مجمع الذاکرین شور__امام_مهربونم_درد_و_بلات_به.mp3
زمان:
حجم:
12.64M
#زمینه
#دلتنگی
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
🎤حاج امیر کرمانشاهی
#۵۰_روز تا_فصل_عاشقی💔
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
به نام خدا
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
چهارشنبه نسیمی زِ توس می آید
هوای گنبـد شمس الشموس می آید
کبوتر دل من ، بغضِ دانه می گیرد
به یاد شاه خراسان بهانه می گیرد
دل شکستهٔ من ، سوز و ناله ها دارد
هوای روضه ی خونبار لاله ها دارد
به یاد گفتنِ "یابن الشبیب" می گریم
به احترام زُهیر و حبیب می گریم
اَلا، امام رئوفم ! دلم هواییِ توست
فدای آن دلِ پر دردِ کربلاییِ توست
بخوان تو روضه جد غریب، یاسلطان
بگو دوباره به اِبن الشبیب، یاسلطان
بگو که جدّ تو را ، بی هوا زدند آخر
دوباره زنده شد آنجا ، غریبیِ مادر
بگو که با لبِ تشنه، بریده شد حنجر
به زیرِ سُمّ سُتوران، شکسته شد پیکر
بگو ، چه داغ کشیـدند بر دل زینب
که دید پیکر بی سر به زیرِ ده مَرکَب
سه روز پیکر عریان به روی صحرا ماند
غریبیِ شَه بی سر، وحوش را گریاند
بخوان تو روضه شاهی که بی کفن مانده
به دشت کرب و بلا پاره پاره تن مانده
بگو زِ داغ جوانی که سینـه را سوزاند
ستون عرش و زمین را غمِ علی لرزاند
بگو زِغنچه ی شش ماهه ای که پرپر شد
از آن سه شعبه که سهمِ گلوی اصغر شد
بگو نبود ، علمدار و ، وقت غـارت شد
نصیب زینب کبری، غمِ اســارت شد
صدای ناله ی قلب شکســته می آید
ندای قافله سالار خستـــه می آید
شکسته شد، دل زینب ز شام و بازارش
نشست، داغ فراوان به قلب بیمارش
بمانَد اینکه خرابه ، چه بر سرش آمد
چه بر ســرِ گــلِ یاسِ برادرش آمد
به قول عمهٔ سـادات، اَمان زِ شـام بلا
به "کیمیا" بده یارب! برات کرب و بلا
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
✍رقیه سعیدی(کیمیا)