eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.7هزار دنبال‌کننده
8.4هزار عکس
3.4هزار ویدیو
378 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
داری میری میدون عزیز دلم نمی خواد بشی نگرون من چشاتو نگردون سمت حرم قمر رباب آتیشم نزن به خدا من به رضای حق رضایم پسرم من به خاطر حسینم از گلوتم می گذرم اگه دارم اشک می ریزم چه کنم خب مادرم دیگه رفت تا قیامت وعده ی دیدار ندیدم جوونیتو خدا نگه دار پسر نخورده شیرم لایی لایی الهی مادر بمیرم لایی لایی با صدای بی جون مهاجر من مسافر من پوشیدی کفن دلمو نلرزون سحر رباب داغ تو نذار روی دل من دل من می خواست شبیه اکبر لیلا بشی شبیه داداش عصای پیری بابا بشی ولی راضیم بری قربونیه آقا بشی آرزوم بود که بشی مثل علمدار ندیدم جوونیتو خدانگه دار پسر نخورده شیرم لایی لایی الهی مادر بمیرم لایی لایی. ▪️▪️▪️▪️▪️▪️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
1_5931831065.mp3
3.34M
ای کمک سیز پسره فاطمه لبیک سن الله لبیک ددون بیز سنه لبیک نه واردی قصره علاقم نه مایله تاجه @majmaozakerine
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
1_5931829809.mp3
3.81M
(لالا لالا گرما به چشمات خواب آورده) ۲ (لالا لالا فاطمه برات آب آورده) ۲ لالا لالا یکم دیگه دووم بیار یکم دیگه دندون روی جیگر بذار رفته عمو آب بیاره الان میاد داره صدای تکبیرش میاد ای وای بالام لای لای... 🎤 @majmaozakerine
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سال‌ها یک به یک گذر می‌کرد مرد همسایه پیرتر می‌شد لحظه‌ها از مقابل چشمش می‌گذشت و دیرتر می‌شد پسرش نیست، خانه‌اش قبراست دل او بین باغ می‌گیرد بشنود تا شهید آوردند از جوانش سراغ می‌گیرد آمد اما پسر نه، تابوتش پیر شد تا که او جوان شده است اینکه دق کرده است حق دارد پدرِ چند استخوان شده است تازه حق داشت، استخوان را هم تک و تنها نمی‌شود ببری گریه می‌کرد و زیر لب می‌گفت پسر من فدای آن پدری که روی خاک داغ کربُبلا جگری پاره پاره پیدا کرد سرِ اکبر حسین، جان هم داد زینب او را دوباره احیا کرد صورت از صورت پسر برداشت بعد از آن بوسه زد به روی علی با دو انگشت، لخته‌خون‌ها را در می آورد از گلوی علی ناامیدانه التماسش کرد علی اکبر جوان بگو بابا سر ظهر نماز آمده است پاشو اکبر اذان بگو بابا ****** گیسوی خیمه‌ها همه آشفته می‌شوند دور و برش که چند نفر جمع می‌شوند وای از علی عقابش اگر اشتباه رفت وای از حسین دورش اگر جمع می شوند خیلی تلاش می‌کند آقا چه فایده این تکه‌هاش مگر جمع می‌شوند **** قوشون شماتت ایدور منی باشون اوسته چوخ دورا بیلمیرم گولوشوللر آغلیا بیلمیرم سئونوللّر باشا ویرا‌نمیرم قاباغیمدا دشمنون ال چالیر منی هله ایاقه دورانمیرم سنی اکبر آدینه یولّادیم نیه اصغر اولمیشان اکبریم دل اهل کینه‌ی کوفه‌ده نَقَدَر‌ دی کینه‌‌سی حیدرون هر اَلی دوتان ایلیوب هدف وسط مبارزه پیکرون منه سعدین اوغلی دیور حسین گل آپار بویول علی اکبروی اونا میداندا گولوللّر علی اکبر چاغیراندا ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا