🌷🍃 در مناقب خوارزمی از رسول خدا صلی الله علیه و آله مروی است که فرمود: یا علی! اگر بنده ای از بندگانْ عبادت خدا کند به قدر آنچه نوح علیه السلام در قوم خود به عبادت و رسالت مشغول بود و آن بنده را مثل کوه اُحدْ طلا باشد در راه حق تعالی همه آن را به فقرا و مساکین رسانَد و آن قدر عمرش دراز شود که هزار حج پیاده کند و بعد از اینها در میان صفا و مروه مظلوم کشته شود و با این همه، تو را ای علی! دوست نداشته باشد، بوی بهشت به مشام او نخواهد رسید و داخل جَنّت نخواهد شد!!
✨اگر غیر مسلمانی هم محبت علی را داشته باشه و بخاطر سایر اعمالش به جهنم بره ؛ به یمن ولایت و محبت علی در جهنم هست ولی عذاب نمیشود!
۲۰ مهر ۱۴۰۱
روزی ابن ملجم نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمد و از ایشان، اسبِ قرمزِ خوش رنگی خواست.
حضرت هم به او هدیه داد، بی چشم داشت و کریمانه.
وقتی سوار بر آن اسب شد و رفت، امیرمؤمنان این شعر را خواند:
«أُریدُ حیاتَهُ و یُریدُ قَتلی، عذیرَکَ مِن خلیلِکَ مِن مُرادِ» یعنی «من برای او حیات و سلامتی را آرزومندم، اما او قصد کشتن مرا دارد».
کسی را از قبیله مراد بیاورید که عذر مرا در اینکه به بدخواه خود محبت می کنم بپذیرد.
سپس رو به دوستان خود فرمود به خدا قسم که این مرد قاتل من است!
مردم بارها دیده بودند درستی پیش بینی هایش را، با تعجب پرسیدند پس چرا او را نمی کشی؟
پاسخ داد پس چه کسی مرا بکشد؟!
او که دست رد به سینه قاتلش نزد، چگونه ممکن است محبان امیدوارش را ناامید کند؟!
۲۰ مهر ۱۴۰۱
🌸معنی یعسوب الدین🌸
یَعسوبُ الدّین یا یَعسوبُ المُؤمنین، از القاب امام علی(ع) بهمعنای بزرگ، سرپرست و جلودار (رهبر) مؤمنین است که از سوی پیامبر اکرم(ص) به ایشان داده شده است. بنابر روایتی، حضرت علی (ع) نیز از خود و حضرت مهدی(عج) به عنوان یعسوب الدین یاد کرده است.
🌸لغت:
یعسوب در لغت به معنای، امیر و ملکه زنبور عسل است، همچنین به معنای بزرگ، سید و جلودار قوم نیز آمده است. حضرت علی(ع) را یعسوب دین و مؤمنان خواندهاند، زیرا همانگونه که ملکه زنبور عسل جلودار، رئیس و امیر زنبورها است، امیرالمومنین نیز جلودار مؤمنین و دین است.
و همچنانکه زنبورها از ملکه خود پیروی میکنند، مومنان باید از آن حضرت پیروی کنند. سید رضی یعسوب را مالک (سرپرست) امور مردم معنا کرده است.
ملکه زنبور عسلها هر زنبوری که بیرون میره وبرمیگرده اگر آلودگی داشته باشه ازلانه بیرون میکنه،
ویانگهبان درب ورودی و سرپرست،
ایمان ودین ما اگر بوی ولایت ومحبت علی واولاد معصومش یعنی امامان بعدی را نده هیچ عملی ازما قبول نیست!
نماز بی ولای او عبادتیست بی وضو
بمنکر علی بگو نماز خود قضا کند...
۲۰ مهر ۱۴۰۱
بخشی از کتاب جاذبه و دافعه علی (ع)
🌹شهیدمطهری🌹
🤔✨علی شخصیت دو نیروئی:
علی از مردانی است که هم جاذبه دارد و هم دافعه ، و جاذبه و دافعه او سخت نیرومند است . شاید در تمام قرون و اعصار ، جاذبه و دافعهای به نیرومندی جاذبه و دافعه علی پیدا نکنیم . دوستانی دارد عجیب ، تاریخی ، فداکار ، با گذشت ، از عشق او همچون شعله هائی از خرمنی آتش ، سوزان و پر فروغاند ، جان دادن در راه او را آرمان و افتخار میشمارند و در دوستی
او همه چیز را فراموش کرده اند.
از مرگ علی سالیان بلکه قرونی گذشت اما این جاذبه همچنان پرتو میافکند و چشمها را به سوی خویش خیره میسازد در دوران زندگیش عناصر شریف و نجیب ، خدا پرستانی فداکار و بیطمع ، مردمی با گذشت و مهربان ، عادل و خدمتگزار خلق گرد محور وجودش چرخیدند که هر کدام تاریخچهای آموزنده دارند و پس از مرگش در دوران خلافت معاویه و امویان جمعیتهای زیادی به جرم دوستی او در سختترین شکنجهها قرار گرفتند اما قدمی را در دوستی و عشق علی کوتاه نیامدند و تا پای جان ایستادند. سایر شخصیتهای جهان با مرگشان همه چیزها میمیرد و با جسمشان در زیر خاکها پنهان میگردد اما مردان حقیقت خود میمیرند ولی مکتب و عشقها که بر میانگیزند با گذشت قرون تابنده تر میگردد .
ما در تاریخ میخوانیم که سالها بلکه قرنها پس از مرگ علی افرادی با جان از ناوک دشمنانش استقبال میکنند . از جمله مجذوبین و شیفتگان علی ، میثم تمار را میبینیم که بیست سال پس از شهادت مولی بر سر چوبه دار از علی و فضائل و سجایای انسانی او سخن میگوید . در آن ایامی که سرتاسر مملکت اسلامی در خفقان فرو رفته ، تمام آزادیها کشته شده و نفسها در سینه زندانی شده است و...
سکوتی مرگبار همچون غبار مرگ بر چهرهها نشسته است ، او از بالای دار فریاد بر میآورد که بیائید از علی برایتان بگویم . مردم از اطراف برای شنیدن سخنان میثم هجوم آوردند . حکومت قدارهبند اموی که منافع خود را در خطر میبیند دستور میدهد که بر دهانش لجام زدند و پس از چند روزی هم به حیاتش خاتمه دادند . تاریخ از این قبیل شیفتگان برای علی بسیار سراغ دارد . این جذبهها اختصاصی به عصری دون عصری ندارد . در تمام اعصار جلوههائی از آن جذبههای نیرومند میبینیم که سخت کارگر افتاده است .
مردی است به نام ابن سکیت ؛ از علما و بزرگان ادب عربی است و هنوز هم در ردیف صاحبنظران زبان عرب مانند سیبویه و دیگران نامش برده میشود این مرد در دوران خلافت متوکل عباسی میزیسته - در حدود دویست سال بعد از شهادت علی - در دستگاه متوکل متهم بود که شیعه است اما چون بسیار فاضل و برجسته بود متوکل او را به عنوان معلم فرزندانش انتخاب کرد . یک روز که بچههای متوکل به حضورش آمدند و ابن سکیت هم حاضر بود و ظاهرا در آن روز امتحانی هم از آنها به عمل آمده بود و خوب از عهده برآمده بودند متوکل ضمن اظهار رضایت از ابن سکیت و شاید [ به خاطر ] سابقه ذهنی که از او داشت که شنیده بود تمایل به تشیع دارد ، از ابن سکیت پرسید این دوتا ( دو فرزندش ) پیش تو محبوبترند یا حسن و حسین فرزندان علی ؟ ابن سکیت از این جمله و از این مقایسه سخت برآشفت... خونش به جوش آمد . با خود گفت کار این مرد مغرور به جائی رسیده است که فرزندان خود را با حسن و حسین مقایسه میکند ! این تقصیر من است که تعلیم آنها را بر عهده گرفتهام . در جواب متوکل گفت : به خدا قسم قنبر غلام علی به مراتب از این دوتا و از پدرشان نزد من
محبوتر است " . متوکل فی المجلس دستور داد زبان ابن سکیت را از پشت گردنش درآورند
تاریخ افراد سر از پا نشناخته زیادی را میشناسد که بیاختیار جان خود را در راه مهر علی فدا کردهاند . این جاذبه را در کجا میتوان یافت ؟ گمان نمیرود در جهان نظیری داشته باشد . علی به همین شدت دشمنان سرسخت دارد ، دشمنانی که از نام او به خود می پیچیدند . علی از صورت یک فرد بیرون است و به صورت یک مکتب موجود است ، و به همین جهت گروهی را به سوی خود میکشد و گروهی را از خود طرد مینماید . آری علی شخصیت دو نیروئی است . ✨
۲۰ مهر ۱۴۰۱
👏شعری زیبا از شهریار در وصف علی(ع)
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایه هما را
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را
مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
برو ای گدای مسکین در خانه علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا
بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را
چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی که میتواند که بسر برد وفا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را
به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
چو تویی قضای گردان به دعای
مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم
که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را
«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنائی بنوازد آشنا را»
ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا...
┈••✾•🦋✨🦋•✾••┈
۲۰ مهر ۱۴۰۱
این شعر مرحوم شهریار مورد تایید خود علی (ع) است.
قبل اینکه شعر را منتشر کند مرحوم آیت الله مرعشی نجفی درخواب دیدند شعرا در حضور علی (ع) اشعار خود را میسرایند.
علی (ع) رو به حاضرین فرمودن شاعر عجم ما کجاست تا شعر علی ای همای رحمت را .... بسراید؟!
فردای اون روز مرحوم مرعشی نجفی جویای سید محمد حسین بهجت مخلص به شهریار میشود که میگویند درتبریز ساکن هست و احضار میشود.
ماجرای خواب به ایشان گفته میشود و مرحوم شهریار تعجب میکند که من هنوز شعر را به احدی بازگو نکردم!
القصه، موقع جان دادن استاد شهریار در بیمارستان به پرستار گفته بود در را ببندید من امشب مهمان دارم و پرستار اطاعت کرده بود.
بعد پرستار با خودش میگوید که نیمه شب به بعد چه مهمانی؟!
رفته بود بالای تخت وی
بوی خوشی اونجا بوده و.... مرحوم شهریار روح از بدن پرواز کرده بود.....
۲۰ مهر ۱۴۰۱
💙ماجرای شعر معروف شهریار
درباره حضرت علی(ع):
آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم. آن شب در عالم خواب دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند .حضرت فرمودند: شاعران اهل بیت را بیاورید. دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند. فرمودند: شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید. آن گاه محتشم و جند تن از شاعران فارسی زبان آمدند .فرمودند: شهریار ما کجاست؟ شهریار آمد.حضرت خطاب به شهریار فرمودند: شعرت را بخوان!
شهریار هم شعر علی ای همای رحمت را خواند.
✨وقتی شعر شهریار تمام شد از خواب بیدار شدم چون من شهریار را ندیده بودم. فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست؟ گفتند: شاعری است که در تبریز زندگی می کند .گفتم: از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید .چند روز بعد شهریار آمد. دیدم همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر (علیه السلام) دیدهام.
از او پرسیدم: این شعر «علی ای همای رحمت» را کی ساخته ای؟ شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساخته ام؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام .مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی به شهریار می فرمایند: چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تشریف دارند.حضرت , شاعران اهل بیت را احضار فرمودند: ابتدا شاعران عرب آمدند . سپس فرمودند: شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند. آنها نیز آمدند. بعد فرمودند شهریار ما کجاست؟ شهریار را بیاورید! و شما هم آمدید. آن گاه حضرت فرمودند: شهریار شعرت را بخوان ! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید .
شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید: من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام .
🌹آیت الله مرعشی نجفی فرمودند: وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت، معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده ، من آن خواب را دیده ام. ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند: یقینا در سرودن این غزل به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید. البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است.
۲۰ مهر ۱۴۰۱
🌷قسمتی از حدیث قدسی: لو لا علی ما خلقت جنتی ؛ اگر علی علیه السلام نبود، بهشتم را نمی آفریدم...!
نکتهای دربارهی این حدیث
دراینجا منظور، ولایت واقعی و حقیقی امام علی(ع) هست نه صرف ادعا
که دیگه اصلا نیاز به جهنم نبود.
مثالی بزنم
من گاهی دربین دوستان واقوام
که شما نمی شناسید به اطرافیان میگم اگر همه افراد مثل فلانی بودن دادگاه وپاسگاه وزندان اصلا لازم نبود
حالا شماها که حاج قاسم سلیمانی را میشناسید میگم
اگر تمام مردم به دین وایمان واخلاق ایشان بودن ؛ نه دادگاه نه پاسگاه ونه زندان و نه جهنم لازم نبود اصلا وابدا
علی (ع) اول مظلوم عالم بود.
یک یهودی اهل مدینه وقتی دید دستهای علی (ع) را بستند و برای بیعت با ابوبکر به مسجد میبرن شهادتین گفت ومسلمان شد!
همه تعجب کردن و گفتن خوشحال شدی؟؟
گفت خیر ؛ من این آقا را درجنگ خیبر دیدم چطور درب قلعه را که پنجاه نفر نمی تونستند از زمین بلند کنند
چطور بایک دست ازجا کند وچندین متر پرتاب کرد وجنگاوری ایشان را دیده بودم.
الان که اجازه داده دستهاشو ببندند بخاطر مصلحت اسلام است.
اگر نمی خواست احدی از این ها جرات نزدیک شدن به ایشان را نداشتن ومتوجه شدم که ایشان وصی بحق رسول خداست.
۲۰ مهر ۱۴۰۱
👇سخن پایانی👇
درمدح او نگفتم
الا یک از هزاران ...
اصلا یک معجزه خلقت
من کجا و مدح علی علیهالسلام؟!
اخلاق علی (ع) را جمیع الاضداد گفتن.
یعنی یک انسان شجاع به تمام معنی که زره جنگیش اصلا پشت نداشته وهیچ ضربه دومی رابه دشمن نمی زد، ضربه اول هلاکت دشمن!
حالا همین انسان قهرمان جنگی بادیدن بچه یتیم گریان اشک میریخته
این میشه دوخلق متضاد!
نمونه عینی دراین عصر حاج قاسم شهید
با داعش و......وامریکا واسرائیل و... شیر ژیان
با فرزندان شهدا در اوج تواضع
و یا دکتر چمران
شیر میدان جنگ
ولی درلبنان و....بایتیمان دراوج خاکی رافت.
امام خمینی (ره) هم شخصیتی شبیه علی (ع) داشتن.
اخبار گفت ناو جنگی آمریکا اونده خلیج فارس رهبر انقلاب را خودم در تلویزیون دیدم رفت بندرعباس رفت روی ناو جنگی در چند صدمتری آمریکایی ها
صبحگاه اجرا کردن
اگر هرپادشاه سایر کشورها بود
ازترس سکته میکرد.
۲۰ مهر ۱۴۰۱
🔴دیگران را قضاوت نکنیم!
✍️امیرالمومنین امام علی علیه السلام:جرأت شما در عیب جویی از مردم، بزرگترین گناه است. ای بنده ی خدا ! در عیب جویی از بندهای که مرتکب گناهی شده شتاب مکن؛ شاید گناه بزرگ او بخشیده شود ولی تو را به خاطر گناهی کوچک عذاب کنند. هر کدام از شما که به عیب دیگری آگاهی یافت، باید از عیبجویی او خودداری کند زیرا شما به عیب خود آگاه هستید. شکرگذاری به خاطر پاک بودنتان از گناهی که دیگری مرتکب شده، باید شما را از پیگیری کردن گناه دیگران باز دارد.
📚وسائل الشیعه، بابجهادالنفس، روایت۳۳۴
۲۰ مهر ۱۴۰۱
•.🍃🌸
سلمان گفت رازی بگوئید
رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند: کاسه آبی بیاور، آورد...
رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) پر کاهی از دیوار کندند و در آب زدند،
بعد پرسیدند: سلمان ، این کاه چقدر خیس شد؟
گفت: کم ،خیلی کم...
فرمودند: به قدر خیسی این کاه محبت علی در دل هر که باشد رستگار است..
۲۰ مهر ۱۴۰۱
🕊کودکی امام علی (ع)
حضرت علی (ع) تا 3 سالگی نزد پدر و مادرش بسر برد و پیامبر اکرم (ص) وی را از بدو تولد تحت تربیت غیرمستقیم خود قرار داد. تا آن که خشکسالی عجیبی در مکه واقع شد و ابوطالب عموی پیامبر، با چند فرزندی که داشت با هزینه سنگین زندگی روبرو شد. رسول اکرم (ص) با مشورت عموی خود عباس توافق کردند که هر یک از آنان فرزندی از ابوطالب را به نزد خود ببرند تا گشایشی در کار ابوطالب باشد. عباس، جعفر را و پیامبر (ص)، علی (ع) را به خانه خود بردند.
۲۰ مهر ۱۴۰۱