دوستی که پس از یک سوء تفاهم جزئى تبديل به دشمن مىشود، همیشه دشمن بوده است؛ فقط دیگر تظاهر نمیکند.
تا مدتها دلشکسته بودم، دلشکسته. این کلمه رو توی اون دفترچهات بنویس، دلشکستگی مثل غصه نیست که شب بخوابی و صبح بیدار بشی و تموم شده باشه، دلشکستگی مثل تجربهی یک مرگه، از دست دادن و تنها شدن، دلشکستگی تجربهی از دستدادنِ تکّههای بزرگی از قلبه.
اگر انسان بتواند در برابرِ دوست داشته نشدن دوام بیاورد، تقریبا هیچ چیزی در دنیا نمیتواند او را شکست بدهد...
صبح تا شب به هر نحوی میگذشت، امّا وقتی که شب میآمد، همهی غصهها و رنجها میآمدند.
عباس معروفی
هدایت شده از مَحی
https://eitaa.com/makth_space
این خانه برایم حکم کتاب فلسفی را دارد؛ انگار صفحه به صفحه آن متن هایی باشد برای آسان گرفتن زندگی و رها کردن گریبان خود. انگار ورق هایش به من درس دوست داشتن خودم را میدهد.