صبح تا شب به هر نحوی میگذشت، امّا وقتی که شب میآمد، همهی غصهها و رنجها میآمدند.
عباس معروفی
هدایت شده از مَحی
https://eitaa.com/makth_space
این خانه برایم حکم کتاب فلسفی را دارد؛ انگار صفحه به صفحه آن متن هایی باشد برای آسان گرفتن زندگی و رها کردن گریبان خود. انگار ورق هایش به من درس دوست داشتن خودم را میدهد.
اگر براى تو خيرى داشت میماند
اگر دوستدارت بود حرف میزد
و اگر مشتاق ديدنت بود میآمد
نزار قباني
وقتی بلارد با احتیاط از او میپرسید:که چه چیزی او را این همه شاد نگه داشته او با شگفتی خاصی میگفت : تو
هدایت شده از 𝓥𝓮𝓵𝓿𝓮𝓽 𝓢𝓸𝓾𝓵
خانه را از دوش عشق برداشتم ، عکس را از قاب و قلبم را از کنار آینه ات .
دوستی ، چمدانی شد برای من ، تا قشنگیِ زندگی برای تو بماند …