هدایت شده از • طـعم ِخوش ِشهادت •
دلم میخواست در این دلگیرترین پنجشنبهی زمستان در تبریز ، که نه برفی دارد و نه بارانی؛ میرفتم بالای یکی از پلهای هوایی شهر که به گفتهی صادق آل محمّدتان در مرتفعترین مکان باشم سمت کربلا! بعد سلام که نه، یک هواری میزدم که «شبجمعهست هوایت نکنم میمیرم» یا «من اگر گریه برایت نکنم میمیرم» یا «تا خود صبح صدایت نکنم میمیرم» و کلاً با این میمیرمها خودم را برایت راه بیندازم که تو بهتر از هرکسی میدانی اینها هیچکدامشان واقعی نیست و مردنی در کار نیست!! بعد شاید تو دلت برای این لافزنِ اعظمت سوخت و از آن دورها نظری به پلهای هوایی شهر کردی و منم به خوشهچینی از خرمنِ الطاف شاهانهات در این شبجمعه رسیدم ..
دلم میخواست در این دلگیرترین پنجشنبهی زمستان در تبریز ، یک فصل، نه یک شب و یک هفته و یک دهه و یک ماه، یک فصل برایت روضه داشتیم و آنوقت خودمان به جای تمام ابرهای نباریده بر تبریز ، برایت میخواندیم که «ابریم و در هوای تو باران گرفتهایم، نام حسین آمد و ما جان گرفتهایم» ..
انسانها معمولاً....
قدر لحظههای خوبشان را نمیدانند،
تا زمانی که آن لحظهها تبدیل به خاطره شوند!
- دفتر خاطرات:)
@maljai
خیلی وقت بود دفتر خاطرات رو باز نکرده بودم ولی وقتی شروع کردم به خوندنش انگار تکتک لحظه های زندگیم از جلوی چشمام رد شد مثل یه فیلم سینمایی هیجان انگیز...
با هر صفحه ای که ورق میزدم ذوق میکردم انگار همین الان اتفاق افتادن...
نامه های قشنگی که فقط از خودشون نوشته باقی گذاشتن و خبری از مخاطبشون نبود یا رفته بودن یا دیگه همراه نبودن...
تکتک کارای بچگونه و حرفای طنز که خودشون شاهکارِ ادبیاتِ طنز بودن...
نوشتههایی که حتی حسشون میکردم موقع نوشتنش چقدر برام دردناک بوده...
و در آخر نوشتهِ کسایی که انگار بخشی از قلبشون رو روی برگه گذاشته بودن و با تمام وجود برات آرزوهای زیبا کرده بودن آرزوهایی از جنس اُمید...
#دل_نوشت
@maljai
در زندگی دنبال کسانی حرکت کنید که هر چه به جنبه های خصوصی تر زندگی آنها نزدیک میشوید ،تجلی ایمان را بیشتر می بینید✨
-#حضرتآقا