ملجأ
مقابلش زانو زدم تا هم قد او بشوم. در چشمان عسلی رنگش خیره شدم و پرسیدم: «بزرگترین آرزویت چیست؟» با ل
متن بسیار زیبا بود واقعا:)))
ولی صادقانه بگم اول عکس کازوتورا چشمم رو گرفت
رمانم جدیدم با اینکه مافیاییه اما قصد دارم یه رگه های طنز توش بزارم(وقتی نفس اصلی دختر داستان قراره خنگ باشه همین میشه😂) ولی من واقعا نمیدونم توی طنز نویسی خوبم یا نه
اگه لوس بشه چی
https://eitaa.com/maljja/12958
ای جان قربون مرام شوما
حالا شروع کردم به نوشتن حتما میام پیشت😁❤️
باید برگردم به تمرین روسی و اکسل و هرچیزی که داشتم یاد میگرفتم
هیچ کاری نکردن حالم رو بهم میزنه