ملجأ
فندک طلایی که عزیز دلمه😔 زمستان داغ قشنگ بود منم طهورا پلیسی بود دوستش داشتم گناهکار که شاهکار بود
حس میکنم فندک طلاییو منم خوندم ولی یادم ینیست🙂
ملجأ
از اینترنت هاتون لذت ببرید اینطور که بوش میاد قراره باز قطع بشه
کاش کاشششششششششششششششششش
https://eitaa.com/maljja/4986
آره دیدم
اونا رو هم میخونم
اینا کم کم باهم خوب میشن پانیذ میفهمه ساتیار با مامان و خواهر بزرگترش سر ارث و میراث مشکل دارن و اینا
بعد مامان و بابای پانیذ هم میان اونجا و ساتیار خیلی شیک میشه داماد محبوب مامانه
بابای پانیذ هم تا حدی با ساتیار رفیق میشه
ملجأ
https://eitaa.com/maljja/4986 آره دیدم اونا رو هم میخونم اینا کم کم باهم خوب میشن پانیذ میفهمه سا
قشنگ دیالوگش رو یادمه
این دوتا مست برگشتن خونه
پانیذ گفت من مطمئنم ساتیار به مرد های دیگه نگاه نمیکنه اما درمورد بابام مطمئن نیستم😂
https://eitaa.com/maljja/5014
چرا باید بخورمت😂
رمان سلیقه ایه هرکسی ممکنه خوشش نیاد این طبیعیه