eitaa logo
کانال پاتوق مامان اولی ها🤰👩‍🍼👼
1.5هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
589 ویدیو
20 فایل
اینجا مخصوص مامان اولی های عزیزه! و مامان هایی که چند فرزند دارن تا تجربیاتشون رو به مامان اولی ها بگن. لینک گروه👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1031996056Cf1b0e46592 ارتباط با ادمین جهت سوالات👇🏻 @M68jafary @Fkalali شرایط تبادل/تبلیغ👇🏻 @tabligh_patogh
مشاهده در ایتا
دانلود
و مورد بعدی اینکه لازم نیست حتما مامان اولی باشید . مامان های دارای ۲فرزند به بالا هم اجازه شرکت در این مسابقه رو دارند .🧡 گروه پاتوق مامان اولی ها https://eitaa.com/joinchat/1031996056Cf1b0e46592
این چند پیام آخر کانال رو میتونید برای دوستانتون ارسال کنید تا از این مسابقه جا نمونن🌟
#♡AMG♡ سلام مامانا من زینبم ۳۰ سالم هست نام مادرم محدثه و نام پدرم علی است پدرو مادرم با اومدن من به خانواده بعد چندین سال از زندگی مشترک شون متوجه تغییراتی شدند که میتونم بگم تا حدودی پشیمون از گذشته ای بودن ک چرا با بی تجربگی منو دیر تر از اونی ک باید از خدا نخواسته بودن چندسالی که گذشت و من ب سن ۵ سالگی رسیده بودم به خودم اومدم و دیدم اطرافم هیچ کودکی نیست و هیچ همبازی ندارم موضوع رو ب پدر ومادرم گفتم و اونها با خنده هایی بهم گفتن عزیزم تو چقدر فرزند ساده ای هستی ک برای خودت شریکی قائلی تو باید از اینکه یکی باشی کلی هم خوشحال باشی که همه چیز براتو هست و منو تا بزرگ شدنم با این‌جمله هوتیت کردن و من غافل از اینکه چه چیز آیا ارزشمند تر از این است که من انقد تنها باشم امروز تو این‌سن و سال و با این همه تجربه ب این‌نقطه رسیدم ک ای کاش مادرمهربان من پدر فداکار من شمایی ک تمام تلتش تون رفاه من بوده و بس ای کاش بیاد میداشتید روزهایی که مادر شما بارها دلت سنگین بود و با خواهرت ب ارامش رسیدی و بارها پدر برایت پیش آمده بود که با برادرانت چگونه پشت هم بودید چگونه شد که برای من اینگونه تصمیم گرفتید چطور شد ک منرا انقدر بی نصیب گذشاتید تا اونجایی که امروز روز برای خودم کسی رو همجنس ندارم که درکم کند و اینکه نمیتوانم همه چیز رو ب شما مادرم ک سالها عمرت رو گذاشته ای برام بگویم ک مبادا باز هم در این پیری جوش من رابزنید و ناچارا در خودم خواهم خرد و د تنهاییم فروخواهم رفت😢😢
ازمان ادرکنی❤️ كه باشي حرف هاي مشترك فراواني با مادرهاي دنيا داري حتي اگر زبان و لهجه او را نفهمي ساعت ها در كنارش گفت و گو مي كني. مادر كه باشي اگر شب تا صبح را بيدار مانده باشي يك لبخند كودكانه فرزندت كافي است تا جان دوباره بگيري و از ابتدا آغاز كني. مادر كه باشي در نگاه فرزندت هيچ گاه ناراحت به نظر نمي رسي نه اينكه غمي در دل نداري نه، علتش اين است كه با مادر شدن ياد مي گيري بازيگر خوبي باشي، صورتك به چهره زني و غم هايت را پشت صورتك پنهان كني. مادر كه باشي حتي اگر بهشت در دستان تو باشد آن را به زير پا مي افكني تا فرزندت را در آغوش بگيري . مادر كه باشي مي فهمي مادر بودن يعني چه، مادرت را بهتر مي شناسي، بيشتر درك مي كني و بالاتر از قبل احترام مي گذاري. مادر كه باشي حرف هاي اين دلنوشته مادرانه برايت آشناست شاد و پیروز باشید🌸💐🌸
جون تو تکه اشعه ای از درخشش خورشید هستی تو لبخندی برای روشن کردن روزهایم هستی تو قلب من را خواهی دزدید و آن را دلسوزانه و صمیمی نگه خواهی داشت تو دختر کوچولوی با ارزش من هستی با شیرینی از عالم بالا که سال های عمار من را با خنده پر خواهی کرد و زندگی ام را با عشق فراوان مادر كه باشي از سر هر چهار راه كه بگذري با چشمانت قد و بالاي كودكان كار را برانداز مي كني، غمي بزرگ دلت را پر مي كند و دنبال راهي مي گردي تا ذره اي هر چند كوچك به اين كودكان بي پناه كمك كني. مادر كه باشي زمزمه هاي موقع تحويل سال ، آرزوهاي زير لب سالگرد تولد و دعاهاي بعد از نماز همه به فرزندت تعلق دارد و بس. مادر كه باشي با هر سال كودكي فرزندت كودكي مي كني، سال به سال با او بزرگ مي شوي و دنيا را از ديد او تجربه مي كني، فارغ از اينكه خودت يك انسان بالغي با او قهقهمه كودكانه سر مي دهي و با گريه هاي كودكانه اش اشك مي ريزي. رقیه جون: که می شوی خیلی چیزها تغییر می کند. نگاهت به زندگی، عشق ورزیدنت، دیده بر هم نهادن و غم و شادی ات تغییر می کند. دنیایی که مادر شدن پیش چشمانت می گشاید، جهانی رنگین است که تمامش برایت عشق خواهد شد. كه باشي صبور مي شوي آنقدر كه گاهي، خودت به صبر و حوصله اي كه به خرج مي دهي آفرين و دست مريزاد مي گويي. مادر كه باشي گاهي نمازت مي شكند و شش دانگ حواست مي رود پي گوشه هاي قالي، لبه هاي ميز، كناره در و هر چيزي كه شايد گير كند به پاي كودك نوپايت تا مبادا صداي گريه اش آتش به وجودت بزند. مادر كه باشي براي رسيدن سالروز تولد فرزندت ثانيه شماري مي كني تا دنيا فراموش نكند روزي را كه فرزندت پا به اين دنيا گذاشت، آنقدر روز شمار زندگي او را ورق مي زني كه سالروز تولد و شمار سال هاي عمر خودت فراموشت مي شود.
جون مادر که می شوی خیلی چیزها تغییر می کند. نگاهت به زندگی، عشق ورزیدنت، دیده بر هم نهادن و غم و شادی ات تغییر می کند. دنیایی که مادر شدن پیش چشمانت می گشاید، جهانی رنگین است که تمامش برایت عشق خواهد شد. مادر كه باشي صبور مي شوي آنقدر كه گاهي، خودت به صبر و حوصله اي كه به خرج مي دهي آفرين و دست مريزاد مي گويي. مادر كه باشي گاهي نمازت مي شكند و شش دانگ حواست مي رود پي گوشه هاي قالي، لبه هاي ميز، كناره در و هر چيزي كه شايد گير كند به پاي كودك نوپايت تا مبادا صداي گريه اش آتش به وجودت بزند. مادر كه باشي براي رسيدن سالروز تولد فرزندت ثانيه شماري مي كني تا دنيا فراموش نكند روزي را كه فرزندت پا به اين دنيا گذاشت، آنقدر روز شمار زندگي او را ورق مي زني كه سالروز تولد و شمار سال هاي عمر خودت فراموشت مي شود.
ازمان ادرکنی❤️ یه چیزهایی هیچوقت عادی نمیشود بچه دار شدن مثل یک جادوست مثل افسانه اي شیرین و عجیب‌وغریب کـه سخت میشود باورش کرد آخر چطور می‌شود یک دفعه مادر شد همین کـه نخستین بار نقطه اي تپنده را نشانت میدهند و میگویند این بچه شماست، همه ی چیز تغییر می‌کند دستت را می‌گذاری روی شکم ات و حس میکنی از هم اکنون باید قویتر باشی
یا مولا سلام مامان سلام بابا از اینکه الان دارم براتون نامه مینویسم حس خوبی دارم آخه از بچگی خودتون بهم یاد دادین هر وقت دلم گرفت برم یه قلم و کاغذ بردارم و فقط بنویسم که آروم بشم وقتی بچه تر بودم و سواد نداشتم با نقاشی کشیدن آروم میشدم اما خوب الان من یه جعبه پر از این نقاشیا و نامه ها دارم الان که حدود ۳۰ سالمه و این جعبه رو باز کردم با تک تک این نامه ها و نقاشیا گریه کردم ... آخه توی همشون از تنهاییم گفتم و از خاله بازی یه نفره ... پارک رفتن یه نفره ...گرگم به هوا یه نفره... روزای خاصی که برام پیش میومد رو چون خواهر یا برادری نداشتم همشون رو تو نامه نوشتم یاد اون روزی افتادم که برای اولین بار تو راه مدرسه یه پسر بهم متلک انداخت و من ترسیدم به مامان و بابام بگم باز تو نامه نوشتم و کلی گریه کردم یا اون روزی که کنکور داشتم همه میگفتن آبجیم گفته اینجوری تست بزن داداشم گفته حواست به زمان باشه و... و من بغض کردم که چرا آبجی و داداش نداشتم که بهم چیزی یاد بده و مامان و بابا هم فقط برام دعا میکردن و صلوات میفرستادن که کنکورم خوب بشه ... از قبول شدنم تو رشته مورد علاقه ام که فقط یه جشن سه نفری بود و من حسرت جیغ و هورای داداش و ابجی به دلم موند... الانم که دارم تک تک این ((نامه های تنهایی)) رو باز میکنم و میخونم و هنوزم این نامه ها ادامه دارن... همون احساس تنهایی رو دارم چون الان من بچه اولم رو باردارم و هنوز به بابا و مامان نگفتم و دوست داشتم یه خواهری میبود که خوشحالی اولین حس مادری رو باهاش تقسیم کنم... اما خودم دلم میخاد برای بچه ام که تو دلمه تا جایی که میتونم و خدا توفیق میده داداش و آبجی بیارم شماهم برام دعا کنید🙏❤️
الزمان ادرکنی❤️ وقتی فک میکنم بچم تک فرزند باشه و در سن ۲۰سالگی برسه و تازه اول راه پدر ومادرش رو ازدست بده و تازه اول راه تنهاییش باشه و در این دنیای وانفسا نه خواهری و نه برادری که حتی در کنارش باشن و تصلی خاطرش باشن و باهم همدردی کنن چقد ته دلم خالی میشه ،دیگه کلا تنها و بی کس میشه و خاله و عمو و هم نداره که حتی جای پدر و مادرش رو پر کنن و چه فاجعه ای میشه😭 اصلا توصیف و فک کردن هم بهش سخته خدایا چرا باید بچمون تو بچگی کسی نباشه باهاش بازی کنه و تو جمع بچگی بشینه که مغزش رشد کنه،چون میگن بازی های گروهی باعث رشد فکری بچه و حل تصمیم های بزرگ در آینده میشه و هم درد بی خواهری و بی برادری واز طرف دیگه طعم شیرین عمه وخاله و دایی و عمو که جز شیرینی های زندگی است چرا باید بچه هامون رو از این نعمت ها بی دریغ کنیم که حتی فکر کردن بهش به اینکه با دست خودمون تمام لذت های بچه هامون رو‌ازشون میگیریم وخودمون هم متوجه نمیشیم کاش زودتر بفهمیم که تو چه سیاه چاله ای میندازیم بچه هارو‌ که روز به روز گوشه گیر تر و تنها تر و تنها تر میشن😔😔
#@unique pearl سلام اول از همه مامان های عزیز که این متن رو میخونند عاجزانه میخام برام دعا کنند زودتر باردار شم، موقع افطار و سحر و بخصوص در این لیالی قدر اصلا فکرشم سخته که تک فرزند باشی و هیچ خواهر و برداری نداشته باشی من شخصا اولی که چالش رو دیدم هر کار کردم نتوستم تصور کنم خواهر یا برادر ندارم از یک طرف تفاوت سنی پدر و مادر با بچه ها و از طرف دیگه مگه تا کی میتونند پا به پای بچه ها، همراه باشند، تنهایی به شدت سخته پس من فقط از خودم مینویسم که چطور شد فکر بچه دوم افتادم سه سال پیش زایمان سختی داشتم و خدا یک گل پسر خیلی ناز بهم داد اما اینقدر زایمانم اذیت شدم البته من به خاطر شرایط خاصی که داشتم اذیت شدم، دیگ همونجا گفتم اولین و آخرین بارم و تمام و بعد زایمان اول سختی ها، بچم اصلا نمیخابید نه شب نه روز ده دقیقه به ده دقیقه بیدار میشد و گریه و من کمبود شدید خواب، از یک طرف بدنم ضعیف و درد استخوانی بدی داشتم و من و همسرم تو شهر غریب بودیم کلا کلافه شده بودیم از سر کار میومد خسته خواب و منم همینطور و بچه رو این وسط چکار کنیم؟! خلاصه اش اونجا همش می‌گفتیم دیگه دور بچه خط قرمز قرمز بعد 5،6 ماه ک بچه بزرگتر شد از حرفی که زدم پشیمون شدم به همسرم گفتم دیگه نگیم بچه بی بچه دعا کنیم خدا توان و نیرو من و برگردونه، تا بتونم دوتا دیگه بیاریم نکنه این نوع حرف زدن ناشکری حساب بشه و خدا قهرش بیاد از اونجا دیگه فقط دعا کردیم بلاخره خدا توان من و برگردونه و صبر بچه داری بهم بده و خدا رو شکر یک فراز و نشیب خیلی سخت رو رد کردیم و الان گل پسرم سه سالشه توان بدنی من کمی برگشته اما ن کامل ولی خواب شبم تقریبا درست شده از آب و گل دراومده بچم، پوشک نداره، اتاقش جدا شده، و الان به فکر بچه دومم چون اصلا نمیشه بچه تنها باشه، برای خودمن یک مشکلی پیش اومد که اگه خواهرم نبود قطعا الان دیوانه شده بودم یا افسردگی یک گوشه ای افتاده بودم، چون اصلا قابل مطرح شدن با پدر و مادر نبود الانشم خیلی جاها زنگ میزنم ب خواهرم آرومم میکنه، اگ نبود خیلی حالم بد میشد ومجداا از همه مامان های عزیز که این متن رو میخونند عاجزانه میخام برام دعا کنند زودتر باردار شم، موقع افطار و سحر و بخصوص در این لیالی قدر ببخشید که طولانی شد 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 و من با درک تمام سختی هایی بچه داری مینویسم دلم برای دوران بارداری ام تنگ شده با اینکه من به خاطر شرایطم بارداری سختی داشتم، وای واسه وقتی که باهاش حرف میزدم حتی دلم برای زایمان حتی اگ سخت باشه تنگ شده، چون یک حس خیلی خوب که هیچ وقت و هیچ جا تجربه اش نکردم یک حسی انگار تو بهشتی اون لحظه ای ک نوزاد رو میذارند رو قلبت خیلی خوبه دلم برای نوازد کوچولو که هر روز یک حرکت جدید یاد میگره و روند رشدش رو که می‌بینیم کلی ذوق میکنیم دنیای بی خواهر برادری بی معناست و خواهر و برادر مثل رنگ های یک رنگین کمانند که وقتی کنار هم باشند قشنگی رنگین کمان رو به رخ می‌کشند خواهر و بردار مثل شکوفه های درخت هستند که هر چی بیشتر باشند لطافت و قشنگی بیشتری برای خونه به ارمغان میارند
#M@H از دلم برایت نوشتم دونه اناریم ... همیشه معجزه عصای موسی یا کشتی نوح نیست .. گاهی معجزه میتونه یک صدااز نزدیکترین نقطه به قلبت باشه. دقیقا همون لحظه که از هم دلسرد شدی و هیچکس تورو باور نداره و در تلاشی تا دیده بشی یک صدا ازدرونت بهت میگه من باورت دارم تو برای من با ارزش ترین ،زیباترین،مهربانترین و قوی ترین آدم دنیا هستی. معجزه میتونه لحظه شماری برای دیدن عشقی باشه که ندیده عاشقش شدی و ماه ها تمام سختی هارو بجون خریدی تا فقط روی ماهشو بینی معجزه ینی میون همه ی سردی ها و سختی ها با یه چرخش دنیاتو زیرو رو کنه و باعث لبخندت بشه هر لحظه در انتظار دیدن روی ماهت هستم دونه اناری من❤️❤️ معجزه ی من، دونه انار بهشتی من ...از لحظه ای که از درخت بهشتی خودت جدا شدی و منو برای مادری انتخاب کردی هر لحظه با هر ضربان قلبت با هر چرخشت جان تازه ای به من دادی ..امیده تازه ای ... آری این منم که مانند نوح و موسی معجزه ای در زندگی خود تجربه میکنم ونام والای مادر روی من گزاشته میشود از این بهترم هم سراغ داری؟ دانه ای از بهشت درون تو رشدمیکند و از آن بالاتر او تورا برای مادری خود انتخاب میکند معجزه درون تو اتفاق می افتد درون تو شروع به ضربان میکند و تورا سرشار از امید میکند سرشار از انتظار.... و با اولین ضربان خدا معجزه ای در تو آفرید❤️ ۱۳فروردین ۱۴۰۳
Hossein Haghighi - Pa Be Mah (128).mp3
2.91M
با هر تپش قلبت همراه میشی با من❤️ این شوق منه یا تو این نبض توئه یا من❤️ هر بار که میچرخی به زندگی جون میدی❤️ با هر یه تکون انگار دنیامو تکون میدی❤️