﹏خونـهِامنِمآمانـی˖⑅
فکرکنم باید سحریمو در حالی که محمدرضا رو پام داره میخوابه بخورم😂
بله مامانم غذا اورد اتاق بخورم💔🤣
ولی از همون موقعه که اومد بغلم تا الان همش با خودم میگم چقدر زود داره بزرگ میشه ؟ میشه یکم اروم تر ؟ میشه یواش تر بزرگ بشه ؟
.
ولی خـَندوندننن یه نفر بعد
از اینکه تازه گریه کرده ؛
یکی از قـَشنگترین چیزاییه آدم
تجربه میکنه🦦🫧
اماده شدم با مادربزرگم بریم ارایشگاه بعد بیام به محمدرضا برسم تا افطار سرم شلوغه میدونم😌🩰🪞