.
دلگیرم از ستاره و آزردهام زِ ماه
امشب دگر زِ هرکه و هرکار خستهام. . .
انگشتر نشونم که پسربزرگه خریده برام اینجام اولین باریه که باهم مشهد رفتیم(◍•ᴗ•◍)
اونقدر حال هردومون بد بود که وقتی محمدرضا بچم خوابید رفتیم بیرون یکم زیر بارون قدم زدم بعد با ماشین رفتیم یکم دور زدیم یه نخی ام کشیدیم گریه کردم درد دل کردیم قول دادیم برای حال هم دیگه تلاش کنیم. . برامون دعا کنید دخترگلیام:)))