هوای روی تو دارم ، نمی گذارندم
مگر به کوی تو این ابرها ببارندم. . .
مرا که مست توام این خمار خواهد کشت
نگاه کن که به دست که میسپارندم؟
مگر در این شب دیر انتظار عاشق کُش
به وعده های وصال تو زنده دارندم. . .
از ساعت ۸ مشغول شام شدم و دونه دونه خورد کردم و به نوبت سرخ کردم و تا همین الان که تموم شد خسته شدم ᕦ[ ◑ □ ◑ ]ᕤ