الان دیدم گفتی اسمشو بچه ذار شدیم منظورم همون بود اسپویل نمنی
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
باشه دیگه نمی زارم☹️
الان دیگه رفتم رو تایم استراحت تا برم خونمون خداروشکر بابت همه چی 🌸
زنگ زدم ارایشگاه وقت گرفتم فردا صبح برم که بعدشم اماده بشم برای مهمونی🪞🧴
.
دوست داشتم اینا باشه اینجا از امام رضا جانمون که یه ماه پیش اونجا بودیم دلم تنگ شده ایکاش بازم زود بریم:(((
فکرکنم باید از الان شعرای آخر شب و بزارم و چراغ اینجارو خاموش کنم☹️
میخواستم چایی بخورم مامانم گفت خرما گفتم نه گفت قند گفتم نه گفت کشمش گفتم نه گفتن چرا؟
گفتم نخورم بهتره وقتی اینهمه جلوی خودم گرفتم جلوی مورده علاقه هام اینا که چیزی نیست وقتی بخورم حتی کم دیگه اون سپری که درست کردم برای نخوردن شیرینی جات آروم آروم شکسته میشه دوست ندارم از این سن قرص قند بخورم تا چندسال بعد بشم مثل بابام که بخوام برای هر وعده انسولین به خودم تزریق کنم. جلوی خانواده کوچیکم خودم و قوی نشون میدم ولی ته دلم از این موضوع ناراحته زانوهاش و بغل کرده و شاید گریه هم میکنه. . .