﹏خونـهِامنِمآمانـی˖⑅
-
اینجای قسمت ۹ همش یاده خودم میوفتم که تو موقعیت های مختلفی بودم که میخواستم اوضاع و درست کنم ولی نمیدونستم و هیچ کاری از دستم بر نمیومد تک و تنها. . .
آخر همشون میشد افسوس و حسرت هایی که دیگه هیچوقت درست نمیشه . .