.
بیجهت، بیهوده، بیخود، بیسبب، بیفایده
عشق وقتی نیست، معنایی ندارد زیستن. . .
.
زندگی باهمدم نااهل جان فرسودن است
من چنین زندانیام با خویش در یک پیرهن. . .
.
دوستی پژواک تنهاییست اما همچنان
تا جوابی بشنوی از کوه فریادی بزن. . .
.
عاقبت در خواب بوسیدم تو را، با این حساب
من به خوشبختی بدهکارم، نه خوشبختی به من . . .