eitaa logo
دانلود
بریم ادامه 😌 اینجا تو راه به سمت مهران بودیم وایسادیم نماز صبح بخونیم و اونجا یه عالمه اب خوشمزه بود. .اش خوشمزه می‌دادن که من نخوردم فقط چایی. . .
زیبایی نمی‌بینید؟ اون موقع وجودم پر شد از لذت این همه زیبایی. . هنوز به مهران نرسیده بودیم. . .
داخل ماشین بودیم تا ماشین از مرز رد بشه یه عالمه زن و مرد عاشق با قلب‌هایی که جا گذاشته بودن در حال برگشت بودن. . حتی خودم قلبم موند اونجا. . .
از مهران خارج شدیم به سمت کرمانشاه صبحونه جاتون خالی کباب خوردیم بعد ساعت ها هیچی نخوردن چسبید. . با دوستامون رفتیم خونه یه بنده خدایی که از زائر های کربلا پذیرایی میکرد برای ناهارمون جوجه کوچولو درست کردن و تا ساعت ۹شب اونجا بودیم که شب حرکت کنیم به سمت قم. . .
خیلی نزدیک بودیم. . من دوست داشتم زودتر برسیم خیلی دلم تنگ خونه بود و خیلی خسته بودم . . بدون مداحی ام که نمیشه. . .
دوستمون گفت تا اون یکی دوستمون میرسه بریم خونه ما صبحونه درست کنیم تا اونام برسن . ‌. دوساعتی اونجا بودیم نماز خوندیم صبحونه خوردیم اومدیم سمت خونمون. . مسافرت ما تموم شد الحمدالله بخاطر این مسافرت پر از معنویت ان شاءالله که باز بتونیم بریم در راه اهل بیت خدمت کنیم. . ساعت ۸ صبح رسیدیم خونمون خداروشکر. . .