eitaa logo
دانلود
خیلی نزدیک بودیم. . من دوست داشتم زودتر برسیم خیلی دلم تنگ خونه بود و خیلی خسته بودم . . بدون مداحی ام که نمیشه. . .
دوستمون گفت تا اون یکی دوستمون میرسه بریم خونه ما صبحونه درست کنیم تا اونام برسن . ‌. دوساعتی اونجا بودیم نماز خوندیم صبحونه خوردیم اومدیم سمت خونمون. . مسافرت ما تموم شد الحمدالله بخاطر این مسافرت پر از معنویت ان شاءالله که باز بتونیم بریم در راه اهل بیت خدمت کنیم. . ساعت ۸ صبح رسیدیم خونمون خداروشکر. . .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مشغول نگه داری از اقای خونه هستم که مریض شده. .
دلم برای مزه غذاهای که میپختم تنگ شده بود. . بعد این همه وقت امروز شروع کردم به آشپزی. .
من دلم برای باب السلطانیه . باب السدره تنگ شده. .
حرم حضرت معصومه سلام الله علیه. . غروب آفتابی که اینطوری پیش خانوم گذشت. . .