من اگر دستم به این تابستون فنا برسه توی کوره آدم پزی ازشون صابون درست میکنم🗿
Me
MAN | مَــــــن
_ Me
عارفی بر سر یک پیچش مو کافر شد
منِ رِند و سه وجب زلف پر از فر،چه شود؛
Me
هدایت شده از 𝗠𝗔𝗡 | مَـــــن
میخواستم بمانم،
رفتم؛
میخواستم بروم،
ماندم؛
نه رفتن مهم بود و نه ماندن...
مهم من بودم
که نبودم.
Me
هدایت شده از اینجا رو بخون
هیچوقت،هیچکس،
به اندازه من تورا دوست نخواهد داشت؛
این تو؛
این تمام آدم ها