روزای تکراری شبیه به هم
منتظر موندنی که تمومی نداره
پیامای کوتاه و جوابای دیربهدیر
بیدار شدن با این حس مزخرف
انجام دادن کارها طوری که انگار خودم هم نمیدونم دارم چی کار میکنم
سخت نفس کشیدن
احساس از دست دادن و دور شدن از همه چیز
فقط خسته بودن
از همهی اینا خسته شدم
هدایت شده از الفِ آزادی.
به سه تا نظامی آمریکایی کشته شده گفت قهرمان و به کشته های دیماه گفت هزینههای انقلاب ؛))))
https://eitaa.com/movaghattt1/675
راستش
دیدنش تو این موقعیت باعث شد چشمام خیس بشن و نفس کشیدن سخت بشه
چون میخوام زندگی کنم
میخوام هرروز نوری که با سایه آمیخته شده یا حتی سایهای که باید مدتها توش دنبال نور بگردم رو احساس کنم
میخوام هرروز به همه یادآوری کنم که دوستشون دارم و بدونم قرار نیست از دستشون بدم
میخوام بدونم همه چیز درست میشه
نمیخوام باور کنم که دخترایی که رفته بودن مدرسه دیگه برنگشتن و نمیخوام باور کنم که تکتک این خرابهها زخمیان که تاابد روی تن ایران میمونن
باز هم میخوام بدونم همه چیز درست میشه
میخوام بدونم حال همهمون خوب میشه