واقعا برام عجیبه؛
توی این سیاره به این بزرگی، این همه آدم، چجوری دونفر همو پیدا میکنن، دو نفر که برای هم ساخته شدن؟
ولی حس میکنم، از اعماق وجودم حس میکنم کائنات میخواستن مولانا و شمس هم رو ملاقات کنن.
"خونه"
به انتهای دوستیام با او نزدیک میشدم ... در مدتِ دوستیمان، زیباییهای کمیابی را باهم شریک شدیم. چون
در جایی که عشق هست، دیر یا زود، جدایی هم هست...
فکر کن،
آدما هزاران، میلیون ها ساله وجود دارن.
این همه آدم توی دوران مختلف متولد میشن.
هرکس توی زندگیش خیلی آدما رو میبینه ولی اونا ذره ای از کل آدما هم نیستن.
این همه آدم خیلی عادی از کنار هم رد میشن.
ولی شمس و مولانا همو پیدا کردن.
میفهمی چی میگم؟
"خونه"
چند دقیقه دیگه عمومی میکنم مرامی دوستاتونو بفرستین پیشم 👄🤌🏻
بچهها من اینجا رو خیلی دوستش دارم.
منو باران که خیلی جدی داریم تمرین مخزنی میکنیم در حالی که میدونیم هیچوقت قرار نیست ازش استفاده کنیم:
من دوستت خواهم داشت..
تا زمانی که ستارهها دست از درخشیدن بردارن و خورشید دیگه وجود نداشته باشه!