امروز با یکی از اُسکلترین گربههای زمین معاشرت داشتم. از روزم گفتم، از روزش میو، بعدم باهم میو.
مسئلهی امروز واقعاً باعث شد نسبت به پنجشنبههام بهترین احساس دنیارو داشته باشم. ۱۲ ساعت بیوقفه درگیری و کار. ۱۲ ساعت نیمهمفید بودن. ۱۲ ساعت خوشبختی. زینپس پنجشنبهها فیوریت بندهست. درود بر پنجشنبههای شلوغ.
« منِفیالحال »
به عنوانِ یک متصل عرض میکنم که: واقعاً خبری نیست. واقعاً هیچکس نیست. تو عمرم فضای سوشالمدیای داخ
واقعاً این وضعیت شایستهی خالقِ مشلوقات نیست.
ای کاش یک کودک یکساله بودم که تنها دغدغهش این بود که مسبب این وضعیت بغلش کنه، اونم تو بغلش خرابکاری کنه.
بعضیاتون ثابت میکنید واقعاً ایرانی جنبه نداره و ذره ای بلد نیست حق رو از باطل تشخیص بده و با دوتا کلیپ ذهنش شستشو داده میشه و باید اینترنت بین المللی رو از جلو دستش بردارن.
مثل بچه ی احمقی که جلوش آشغال مرغه، اول به عقلش اعتماد میکنن و میگن خب این حتماً عقلش میرسه اینو نباید بخوره. بعد اون بچه ی احمق آشغالو میخوره. بازم میخوره. برای دوستاشم میبره که بخورن. حالا میبینن نه، اونقدرا هم اعتماد لازم نیست. دیگه باید یسری چیزارو جلوی دستش جمع کنن.
یکی از این ریلزای پر بازدیدو دیدم که زده بود تو این چند شب 5 میلیون کشته داشتیم. لااقل یه عددی بزنید آدم بتونه بپذیره. نه اینکه به عقل شما و هر 100k نفری که لایک کردن شک کنه و از اینکه با شما تو یک کشوره ناراحت شه.