ایتا داره زندگی رو بر من سخت میگیره. پیام دادن تو چنل شبیه اینه که بشینم روبهروی دیوار صحبت کنم. ریاکشن که بخوره تو سرم، سین بستهست و نمیتونم بفهمم کدوم پستام محبوبترن. 😭
از تو میپرسم.
میتوان گفت دلیلِ حال بد آدمی چیست؟ میشود آنرا توضیح داد؟ اصلاً برای همچین وخامتی، تسکینی هست؟ برای اینچنین زخمی، مرهمی هست؟ برای همچون غولی، رستمی هست؟ آدمی میداند دردش از چیست؟ و اگر میداند، غمِ آدمی قابل بیان است؟ اگر هست، برایش مرهمی ساختهاند؟
عزیزِ دل، تورا به "دریا" تشبیه میکنم. تشبیه نمیکنم، اصلاً خود دریا تویی. عمیق، آرام، آبی. اما دریا هم که باشی، بعد از اینهمه تعفنی که آدمها درونت ریختهاند باید آبیِ بدرنگ میشدی! خاطرت مکدّر میشد از پلشتیِ آدمجماعت. چهشد که هنوز به رنگِ اطلس ماندهای؟ کدام جادو در تو رخنه کرده که زیانِ جهان به تو نرسیده و نمیرسد؟
عزیزِ دل؛ میشود آدمی بعد از اینهمه سال شفاف و اطلسیرنگ بماند؟ میشود آبی بماند و سیاهیِ آدمیزادِ سیاهبخت در او اثر نکند؟ تو چطور ماندی؟
عزیزِ دل؛ شطحیات میگویم؟ مرا ببخش. دریایت مرا طوفانی کرده، رشتهی حرفهایم با موجها جابهجا میشود. دستِ خودم نیست.
الآن یادم افتاد وقتی ۱۰ سالم بود تو آپارات یه کلیپ بود که تم سبز داشت و حدود ۱۸ دقیقه بود. تو کپشن نوشته بود: «اگر بدون پلکزدن به این ۱۸ دقیقه خیره بشید چشمهاتون سبز میشه، کلیپ که تموم شد تند تند پلک بزنید و برید جلوی آینه تا از چشمهای سبزتون لذت ببرید..» منم ساده. نشستم تا آخر کلیپ رو با کمترین پلک دیدم و تا یکهفته چشمام کور بود. :))
+ آخ، معذرت میخوام.
- چرا جلوتونو نگاه نمیکنید؟
+ نمیخوام با مردم چشم تو چشم بشم.
- چرا؟
+ از نگاهکردن به مردم واهمه دارم. میگویند به هرکه زیاد نگاه کنی شبیهاش میشوی.
گوگلهم باز شد. دیگه تو ناشناس درخواست رسپی لازانیا و بکگراند برای دسکتاپ و آموزش ساخت جامدادی با وسائل دورریختنی نکنید و سرچ بزنید. 💘
به سردوشهاتون نگاه کنید. درجه میبینید؟ نه. پس راجعبه مسائلی که بهتون مربوط نیست و از روی خوندنِ دوتا پیام در چنلهای ایتا راجعبهش اطلاعات ناقصی دریافت کردید طهلیلهای جامع ارائه ندید. شما فقط یک ادمین هستید.