صدام کن ابوطالب حسینی، چونکه: «الآن دلار چنده؟ ۷۸ تومن؟! بهخدا دلت برای دلار ۷۸تومنی تنگ میشه.»
خدایا من نمیخوام مثل بقیهی بندههات ساده و بیحاشیه باشم. خدایا من عاشق خریت و کارای عجیبغریب، تو مسیرِ توعم. خدایا من نمیخوام تو تاریخ مثل هر هزارانمیلیارد انسانهایی که آفریدی و به هیچ دردی نخوردن، حل بشم.
خدایا من از عامالعام بودن متنفرم.
خودت مسیر و عاقبت منو جوری تعیین کن که بمونم. رفتنی نباشم، حل شدنیهم.
هدایت شده از 𝘓𝘦𝘺𝘭𝘪'𝘴 𝘥𝘢𝘪𝘭𝘺🍸
از جزئیات و زیباییِ امشب میخوام گوشهی اتاق گریه کنم. میآید باهم؟
« منِفیالحال »
از جزئیات و زیباییِ امشب میخوام گوشهی اتاق گریه کنم. میآید باهم؟
کتابسرای زائر، چایخونه رضوان، بیست دقیقه تاخیر، پتوس، «+از پاپیون کیفت شناختمت»، نمِبارون، چای و شیرینی، «-خدایا پیچ بارونتو شل کن»، بارون شدید، چای و شیرینیِ خیس، توتبگ توی بگ، بارون شدیدتر، «-خدایا پیچ بارونتو شلتر کن»، بارون خیلی شدید، قدم زدن زیر بارون، «-مامان خیالت راحت خیس نمیشم مراقبم»، لچ آب شدن، قدم زدن تو صحنهای خالی، «+دعاهات بگیرهها»، «-دعا کن لیلیخانوم ما آمین بگیم»، ایستادن زیر طاق، «+چیکار کنیم؟»، «-بریم دوباره زیر بارون»، «+روسریم خیسه نمیشنوم چییی؟»، «-برییمممممم زیررررر باروووننننن»، دوییدن تا رواق امام خمینی(ره)، موندن رد آب بعد از هربار که قدم میزدیم، رواق، دوباره بیرون اومدن از رواق، «خدایا حالا اگر میگفتم ۱۷پرومکس قبول نمیکردیا، گفتم پیچ بارونو شل کن سریع گرفتی، دمتگرم دیگه»، سرویس، یکساعت موندن تو سرویس، «-خانم ببخشید جسارتاً چرا خشکید شما؟((:»، بازهم سرویس، اتفاقات بامزهی سرویس، بیرون اومدن از سرویس و مجددا بارون، «-خدایا پیچشو سفتکن دیگه»، لِکلِک لرزیدن، کریچکریچ شدن دندونها، پناه آوردن به کافه، صدای تو خوب است؛ بگو دو قهوه برایمان بیاورند، «-دوتا شکلاتداغ لطفاً»، «نداریم»، «+دوتا موکا لطفاً+دونات داغ»، خیس شدن کافه، «+برام بنویس»، نوشتن، محسنچاووشی، د دان، «جسارتاً بهجای بو نوشتی قو :))»، بستهبندی دوناتها، دابسمش گرفتن دوبهروی منارهی بابالرضا(ع)، واکنش امامرضا(ع)، یخ زدن، خندیدن از روی ذوق، بغلِ آخر، برگشتن به عقب و دیدنِ دوبارهش، دوباره برگشتن به عقب و دیدنِ دوبارهش، سهباره برگشتن به عقب و دیدنِ دوبارهش، چهارباره برگشتن و دیدنِ دوبارهش، لبخند، بایبای و تمام ..