محتوای اخیر خیلی منزجرکننده و ew شده بود، ممنون از خاورمیانه و اتفاقاتش که گردش مود بهموقعی برای تولیدمحتوا داره.
https://eitaa.com/anruzha/12800
عقده نیست. حقیه که متعلق به توعه و باید خواهانش باشی. جدای از این قضیهای که برای شما پیش اومده، منم نکتهای رو به صورتِ کلی عارض میشم. متاسفانه ما نه رعایت قانون کپیرایت و شعورشرو در مردم میبینیم، نه ادمینجماعت یاد میگیره کپی نکنه. بچههای رسانهای روزها و ساعتها درگیر تولید و ساخت یک کلیپ، تولید، پوستر، سناریو، متن و .. میشن و از همهچیزشون، حتی روان و گاهاً اعتبارشون میگذرن تا کار تمیز و قابل انتشار در بیاد، بعد عدهای از اونجایی که لقمهی آمادهخور هستن به انواع روشهای مضحک و سخیف کپی میکنن. کپی نکنید آقا. شما نمیفهمید یک ادمین در فضای مجازی برای هر پستش چقدر زحمت میکشه و زارت همونو کپی/پیست میکنید. اگر عرضهی تولید محتوا ندارید چنل نزنید. کسی چاقو زیر گلوتون نگذاشته.
بیکارید کانال میزنید میرید از کانالای دیگه پست کپی میکنید و تو کانال خودتون پیست میکنید؟ چرا نتتون رو حروم میکنید، خب ما پستاصلی رو تو کانال اورجینالش میبینیم دیگه.
هدایت شده از ماح
اصلا دیلی اسمش روشه یه جور هویت تو توی فضای مجازیه حالا تو بری از بقیه استفاده کنی و هویت بقیه رو بچسبونی روی هویت خودت اصلا معنی میده؟
بله خیلی چیز های قشنگی هستن که آدم دوست داره توی دیلیش بذاره خب اونجا بود که سازنده قابلیت فوروارد رو اختراع کرد چرا نباید به اختراعات بشر بها داد؟
فکرم نکنید فقط دیلیهای کوچیک ما این وسط با کپی مشکل داره. بزرگترین چنلهای تلگرام و اینستاگرامم تو شوکن از سطح پررویی و کپی کردن بعضیا.
«منِفیالحال»
سگِسرما، همه خونوادگی تو میدون امامحسین(ع) جمعان. هوا بارونیعه و هر چند دقیقه یکبار، نمنم، ابر
ما اینشبها دنبال روایتیم. از مردم. روایت، مصاحبه، چالش، عکاسی. هرچیزی که بتونه حضور مردم رو روایت کنه. رمان نمینویسیم، چیزی نمیسازیم که زادهی خیالات خودمون باشه. روایت میکنیم. مستقیم از خود مردم. نه وابسته به جایی هستیم و نه بابتش بهمون بهایی میدن. فقط بهدنبال ثبت اتفاقاتی هستیم که خود مردم رقم میزنن و بعد همونو برامون «روایت» میکنن.
میون این شبا، ما داستان کساییرو شنیدیم که حالشون تا سرحد مرگ بد بوده، باید بستری میشدن امّا ترجیح دادن بیان خیابون. ما داستان کسایی رو شنیدیم که وسایل مهم زندگیشونو فروختن که باند ببندن به ماشین و جریان کاروان خودروییرو توی خیابون راه بندازن. ما داستان کسایی رو شنیدیم که بعد از زایمان، با نوزاد چندروزهشون باز به خیابونداری برگشتن و علم به دست گرفتن. ما داستان کسایی رو شنیدیم که توی گرمای گریهدربیار و سرمای ناموسسوز اومدن سر کوچهخیابونشون و شعار سر دادن. ما داستان کسایی رو شنیدیم که عمل داشتن، بدن فوقالعاده داغونی داشتن امّا هرجور شده پای خیابونی که هرشب حضور داشتن، میومدن. ما داستان کسایی رو شنیدیم که حرفهاشون برامون افسانهست و نمیتونیم باور کنیم، ولی حقیقت داره. مردمی که نه از جایی حمایت میشن، نه خیلی از مطالبههاشون شنیده میشه، نه از لحاظ مالی تامین میشن برخلاف ادعاهای بیشرمانهی توئیتری و Xای.
ولی امروز، موجودات کاهمغز و بیسروپایی، افرادی که اگر هم اعتباری دارند، صدقهسرِ همین مردمه؛ خزعبلاتی که بهاءش اندازهی ساحتمقدس مورچهست رو لای کلماتِ پوچتر از کلهشون میپیچن و انتشار میدن. میم مثل مادر، ب مثل بابا و بیشرف مثلِ عباس عبدی. عبدی احترامِ تکتکِ کسایی که بیمنت، این شبها خیابون رو از سناریوی وحشتناکی که اگر خالی بشه رخ میده رو زیر سوال برد. عبدی به عنوان یک اقلیت محض و رانتصفت، زیادی شکر خورد. کلهی مردم اتوبان نیست که افرادی مثل عبدی، روش تردد کنن و آلودهش کنن. متاسفم.
#نطق | #کف_خیابون ،،