وای بر آنکه در حجابِ جهل، گم کرده راهِ خویش را. وای بر آنکه با تعصب، چشمِ عقل را بسته و دلِ مومنان را به درد آورده است. این چه رسمِ دیانت است که برادر، برادر را به خاطر پذیرشِ حقیقت، طرد کند؟ این چه منطقِ جاهلانهای است که از آتش زدنِ کتابِ آسمانی سخن بگوید؟ آن کتابی که خود، در قرآن، از آن به نیکی یاد شده. به راستی، این جماعتِ بیتدبیر، از کدام سرچشمهی حقیقت، آب مینوشند که چنین لبتشنهی حرمتشکنیاند؟ دلشکستن، که گناهی نابخشودنی است، چگونه بر ایشان آسان میآید؟ آیا نمیدانند که حرمتِ مومن، حرمتِ خداست؟
ای کاش، تنها کمی، فقط اندکی، در کلامِ خویش دقت میکردند. کاش میدانستند که حرفها، تیرهایی هستند که از کمانِ نااندیشی رها میشوند و گاه، دلها را تا ابد، زخمی میکنند. دین، این میراثِ نورانیِ انبیاء، این راهِ نجات؛ این نیست که این جماعتِ جاهل، آن را به بازی گرفتهاند. این دین، بر پایهی عشق است، بر پایهی احترام، بر پایهی درکِ حقیقت، نه بر پایهی توهین و تحقیر.
کاش، این جماعت، روزی چشم باز کنند و ببینند که مسیر حقیقیِ دین، مسیری جز این تعصب کور و این بیرحمیِ آشکار است. مسیری که در آن، حرمتِ همه پیامبران، از جمله حضرت عیسی (ع)، پاس داشته میشود و دلِ هیچ بندهای را نمیشکند.
خاک بر سر جامعهی انسانی. همونجا که متوجه شدم افرادی هستند که کشمش داخل عدسپلورو دوست دارند باید میفهمیدم امیدداشتن به انسانها بیهودهست.
شاید احساس نگرانی و اضطراب داشته باشید. که طبیعیه. چون بنده از خیابون برگشتم خونه و صحنهی نبرد و پرچمگردونی رو خالی کردم.
«منِفیالحال»
قوز نکن. هنوز زندگی ادامه داره.
،، میدونم که هنوز زندگی ادامه داره. برای همین قوز میکنم.
«منِفیالحال»
از شدت غمت، پناه آوردم به شیربرنج. نون شیربرنج نبود، پناه آوردم به قطاب و حاجیبادوم. جای خالیتو با
بعد از این شاهکار، باید بگم که روی فالوده شیرازی، شیر ریختم و میخورم و نتیجه؟ خارقالعادهست. تست کنید.
Mohsen Chavoshi03 Dar Astaneye Piri.mp3
زمان:
حجم:
12.1M
شبت بلند غمت نیز،
غمت بخیر شبت نیز.
شب است، مردِ حسابی!