eitaa logo
مَنِ اَحمَق
273 دنبال‌کننده
176 عکس
9 ویدیو
0 فایل
تمام چرندیاتی که در طول روز مغزمون رو سمباده میکشه اینجاست.....! https://harfeto.timefriend.net/16645376837587 _میشنویم☕
مشاهده در ایتا
دانلود
دختر دار که شدید روزی ۱۰۰بار بهش مستقل بودن رو یاد بدید برای رسیدن به آرزوهاش شوهر نکنه ،تلاش کنه.
- بنظرت پرنده ای هم وجود داره که فوبیای پرواز کردن داشته باشه؟ + اره.. درست مثل آدمی که فوبیای عاشق شدن داره! - پرنده ها عاشق آسمون میشن، یا عاشق پرواز؟! + اونا با پرواز کردن عاشق آسمون میشن... - اما پرنده ای که پرواز نمیکنه چی؟ اون چی میشه؟ + حتما دلش شکسته؛ کسی که دلش از عاشقی شکسته باشه پرواز کردن یادش میره..! -النور
ازین به بعد می خوام همه رو نادیده بگیرم و اول خودمو دوست داشته باشم، به نیازای خودم اهمیت بدم، مراقب خودم باشم، مدل مویی که خودم دوست دارم و بزنم، لباسایی که خودم دوست دارم و بپوشم، به خودم برسم، به خودم توجه کنم، برای خودم کتاب بخونم، با خودم برم بیرون و غذای مورد علاقشو مهمونش کنم، براش هرچی دوست داررو بخرم، هرکاری که خودم دلش می خواد و انجام بدم و حال خودمو خوب کنم، برامم مهم که کدوم آدم حسود و به درد نخوری مسخرم می کنه یا حرف می زنه، چون اگه حرف نزنه مطمئناً یه جای کارم ایراد داره. می خوام برای خودم و آیندم و زندگیم تلاش کنم، چون این من تنها کسی بوده که کنارم بوده و هوامو داشته، شبای سختیو گذرونده، رفتنای زیادی و دیده و ضربه های زیادی خورده و هنوز پیشم مونده و قوی تر از قبل تو آینه بهم زل زده. این من لیاقتش خیلی بیشتر از این حرفاست. -دیاکو.
پائولو کوئیلو میگه که: «همیشه می ترسیدم کسانی را که دوست دارم،یک روزی از دست بدهم! اما باید از خودم بپرسم، آیا کسی هم هست بترسد از اینکه من را یک روز از دست بدهد؟»
«یامازاکورا، من آن برگ‌هایی را که پنهان کرده‌ای دوست دارم!» یامازاکورا اسم یه درخته که شکوفه‌هاش زودتر از شکوفه‌های گیلاس رشد میکنن. اصطلاحا به کسایی میگن که دندون های جلو زده‌ای یا به قول خودمون دندونای خرگوشی دارن. حالا ما یه عاشقی رو داریم که به معشوقش میگه: من برگ‌هایی رو که مخفی کردی دوست دارم.
دوستان توجه کنید : لذت بردن از جوونی با ر_ی_دن تو آینده خیلی تفاوت داره.
یجا خوندم میگه داشتم به یکی از مزیتای آسایشگاه روانی فکر‌میکردم. اونایی که توش بسترین میتونن سرشونو برق بزارن. ینی چی؟ ینی وقتی یچیزی یادشون میاد و دیوونه میشن پرستارا میبرنشون و میخوابوننشون. یه جریان برق به سرشون وصل میکنن و وقتی بیدار شدن دیگه هیچی یادشون نمیاد. حتی اسمشون..!
تنهایی کافه رفتن را یاد بگیر تنهایی خرید کردن را، تنهایی مهمانی رفتن را تنهایی سفر رفتن را، تنهایی خوابیدن را که اگر تقدیرت سال ها تنها ها ماندن بود از همه ی این چیز ها جا نمانی...
هدایت شده از آندیا!
به یادِ بچه های اکتیو.مهسا.ادمینِ‌گوشه‌دل دلبرکه جان فرسود از او.خاطرات خیس.شاید کمی آرامش.منِ احمق.ترقوه.آرام جای.and me.سلنوفیل.تلخ وشیرین.تبسم.میگ میگ.گوشه دل و بقیه ی بچه ها و ...
از وقتی دوست داشتنت در رگ هایم جریان گرفت جور دیگر زنده‌ام انگار ماهی های سرخ از زیر پوستم راه دریا را پیدا کرده‌اند......
دَر‌مَنْ‌کَسي‌مِیلْ‌به‌پایان‌دارَد!