مغزم ، مغزم درد میکند از حرف زدن
چقد حرف زده ام.....
چقدر در ذهنم حرف زده ام.
به سیب زمینی سرخ کرده، مرغ سوخاری، همبرگر، دوغ آبعلی، چوب شور، نوتلا، لواشک، بستنی، پاییز، قدم زدن،حرف زدن، نوشتن، کتاب، هنر، موزیک، فیلم، ورزش، سفر، بارون، قهوه، دریا، جنگل، دوچرخه سواری، موتور سواری، گربه، تتو، رقصیدن، دویدن تو خیابون، جیغ کشیدن تو تونل، و تو؛
جهت یک عمر دیوانگی، نیازمندم.
دوست عزیزی که دیشب ماشینتو بردی کارواش و باعث شدی یه شب بارونی و خنک رو وسط تابستون تجربه کنیم
خودت بگو کی هستی ما هزینشو میدیم تا آخر تابستون هرشب ماشینو ببر کارواش
میدونی، خوشگلی در اصل هیچ ربطی به قیافه نداره، درباره ی رنگ مو یا سایز یا شکل نیست.
به نوع راه رفتن و صحبت کردن و فکر کردن آدم بستگی داره، اینه که راست بایستی مستقیم توی چشم مردم نگاه کنی لبخندی کشنده به طرفشون پرتاب کنی و بگی: گورت رو گم کن، من فوق العادم
نوشته بود:
یکی چون کسی دور و بَرِش نیست دوستت داره.
یکیام چون دوستت داره ، کسی دور و بَرِش نیست.
کسی که دورش شلوغه و تو رو میخواد، با کَسی از رو تنهاییش بهت رو میاره یکی نیست.
کسی که عاشقت باشه ، میدونه کی رو داره.
نیاز به یادآوری نیست
حالا هرچه قدر که میخواد دورش شلوغ باشه