وایب و تایپ و چشم ابرو چه رنگی باشه و صداش فلان باشه، قدش انقدر سانتی متر باشه و دماغش فلان شکل باشه و اینا همش چرت و پرته. آخرش اونی قلبتو پر میکنه که فکرشم نمیکردی، همون در ادامه جوری قلبتو میشکنه که بازم فکرشو نمیکردی. تا فکت های فعلا.
"حال من بد نیست؛
یعنی هیچ جای بدنم درد نمیکند
ولی اگر بخواهی حالم را عمیقتر جویا شوی،
باید به تو بگویم که به هیچوجه از زندگی خوشم نمیآید!،"
- فروغ فرخزاد؛
همه ازم میپرسن ده سال دیگه خودت و کجا میبینی؟
حقیقتا نمیدونم چون یه سال پیش خودم و اینجا نمیدیدم
تو این هوا همینطور که تو خیابون داریم راه میریم هر لحظه ممکنه هممون تَق صدا بدیم و تبدیل به یدونه چس فیل شیم
شما رو نمیدونم ولی من واقعا با کمبود جا مواجهم؛ تو ذهنم، تو گوشیم، تو هاردم، تو لپتاپم، تو مثانهم، تو شکمم، تو خونهام.
از اونجایی که هیچوقت هیچکس بهم نگفت “باهم درستش میکنیم”، خودم تنهایی درستش کردم و الان که درست شده نیازی به تقسیم کردنش با هیچکس ندارم.