میگفت مهم نیست چقدر احساس شکسته شدن میکنی، هستن آدم هایی که تیکه های شکستهت رو هم دوست داشته باشن.
غمگین بودن، ضعیف بودن نیست.
ما میخندیم، زندگی میکنیم، برای آرزوهامون تلاش میکنیم، به آدما کمک میکنیم، برای دوستامون ویدیوهای خندهدار میفرستیم، آهنگ شاد که پخش میشه قر از کمرمون میزنه بیرون، گاهی به شکاف دیوار خیره میشیم و از خنده پاره پوره میشیم، اما حقیقت اینه که ما خوشحال نیستیم که هیچ، ما غمو درون خودمون حس میکنیم.
لطفا تا یه مدتِ طولانی از من نپرسید چطورم، من حالم خوب نیست و معلوم نیست کی خوب میشم ولی حتما اگه خوب شدم و به یه حال معلوم رسیدم خودم خبرتون میکنم.
یکی از اخلاقیات بدم اینه که با اونی که ازش بدم میاد اونقدر سرد رفتار میکنم که از من خوشش میاد و با اونی که ازش خوشم میاد اونقدر مهربونم که دلشو میزنم.
ما بزرگترین معذرت خواهی رو به خودمون بدهکاریم؛ بابت همه ی وابستگیامون، بابت همه ی آدمهایی که اذیتمون کردن، ولی ما نتونستیم رهاشون کنیم، بابت همه ی حرفهایی که دلمون شکست، ولی صبر کردیم. بابت همه ی دورویی هایی که به روی طرف نیاوردیم،
و بابت خیلی چیزای دیگه..
و در آخر ما هیچ تسلطی بر قلب هایمان نداریم،
قلب ها برای کسی میتپند که خودشان میخواهند.
یاد بگیر قیدِ آدما رو بزنی، همونجا که برات وقت نمیذارن، همونجا که آخرین نفری تو اولویت هاشون، همون لحظه که یکی دیگه رو بهت ترجیح میدن، همون وقت که عصبانیتشون رو سرتو خالی میکنن، یاد بگیر بگذری ازشون، وقتی اونا میگذرن از رو احساساتت، ارزش قائل شو واسه خودت.
زخمهای عمیق، همان قهقهه هاییست که بعدها به لبخندی اجباری و نه از روی خوشحالی، تغییر ماهیت میدهند.