یه جور فال حافظ میگیرم و جواب میده و اتفاق میوفته که کل خانواده به عنوان فالگیر ازم یاد میکنن و ازم فال میخوان.
قهوهای، رنگِ خاکِ من، خاکِ شبِ من، راهی که به درون میگشاید. نه روشن است و نه خاموش، بلکه میانِ هر لحظه، برگِ بارانِ پنهانِ خاطرات مینشینَد.