مینیمان.
💭 چنلِتحلیلِهنری پینترستِاینجا
چهارشنبهسوریتون مبارک🤍حالتون چطوره عزیزایِفرهیخته؟
آقای قصاب ، اگه بگم زغالی بکش و گوشتشو بهم بده آیا قراره با گوشتش دوباره غمگین شم؟ باید گوشتشو بفرستم کره شمالی ، این همه سگ خوردن سگ سیاه افسردگی منم روش.
ولی وقتی خون زغالی میپاچه رو دست آقای قصاب ممکنه اونم غمش گین شه، زغالی چطوری از بین ببرمت که کسیو آزرده نکنی مادر..
نامه ای به زغالی عزیز 18march.
پت عزیزم سگ سیاه افسردگی؛کاش تو غذات سم بریزم مادر.
روزگارو ازم گرفتی،رنگ هام همه بی رنگ شدن یه لایه ی خاکستری خیلی بزرگ روی مانیای رنگی رنگی رو پوشونده.
چند بار برات استخون مشکلاتمو پرت کنم برات تا ازم دورشی؟ چه بد که صاحبتو میشناسی و برمیگردی بهم یادآوریشون کنی!
نمیشه واگذارت کرد جانم نمیشه؛ اونقدر برای اون آدم اشک خواهم ربخت و غصه خواهم خورد که اونم ناراحته که یهو یه توله سگ سیاه افسردگی از نا کجا آباد میاد ور دلم میشینه تا بزرگش کنم..
نامه ای به زغالی عزیز 2feb .
زغالی عزیز من، مامان جان من خواستم تورو بکشم ولی تصور اینکه خون سیاهت رو زندگیم بشینه و اونو از اینی که سیاه کردی، سیاه تر کنه اینکار رو نکردم.
غذای تو هم گرون شده دیگه هیچ چیز مثبتی برام نزاشتی مادر که بخوام بهش فور کنم و اونو نوش جان کنی.
برو از پیشم ولی ترو پیش یکی دیگه که عذاب وجدانشو بگیرم، برو به اون دنیا ، از پیشم برو.
نامه ای به زغالی عزیز 27feb.
از من به عنوان دختری با گوشواره مروارید یاد کنید، بنده به شدت شیفته ی صدف و دریا و مروارید هستم.