هدایت شده از رویای یک دیدار
+ آقا؟
- بله؟
+ شما بابای من را ندیدی؟
او یک رَدای سبز دارد، همیشه برای ما غذا میآورد و یک کوله روی پشتش است.
- اسمش چیست؟
+ نمیدانم، هربار پرسیدم، نگفت!
- چه کارش داری؟
+ میخواهم خبر خوشی به او بدهم، خبر کشتهشدنِ علی را.
- از این خبر خوشحال میشود؟
+ آری مطمئنم او از خوشحالیِ من، خوشحال میشود.
- مرگِ علی را جلوی او آرزو میکردی؟
+ آری، همیشه غذا که میآورد جلویش علی را نفرین میکردم، او هم دستهایش را بالا میبرد و میگفت: خدایا مرگ علی را برسان...
هدایت شده از Wish
من نگویم که خدا بود علی، نه هرگز
گر بشر بود خدا، حضرت حیدر میشد.
هدایت شده از Wish
مَدح حیدر را، همین جمله کفایت میکند
خندهاش حتی یهودی را هدایت میکند.
هدایت شده از [ ڴنبد آبے شݪمچہ ] 🇮🇷
امشب برای اونایی که پای لانچر ،
تو کوچه خیابون و هرجایی امنیت
ما رو فراهم میکنن دعا کنید ..
هدایت شده از کیكبهارنـٰارنج ؛
دیگر یتیمی ما و یتیمان کوفه فرقی ندارد،
هردو علی از دست دادیم💔 .