#آفت دین از صدر اسلام تا کنون
بیان مختار ثقفی قبل از ترک قلعه و قبل از شهادت
چه خون دلها خورد علی ...
امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است.
تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید.
تزویر سکّه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است . . .
عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش . . .
و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین . . .
شیعه ی علی یک عمر با این جماعت به ظاهر متدیّن طرفه!!!
علل پيدايش فتنه در كلام مولاي متقيان
وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است
در بيان فتنه
اِنَّما بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ اَهْواءٌ تُتَّبَعُ، وَ اَحْكامٌ تُبْتَدَعُ،
ابتداى ظهور فتنه ها هواهايى است كه پيروى مى شود، و احكامى كه در چهره بدعت خودنمايى مى كند،
يُخالَفُ فيها كِتابُ اللّهِ، وَ يَتَوَلّى عَلَيْها رِجالٌ رِجالاً عَلى غَيْرِ دينِ
در اين فتنه ها و احكام با كتاب خدا مخالفت مى شود، و مردانى مردان ديگر را بر غير دين خدا يارى و پيروى
اللّهِ. فَلَوْ اَنَّ الْباطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزاجِ الْحَقِّ لَمْ يَخْفَ عَلَى
مى نمايند. اگر باطل از آميزش با حق خالص مى شد راه بر حق جويان پوشيده
الْمُرْتادينَ. فَلَوْ اَنَّ الْباطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزاجِ الْحَقِّ لَمْ يَخْفَ عَلَى
مى نمايند. اگر باطل از آميزش با حق خالص مى شد راه بر حق جويان پوشيده
الْمُرْتادينَ. وَلَوْ اَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْباطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ
نمى ماند. و اگر حق در پوشش باطل پنهان نمى گشت زبان دشمنان ياوه گو از آن
اَلْسُنُ الْمُعانِدينَ. وَلكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ هذا ضِغْثٌ، وَ مِنْ هذا ضِغْثٌ
قطع مى گشت. ولى پاره اى از حق و پاره اى از باطل فراهم شده و در هم آميخته
فَيُمْزَجانِ، فَهُنالِكَ يَسْتَوْلِى الشَّيْطانُ عَلى اَوْلِيائِهِ، وَ يَنْجُو الَّذينَ
مى شود، در اين وقت شيطان بر دوستانش مسلط مى شود، و آنان كه لطف حق
سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللّهِ الْحُسْنى. شامل شـان شـده نجـات مى يابنـد.
توقف استثناپذیری جرم و مجرم در کشوراسلامی چه هزینه هایی از مردم می خواهد؟!
بر طبق نظریات جامعه شناسی و تئوری های اجتماعی؛ و نیز سنت های اجتماعی در تمام کشورها؛ صرف نظر از دین و باورهای هر جامعه؛ در کاهش جرم و زمینه های جرم زا درجامعه؛ هرچه قانون در مورد همه مردم و صاحب منصبان و شخصیتهای سیاسی و قانونگذاران و ... یکسان عمل شود؛ و میزان مجازات جرم و مجرم را فقط قانون مدوّن هرجامعه برای همه یکسان تعیین و اجرا نماید؛ نتیجه عملی آن؛ تبدیل قانون به فرهنگ عمومی شده و همه بدون استثناء؛ خود را ملزم به اجرای قوانین وضع شده در جامعه خود می کنند و هیچ کس خود را مستثنی از قانون و مجازات مقرر؛ مصون نمی بیند. به دیگر سخن؛ درچنین جامعه ای همه در برابر قانون یکسان هستند.
عکس این وضعیّت؛ نیز کاملا مشخص و نتایج حاصله قابل پیش بینی است. هرچه تعداد استثناها و مصونیت قانونی و شمولیت قانون محدود شده و شامل عده ای خاص در حاکمیت هر نظامی نشود؛ زمینه افزایش جرم و انواع جرائم و فساد در جامعه پی ریزی شده؛ و انواع جرائم همچون گیاه خود رو؛ از هر گوشه جامعه سر برآورده و فساد زیر زمینی؛ علنی شده و عملا قانون شکنی عین عمل به قانون و عملی دارای مصلحت های متعدد و کاملا صحیح البته فقط از نظر افراد مستثنی؛ می شود. در این وضعیت اعتبار قانون و اعتماد عمومی به حاکمان از بین می رود .
بازخورد استثناء شدن عده ای خاص در حاکمیت؛ در کوتاه مدت موجب افزایش موارد مستثنی از قانون و افزایش انواع جرم های جدید برای بهره برداری هرچه بیشتر از ثروت و مقام و پست ها و در نتیجه به شکل گیری گروهی موسوم به خواص دارای انواع مصونیت در حاکمیت هرنظامی با این ویژگی منجر خواهد شد.
نتیجه عملی این وضعیت در بین عموم مردم؛ از بین رفتن قبح جرم و مجرم و قانون شکنی ونیز حرمت قانون و قانونگذار و احترام به قانون؛ و در نتیجه آسان شدن ارتکاب جرم و افزایش مسیرهای خلاف قانون در پاکسازی جرائم مجرم و موجه ماندن مجرم در اذهان عمومی خواهد بود. این نتایج در همه جوامع به طور یکسان قابل مشاهده هست. همچنانکه حضرت علی علیه السلام فرمودند؛"الناس علی دین ملوکهم " این قانون عملی هر جامعه ای است.
اینها قوانین اجتماعی است و در همه عصرها و جوامع نتیجه ای یکسان داده و می دهد.
با توجه به واقعیات مذکور در فوق؛ و مطابقت با وضعیت موجود کشور از ۲۰ سال گذشته تاکنون؛ سوالات زیر همچنان بی پاسخ مانده و استثنا پذیری جرم و مجرم در سطوح مختلف در قوه قضائیه وسایر اهرم های نظارتی؛ موجب افزایش و ظهور انواع جرائم شده و درتعیین جرم و مجرمیت موثرشده؛ شخصیت و مقام و میزان ثروت و نزدیکی به صاحب منصبان خرد و کلان به صورت قانون نانوشته شده است.
شاهد مثال بیشتر به عهده خواننده فهیم
سوالات بی پاسخ
۱- طبق کدام قانون شرع و جاری در کشور؛ جرم و مجرم و میزان مجازات براساس شغل و پست و ثروت و میزان نزدیکی به مدیران خرد و کلان و شخصیت ها تعیین می شود؟
۲- طبق کدام قانون شرع و جاری کشور؛ حضور فعال در فتنه سال ۸۸ جرم و مصداق محاربه و مفسد فی الارض نیست؟
۳- چرا در 15 سال گذشته جرائم جدید و فساد اداری کلان افزایش یافته است؟ آیا مقصرهمه اینها دشمن خارجی است یا بعضی ...
۴- آیا قانون شکنی قانون نویس؛ اعتبار و اعتماد به قانون مصوّب را از بین نمی برد؟
۵- ...
🍀آیا ریشه #فتنه سال 78 و 88 و... ازبین رفته است یا...
در بررسی ریشه ها و علل بروز انواع فتنه پس از انقلاب اسلامی؛و تداوم آن به اشکال متعدد با اهداف یکسان در براندازی نظام جمهوری اسلامی و در اصل؛ برچیدن تنها پایگاه تبلیغ اسلام در جهان و صدور انقلاب اسلامی و مرکزیت الگوگیری جهانی از ایرانیان؛آنچه کاملا عیان بوده و هست؛حضور پرشور و با بصیرت و هشیاری مردم ایران و شناخت علل و شناسایی عوامل فتنه؛در طول تاریخ ایران و پس از انقلاب اسلامی همیشه وجود داشته؛ وبا تأسی به رهبری مرجعیت دینی قبل و پس از انقلاب؛عموم مردم هیچ گونه نقش و دخالتی درایجاد و تداوم فتنه نداشته و اندک همراهان جریان فتنه؛ بیشتر براثر ماهیت فتنه که مخلوطی ازحق و باطل هست؛بوده است، لذا اکثریت مردم ایران همواره حاضر درصحنه و ناظر برعملی شدن اهداف انقلاب اسلامی بوده و هست.
اما سوالی که سالها بی پاسخ مانده است؛ این که چرا بیش از دو دهه شاهد بروز فتنه های ریز و درشت در قالب بحران سازی ها وجنگ روانی و...بوده ایم؛و همچنان هرچند سال فتنه ای بزرگتر و حساب شده تر از قبل؛ واقع می شود؟
مجازات فتنه گران در آیات قرآن مشخص و به عنوان محارب تلقی شده اند. درقوانین جاری کشور نیز برگرفته از آیات قرآن مجازات محارب معین شده است. سوال بی جواب دیگر این که؛ چرا بیش از دو دهه مجازات فتنه گران و صحنه گردانان داخلی متصل به خارج از کشور؛انجام نشده و همواره برای خاموشی اعتراضات و افکارعمومی به مجازات جزیی برخی عوامل دست پایین و مهره پرداخته می شود؟
طبق وظایف قوای سه گانه؛ این مهم به عهده قوه قضائیه و مجلس شورای اسلامی بوده که هر دو قوا در ریشه کنی فتنه؛به وظایف خود عمل ننموده و مردم را گرفتار تندبادهای فتنه کرده اند.
این دو قوا هنوزبه مردم پاسخ نداده اند؛ چرا مجازات سرا ن فتنه دچار استثنا پذیری در جرم و مجرم شده و با مسکوت گذاشتن موضوع و چراغ سبز نشان دادن به سران فتنه به اعلام برائت و پشیمانی و...؛مانع اجرای حکم خدا شده و زمینه ها و بسترفتنه های بعدی را همچنان می پرورانند. غیر از این است که؛ انجام براندازی؛ عملی کم هزینه و برای سران فتنه بدون هزینه شده که با تغییر مقطعی سخن ؛سعی در موجه جلوه دادن خود و انتساب فتنه به دیگران غیر از خود دارند؟
در وضعیت موجود؛نیاز مبرم در ریشه کنی انواع فتنه؛ انجام تغییرات کیفی هم در قانون هم در گزینش نیروی انسانی و نیز اعمال شرط عدالت در کلیه مناصب منجر به صدور آرای قضایی؛و حذف مدیریت قائم به شخص؛ در بیش از دو دهه و جایگزینی حاکمیت شرع و قانون مصوب کشور در قوه قضائیه و اعمال کنترل و نظارت با ساز وکار متناسب می باشد. تا قوه قضائیه عدالت و مبارزه با فساد اداری و... را عملا در درون خود پیاده نکند، همواره شاهد رشد انواع فساد کلان و خرد شده و حق مردم به آسانی به دست قوه قضائیه تضییع خواهد شد.
والسلام علی من التبع الهدی
کلاس درس شهداء
در این موقعیت ها ما چه کردیم و می کنیم؟!
۱-امرار معاش همراه با ایمان(شهید شهریاری)
دانشجو بودیم و مخارج تحصیل و امرار معاش اقتضا می کرد که هم زمان با تحصیل کسب درآمد هم داشته باشیم.مجید تدریس خصوصی برای دانش آموزان دبیرستانی رو انتخاب کرده بود. اما تدریس خیلی دوام نیاورد و بعد از یه مدت رهاش کرد. گفتم:چرا دیگه تدریس نمی کنی؟ گفت: بعضی از خانواده ها آداب شرعی رو رعایت نمی کنن. بعد ادامه داد:آخرین روزی که برای تدریس رفتم مادر یکی از دانش آموزهایی که بهش درس می دادم بد حجاب بود. چند لحظه پشت در ایستادم تا خودشو بپوشونه اما دیدم خیلی بی تفاوته. خیلی ناراحت شدم و گفتم: لااقل یه چادر بیارید من خودمو بپوشونم! اینو گفتم و از همون جا برگشتم.
2- خیلی دیر شده (شهید احمدی روشن)
"کار همیشگی ش بود.هر وقت دلتنگ می شد دستمو می گرفت و با هم می رفتیم بهشت زهرا.اول می رفتیم قطعه ی اموات و چند دقیقه بین قبر ها راه می رفتیم;بعد می رفتیم سر مزار شهدا. می گفت:این جا رو نیگا کن. اصلا احساس می کنی مه این شهدا مردن؟ این جا همون حسی رو داری که توی قطعه ی اموات داری؟ بالا سر شهدا می رفت سنشون رو حساب می کرد. می گفت: اینایی که می بینی همه نوزده-بیست ساله بودن. ما ها رسیدیم به سی سال.خیلی دیر شده اصلا تو کتم نمی ره که بخوان ما رو تو قطعه مرده ها دفن کنند. از سوز صداش معلوم بود که مدت هاست حسرت شهادت رو به دل داره. "
منبع : وبلاگ شهدا شرمنده ایم - مجموعه خاطراتی کوتاه از شهدای علمی به همراه سیره اخلاقی ایشان از موسسه فرهنگی مطاف عشق
آموزش استفاده از بیت المال درمحضر شهید هسته ای
خاطره ای آموزنده از شهید داریوش رضایی نژاد
این پول ها خوردن نداره!
اصلا به اضافه کار اعتقاد نداشت.می گفت:وقتی تو زمان انجام کار، تموم کارهامو انجام بدم دیگه لزومی نداره که اضافه کار بمانم!
همین دقت ها و ریزه کاری هاش بود که برکت رو به زندگی مون آورده بود. نمونه ی دیگه ش حساسیت روی بیت المال بود. کار های تحقیقاتی ش رو به خاطر بعضی مسائل محرمانه، نمی تونست بیرون از خونه پرینت بگیره و چون خودمون هم چاپگر نداشتیم مجبور بود از چاپگر محل کارش استفاده کنه. اما تو این جور مواقع، حتما برگه ی سفید از خونه می برد تا از امکانات اداره استفاده نکنه. یادم نمی ره که بهم می گفت: میلیارد ها تومن پول در اختیارم قرار می گیره. اگه ازش سوءاستفاده کنم ضررشو می کشم. اصلا این پول ها خوردن نداره، باید از چیزی که حقمه استفاده کنم.
شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات
منبع:مجموعه خاطراتی کوتاه از شهدای علمی به همراه سیره اخلاقی ایشان از موسسه فرهنگی مطاف عشق
ریاست مجلس شورای اسلامی که از چندین سال تاکنون ارثی شده و فقط سهمیه علی لاریجانی شده که با راه اندازی حزب!! و روتوش سوابق و تبدیل به اصولگرا!! رأی بیش از 150 نماینده در اختیار وی قرار گرفته و هیچ گونه نظارتی خارج از قوه مقننه به عملکرد نمایندگان مجلس شورای اسلامی و ممانعت از شکل گیری و تدام کانون قدرت در قوه مقننه وجود ندارد، به دلیل وجود همین کانون قدرت جرأت مخالفت با ریاست علی لاریجانی هم نیست و جرأت نامزد شدن هم وجود ندارد!! قانون گذاران خود قانون شکستند و مرکز قدرت و قدرت نمایی تشکیل دادند و مردمی که آنها را به صندلی های وکالت رساندند، خیلی زود فراموش کردند، حداقل به صورت صوری نیز نظر مردم در مورد ریاست و هیئت مدیره مجلس را نمی پرسند!! بعد از تصاحب مناصب مجلس شورای اسلامی توسط جریان اصلاحات، چرا مردم و منصب ریاست جمهوری قربانی تهدید به عدم برگزاری انتخابات؟
آیا پذیرش تهدید دو بار ردّ صلاحیت شده و قربانی کردن خواست مردم و تداوم مدیریت ورشکسته و ناتوان، انقلاب اسلامی را بیمه کرد یا وارد چالش جدیدی در پذیرش رفتار دیکتاتور مآبانه و زیر سوال رفتن اسلامیت و جمهوریت نظام و آزادی کامل مردم در انتخاب اصلح برای مدیریت کلان نیست؟
چه تضمینی هست مجدد همین روش تهدید و چپاول مناصب دولتی، با روش های غیرمنطقی و زورمدارانه استفاده نشود؟
آیا این وضعیت تکرار مدل جدیدی از فتنه 88 نیست؟ چگونه حقّ مردم به زور تهدید در داخل کشور خود، از بین می رود و نمی تواند مدیر دارای صلاحیت خود را انتخاب و سکان امور کشور را به او سپرد؟
آیا باید پذیرفت، نظام اسلامی توان مقابله معقول و حذف زورمداری در دستیابی به مناصب کلیدی کشور و ثروت های عمومی مردم، با حفظ حقوق مردم را ندارد؟!
آیا این توجیه و سپردن کشور و مردم به ردصلاحیت شده توجیه سستی نیست؟
آیا نظام مقتدر جمهوری اسلامی نمی توانست از بسیج در برگزاری انتخابات استفاده و مانع تسلط رد صلاحیت شده به ارکان نظام اسلامی گردد؟
با عملکرد مشهود روحانی در سوابق و 4 سال گذشته، چه تضمینی بر حفظ مانع ملی و حقوق مردم و اقدام در پیشرفت و رفع معضلات کشور هست؟ چرا برخلاف قانون، قبل از تأئید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان وزارت کشور روحانی را نامزد منتخب معرفی کرد و برخی کشورهای خارجی به وی تبریک گفتند؟!!
آیا باید به بی قانونی مجدد 4 سال بعد صرفا با تهدید امتناع از برگزاری انتخابات تن داد یا زورگو را به جای خود نشاند؟ آیا این نشان دادن ضعف کامل در مدیریت کشور نیست که باب تهدید و زوگویی و چپاول مجدد کشور بدون احقاق مردم باز شده است ؟ آیا پذیرش این گونه تهدیدها با مردمی مقتدر و شجاع و جان برکف ایران، زیبنده نظامی با پسوند اسلام نبوده و مدیریت اسلام زیر سوال نرفته است؟ آیا تکرار چنین رفتاری در تصاحب مناصب کلیدی کشور دور از انتظار نیست؟!
آیا توجیه های ضعیف وزارت کشور نیز دردی بر درهای مردم در وقوع شیوه های خلاف شرع و قانون در کسب آراء روحانی نیافزوده است؟ آیا بعد از این مصیبت عظمی، می توان با سربلندی نظام جمهوری اسلامی را به عنوان نمونه مدیریت اسلامی برای جهانیان عرضه نمود؟!! آیا می توان این توجیه زورمدارانه را به نسل جوان انقلابی ارزشی قبولاند و انتظار دفاع تا حد جان را از ارزش های اسلامی و انقلابی نمود؟!
آیا راهکاری جز گذشتن از حق مردم و نسل آینده وجود نداشت؟! آیا توجیه پذیرش تهدید ردّ صلاحیت شده، می تواند پاسخگوی خون شهداء و زجر مردم ایران در پاسداری از اسلام و انقلاب در دهه چهارم گردد؟ کدام یک از شهداء که شیرمردان عرصه جنگ سخت و نرم بوده اند،این توجیه شرم آور تهدید را پذیرفته و ذلت و عدم ناتوانی را بر عزّت مقاومت در برابر زیاده خواهی و ارثیه پدری انگاشتن مناصب کلیدی و ثروت های عمومی ترجیح می دهند؟ آنچه مسلم شده است، کلید طرح براندازی 2020 در سال 98 از اکنون زده شده، وقت جان دادن برای نجات نظام و کشور همچون گذشته، همین مردم هستند نه ردّ صلاحیت شده ها و دولتمردان! چه کسی در کدام مسند،با شهامت سوال نسل آینده مبنی بر با میراث خمینی چه کردید پاسخ خواهد داد؟
هنوز فرصت باقیست، تا مسئولان نظام اسلامی آبروی برباد رفته را برگردانده و ننگ ذلت را از چهره اسلام و ایران بزدایند، در غیراین صورت مدیون خون شهداء و مردم ایران و نسل های آینده خواهند بود.
*چرا در چهارمین دهه انقلاب ارثیه ای شدن مناصب مدیریت کلان نظام جمهوری اسلامی*
*ریاست مجلس شورای اسلامی که از چندین سال تاکنون در اختیار اصلاحات قرار گرفته، ارثی شده و *فقط سهمیه علی لاریجانی شده که با راه اندازی حزب!! و روتوش سوابق و تبدیل به اصولگرا!! رأی بیش از 150 نماینده در اختیار وی بوده و هیچ گونه نظارتی خارج از قوه مقننه به عملکرد نمایندگان مجلس شورای اسلامی و ممانعت از شکل گیری و تدام کانون قدرت در قوه مقننه وجود ندارد،*
به دلیل وجود همین کانون قدرت جرأت مخالفت با ریاست علی لاریجانی هم نیست و جرأت نامزد شدن هم وجود ندارد!!
قانون گذاران خود قانون شکستند و مرکز قدرت و قدرت نمایی تشکیل دادند و مردمی که آنها را به صندلی های وکالت رساندند، خیلی زود فراموش کردند، حداقل *به صورت صوری نیز نظر مردم در مورد ریاست و هیئت مدیره مجلس را نمی پرسند!!*
*بعد از تصاحب مناصب مجلس شورای اسلامی توسط جریان اصلاحات، چرا مردم و منصب ریاست جمهوری قربانی تهدید به عدم برگزاری انتخابات؟*
چرا مجدد مردم از کسب مدیریت کلان کشور به دلیل واهی تهدید روحانی و حذف مجدد نقش تعیین کننده مردم غیور و شجاع و تیزبین و فهیم و مستقل از سیاسی بازی ها حرف شده است؟
آیا پذیرش تهدید دو بار ردّ صلاحیت شده و قربانی کردن خواست مردم و تداوم مدیریت ورشکسته و ناتوان، انقلاب اسلامی را بیمه کرد یا وارد چالش جدیدی در پذیرش رفتار دیکتاتور مآبانه و زیر سوال رفتن اسلامیت و جمهوریت نظام و آزادی کامل مردم در انتخاب اصلح برای مدیریت کلان نیست؟
*چه تضمینی هست مجدد همین روش تهدید و چپاول مناصب دولتی، با روش های غیرمنطقی و زورمدارانه استفاده نشود؟
آیا این وضعیت تکرار مدل جدیدی از فتنه 88 نیست؟ آیا پذیرش روحانی با پرونده ای قطور در تخلف و جرم پذیرش کودتای بی صدا ی دشمنان ناکام مانده در سال 88 نیست؟ چگونه حقّ مردم به زور تهدید در داخل کشور خود، از بین می رود و نمی تواند مدیر دارای صلاحیت خود را انتخاب و سکان امور کشور را به او سپرد؟*آیا باید پذیرفت، نظام اسلامی توان مقابله معقول و حذف زورمداری در دستیابی به مناصب کلیدی کشور و ثروت های عمومی مردم، با حفظ حقوق مردم را ندارد؟!
آیا این توجیه و سپردن کشور و مردم به ردصلاحیت شده توجیه سستی نیست؟
آیا نظام مقتدر جمهوری اسلامی نمی توانست از بسیج در برگزاری انتخابات استفاده و مانع تسلط رد صلاحیت شده به ارکان نظام اسلامی گردد؟
با عملکرد مشهود روحانی در سوابق و 4 سال گذشته، چه تضمینی بر حفظ مانع ملی و حقوق مردم و اقدام در پیشرفت و رفع معضلات کشور هست؟ چرا برخلاف قانون، قبل از تأئید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان وزارت کشور روحانی را نامزد منتخب معرفی کرد و برخی کشورهای خارجی به وی تبریک گفتند؟!!
آیا باید به بی قانونی مجدد 4 سال بعد صرفا با تهدید امتناع از برگزاری انتخابات تن داد یا زورگو را به جای خود نشاند؟ آیا این نشان دادن ضعف کامل در مدیریت کشور نیست که باب تهدید و زوگویی و چپاول مجدد کشور بدون احقاق مردم باز شده است ؟ آیا پذیرش این گونه تهدیدها با مردمی مقتدر و شجاع و جان برکف ایران، زیبنده نظامی با پسوند اسلام نبوده و مدیریت اسلام زیر سوال نرفته است؟ آیا تکرار چنین رفتاری در تصاحب مناصب کلیدی کشور دور از انتظار نیست؟! آیا توجیه های ضعیف وزارت کشور نیز دردی بر درهای مردم در وقوع شیوه های خلاف شرع و قانون در کسب آراء روحانی نیافزوده است؟ آیا بعد از این مصیبت عظمی، می توان با سربلندی نظام جمهوری اسلامی را به عنوان نمونه مدیریت اسلامی برای جهانیان عرضه نمود؟!! آیا می توان این توجیه زورمدارانه را به نسل جوان انقلابی ارزشی قبولاند و انتظار دفاع تا حد جان را از ارزش های اسلامی و انقلابی نمود؟!
پروژه ای مشکوک از انقلاب برای انقلاب از 1979 تا 20020 پروژه براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران در سه برهه زمانی سال 78 و 88و 98 بررسی عملکرد و وضعیت جریان موسوم با نام های کارگزاران و دوم خردادی و اصلاحات و عملکرد هاشمی و روحانی و نیز تدقیق در انتخابات سال 96 اجرای این پروژه در ایران را ثابت می کند. انتخابات 96 با روحانی یعنی تحقق هدف گذاری های این پروژه از سال 96 تا 98 کلیه متن سخنرانی های روحانی کلید زدن به این طرح بوده از جمله اعلام علنی حمایت از خاتمی و موسوی و کروبی و رفع حصر و... با مقایسه مطالب موجود در 8 قسمت مستند( موج سوم دموکراسی یا پروژه 2020 ) موج سوم دموکراسی یا پروژه 2020 طرحی است که غرب می کوشد آن را در سه مقطع 10 ساله ( 78 -88 - 98 ) برای براندازی انقلاب اسلامی در ایران پیاده کند. ملاحظه هفت قسمت بعدی در آپارات در لینک زیر: http://www.aparat.com/v/cfzHh/%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF_%28_%D9%85%D9%88%D8%AC_%D8%B3%D9%88%D9%85_%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%DB%8C%D8%A7_%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87_2020_%29_%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA