اردیبهشت ۱۳۰۸ : «ناکتای عزیزم! میخواهی بدانی چه میکنم ؟ سدّی که در مقابل اشکها کشیده شده بود ، دوباره شکست . نمیدانم این سیل مرا به کجا بغلتاند . عالیه از این غلتیدن منع ام میکند ، ولی در این گونه مواقع میتواند بر طبیعت استیلا داشته باشد ؟«من ابرم ،کار ابر باریدن است »
_ از نامه نیما یوشیج به ناکتآ
میراث؛ آرومفور
عاشقم من ، عاشقی بی قرارم :)
من به لبخندی ،
از تو خرسندم :)
دیریست بیشتر وقت خود را در خانه میگذارم. از برخورد های با این و آن کاسته ام، اگر یاران مثل درختان بید خانه ما کم حرف بودند ، هر روز به دیدنشان میرفتم .
_از نامه های سهراب سپهری به یک دوست
دریا دادور 4_5980821365035373962.mp3
زمان:
حجم:
4.3M
چقدر نااازه این آهنگ آخه... :)
مغزم ، مغزم درد می کند از حرف زدن ، چقدر حرف زده ام، چقدر در ذهنم حرف زده ام . خروار ، خروار حرف با لحن و حالت های مختلف ، مغایر ، متضاد و ...
_محمود دولت آبادی ، کتاب مسلک
میل به خریدن این کتاب : بسیار زیاد .