هدایت شده از دوره مجازی کلام انقلابی
22.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎦 ببینیم
💠 #معرفی_دوره_مجازی کلام_انقلابی توسط استاد #فلاح شیروانی (حفظه الله) مدیر موسسه فرهنگ و تمدن توحیدی و مدرس دوره
👇🏻 جهت ورود به هر قسمت کلیک کنید 👇🏻
🌐 ثـــبـــت نـــام در دوره مـــقـــدمـــاتـــی
🌐 مـــشـــاهـــده پـــوســــتـــر دوره
🌐 اطلاع از آخرین اخبار و اطلاعیه های دوره و عضویت در کانـال دوره مجـازی کلام انقلابی
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
🇮🇷 دوره مجازی کلام انقلابی
🔗 https://eitaa.com/majazikalam
هدایت شده از اِنَّا عَلَی العَهدِ
چرا باید به تاریخ بپردازیم؟
این بحث را توجه کنیم:
حضرت آقا مراحل انقلاب اسلامی را ترسیم فرموده اند، انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، کشور اسلامی، تمدن اسلامی؛
🔸پرداختن به تمدن برای ما که در مرحله ی ساخت دولت اسلامی هستیم چه معنایی دارد؟
ایشان به این موضوع باور دارند که اگر «افق تمدنی» نداشته باشید حتی در مرحله ی نظام سازی و دولت سازی هم میلنگید، لذا ایشان در دیدار سران کشورهای اسلامی به این مضمون میفرمایند که "مهمترین مساله ی شما نظام سازی است و اگر بخواهید از این مرحله ی مهم عبور کنید باید افق تمدن اسلامی را مد نظر داشته باشید" ، یعنی باید خودتان را در مظان شکل دادن به تمدن جدیدی به نام تمدن اسلامی ببینید تا بتوانید از مرحله ی نظام سازی، در این وضعیت عبور کنید!
🔸مگر ما در چه وضعیتی هستیم؟
ما در وضعیتی هستیم که غرب با تمدن خودش همه ی افق ها را بسته، یعنی افقی فراتر از لیبرال دموکراسی برای بشریت قائل نیست؛ لذا اگر «افق گشایی» نداشته باشید انقلابتان ذیل تمدن غرب شکل میگیرد، نظام سازی تان هم ذیل تمدن غرب شکل میگیرد، دولت سازی تان هم ذیل تمدن غرب شکل میگیرد؛ و آن موقع مطمئن باشید نه نظام سازی تان و نه دولت سازی تان هیچکدام اسلامی هم نخواهد بود.
🔸خب اما افق گشایی چگونه است؟
دیداری که رهبری با تمدن پژوهان داشتند نکته ی بسیار جالبی داشت؛ گاهی اوقات ما بر اثر تاکیدات مکرر و فراوان رهبری بر تمدن سازی دچار یک اشتباه می شویم؛ معنای این تاکیدات رهبری چیست؟ آیا به این معناست که ما باید راجع به تمدن اسلامی بنشینیم و بحث های نظری مفصل بکنیم و ...؟
تا یک حدی قطعا عیبی ندارد و لازم است که ما یک تعریفی و تصویری داشته باشیم؛ اما باید دقت داشته باشیم که ما الان در مرحله ی آخر نیستیم، اگر الان به یکباره خیال برمان دارد و فکر کنیم که الان در مرحله ی تمدن سازی هستیم و خودمان را اسیر آن مرحله بکنیم در این مرحله ای که در آن هستیم خواهیم ماند!
آقا به این مضمون فرمودند که "بابا! من در تهران میبینم که عنوان برخی مغازه ها کلماتی مثل هایپر و سوپر و مال و .. هست، این درد را چاره بکنید! این مشکل را حل کنید!" از تمدن گفتن این درد را چاره نمیکند!
من برداشتم از این فرمایش آقا این است که باید افق تمدنی داشته باشید که گم نشوید ولی الان باید این درد را چاره کنید که یک ایرانی نباید بالای مغازه اش بنویسد هایپر! به این توجه کنید! البته اگر شما الان بخواهید به همین مساله توجه کنید باید بدانید که این مساله در راستای آن افق تمدن ما نیست، کلمه ی هایپر یعنی خود باختگی و با خودباختگی تمدن حاصل نخواهد شد.
به عنوان مثال الان شما اگر بیایید و تمام توانتان را بگذارید روی این مساله که ظهور چگونه اتفاق خواهد افتاد و وقتی حکومت حضرت (عج) شکل بگیرد حکومت جهانی چه شکلی خواهد بود؟ و بروید روایات مروبطه را مفصل بررسی کنید و تمام فکرتان را بگذارید آنجا و غافل شوید که الان چه نسبتی با آن دارید، [خواهید ماند].
🔸ما میل به انتزاعی فکر کردن پیدا کرده ایم، اما حضرت آقا این گونه به مساله نگاه نمیکنند.
ایشان در پیام نوروزی سال 73 چنین مضمونی آورده اند که : ما در حال بنای یک تمدن هستیم، نه اینکه تصمیم بگیریم، بلکه در حال بنای تمدن هستیم، بلکه حرکت تاریخی ملت ایران در حال به وجود آوردن آن است.
ببینید نگاه رهبری به تمدن یک نگاه انتزاعی نیست، ما باید از این فضای بی تاریخی بودن، انتزاعی فکر کردن، نسبت به مسائلمان، نسبت به علممان، نسبت به فلسفه مان، نسبت به فقه مان و نسبت به تمدنمان خارج بشویم! تاریخی اگر شدیم آن وقت تازه افکارمان انضمامی خواهد شد، و وقت افکار انضمامی شد آن وقت به معنای واقعی مسائل درست شناخته میشوند و ما میتوانیم راهکار ارائه کنیم.
ولی تا زمانی که انتزاعی فکر کنیم – که از نظر من متخصص تاریخ یک بعد انتزاعی فکر کردن و انتزاعی دیدن و انتزاعی نوشتن و انتزاعی کار کردن این است که بی تاریخ باشیم، ابعاد دیگری هم دارد – از حل مسائل و ارائه ی راهکار عاجز خواهیم بود .
.
هدایت شده از 💖 همسرانه حوایِ آدم 💖
💕
💟 رزقی که در احترام به نان است!
🌱منزلت نان:
▫️امام صادق (ع):
ای مفضل! بدان که سرچشمه زندگی و معاش انسان، نان است و آب.
▫️امام صادق(ع):
تن آدمی بر نان بنا شده است.
نان را با کارد نبرید و با دست بشکنید .
امام صادق (ع) نهی کردند از اینکه تکه نان را زیر کاسه نهند.
🌱برکت هر لقمه نان:
▫️رسول خدا(ص):
تکه های نانتان را کوچک بگیرید که با هر تکه نانی، برکتی جداگانه است.
▫️امیرالمومنین (ع):
نان را گرامی بدارید که خداوند عز و جل برکات آسمان را برای آن فرستاده است، پرسیده شد: گرامی داشتن نان چیست؟ فرمود: وقتی (نان) [بر سفره] حاضر شد به انتظار چیز دیگری نباشید (به آن، به چشم بی اعتنایی ننگرید).
🌱 ارزش خرده نان
▫️پیامبر خدا(ص):
هر که تکه ای از نان یا خرما بیابد و آن را بخورد از درونش جدا نشود تا خدایش بیامرزد.
▫️بیست خصلت فقر می آورند... [یکی از آنها] بی اعتنایی به تکه نان است.
▫️امیرالمومنین (ع) :
بخورید آنچه را که از سفره و یا طبق غذا بیفتد و ریخته شود؛ زیرا آن، به اذن خداوند برای کسی که به قصد شفا یافتن بخورد، وسیله شفا از هر درد و بیماری است.
همچنين از آن حضرت روايت شده است: «خوردن خرده هاي درون سفره، فقر را مي برد و فرزند را زياد کند و درد ذات الجنب را بزدايد، هر که تکه ناني يابد و بخورد، يک حسنه دارد و اگر آلوده باشد و آن را بشويد و بخورد 70 حسنه دارد.»
🌱بهترین صدقات
▫️رسول خدا(ص):
به راستی، بنده، پاره نانی صدقه می دهد [آن پاره نان ] نزد خدا بزرگ می شود تا مانند کوه احد شود.
▫️صدقه دادن یک قرص نان، از قربانی لاغر بهتر است.
#سبک_زندگی
از همین #ماه_رجب توجه به نان و سبک زندگی رو شروع کنیم
💞 دورهمی حــواے آدمی ها 🌱💕
❤️ @havayeadam 💚
هدایت شده از ویتامین سیاسی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 وظایف رهبری از زبان ایشان
⭕️ رهبری نمیتواند در تصمیمگیریهای موردی دستگاههای گوناگون دولتی، هی وارد بشود؛ این هم خلاف قانون است، هم ناممکن و هم نامعقول؛ وظیفهی رهبری آنجاست که...
🇮🇷 کانال ویتامین سیاسی 💯
🆔 https://eitaa.com/Vitaminsiyasi
هدایت شده از ایمان نیک گفتارصالحی
🔰 علیرضا پناهیان در اجتماع دهههشتادیها طی سخنانی به نقد جایگاه دبیرستانیها در ساختار فرهنگی کشور پرداخت و یک پیشنهاد مهم و راهبری برای تحول در ساختار فرهنگی و آموزشی کشور ارائه داد. در ادامه، فرازهایی از این سخنرانی را میخوانید:
هدایت شده از ایمان نیک گفتارصالحی
🔸این توهین به دبیرستانیها است که به آنها بگوییم «دانشآموز»؛ آنها تفاوت اساسی با دبستانیها دارند
🔺موضوع این جلسه، گفتگو با مخاطبانی است که «دهۀهشتادی» نامیده میشوند. اگرچه این عنوان خوب است امّا اجازه بدهید بنده با تعبیر دیگری این مخاطبان را صدا بزنم. اغلب دهۀهشتادیها کسانی هستند که در دورۀ دبیرستان یا اوائل دانشگاه هستند لذا بنده این بحث خودم را به دبیرستانیها اختصاص میدهم و در اینباره چند نکته را عرض میکنم.
🔺نکتۀ اول این است که در جامعۀ ما به دبیرستانیها به نوعی توهین میشود؛ آن توهین هم این است که نامشان را «دانشآموز» میگذارند. وقتی به دبستانیها «دانشآموز» گفته میشود باید برای دبیرستانیها که زندگیشان کاملاً متفاوت از دوران دبستان شده است نام دیگری گذاشته شود تا یک دبیرستانی متوجه بشود که برخورد جامعه با او، دیگر مانند سالهای قبل نیست که کودک یا نوجوان به حساب میآمد. وقتی به دبیرستان میآیید طبیعتاً حال و هوای شما کاملاً متحول شده است و تغییرات اساسی در شما - در پسرها به گونهای و در دخترها به گونهای دیگر- پدید آمده است. وقتی علیرغم این تغییرات همچنان به دبیرستانیها «دانشآموز» گفته شود، توهین خواهد بود. البته «دانشآموز» کلمۀ توهینآمیزی نیست، همانطور که بچه یا نوزاد کلمات توهینآمیز نیستند، امّا اگر به یک آقاپسر دبیرستانی بگویی «نوزاد» میگوید: چرا به من توهین میکنی؟ من نوزاد نیستم، من خودم بسیاری از کارهای خودم را انجام میدهم. از این جهت به کار بردن کلمۀ «دانشآموز» برای دبیرستانیها توهین است.
1
هدایت شده از ایمان نیک گفتارصالحی
🔸«دانشآموز» دانستن دبیرستانیها، سن بلوغ اجتماعی جوانها را چند سال به تأخیر میاندازد
🔺وقتی شما نام دانشآموز روی یک دبیرستانی میگذارید، در واقع دارید حس مسئولیت را از او میگیرید، درحالیکه او دوست دارد احساس مسئولیت کند و مسئولانه و مؤثر در جامعه حاضر بشود، اما یک دبستانی دوست دارد متأثر باشد و خودش را با معلم و پدر و مادرش هماهنگ کند. این ویژگی در دبیرستان کاملاً عوض میشود، بهطوری که دیگر دوست دارد خودش مسئول بشود و تأثیرگذار باشد. مشترک بودن نام دانشآموز بین دبستانی و دبیرستانی، دبیرستانیها را دچار اشکال میکند؛ یک دبیرستانی با خودش میگوید: «مثل اینکه من هنوز مسئول نیستم و نمیتوانم مؤثر باشم!» انگار جامعه به او میگوید تو مسئول نیستی درحالیکه خدا به او گفته است تو مکلف و مسئول هستی.
🔺با این نوع نگاه، سن بلوغ اجتماعی جوانهای ما لااقل چهار سال دیرتر آغاز میشود درحالیکه این چهار سال بسیار طلایی و مهم است. این ضربهای است که جامعه به او میزند و این فضا خیلی بد است. إنشاءالله عقلاء و مسئولین فرهنگی جامعه به اینطور کارهای اساسی بپردازند. موعظه کردن و نصیحت کردن کار اساسی نیست. این نکتۀ اول.
2
هدایت شده از ایمان نیک گفتارصالحی
🔸دبیرستانیها با احساس مسئولیت در دو حادثۀ پیروزی انقلاب و دفاع مقدس، به میدان آمدند و غوغا بهپا کردند
🔺نکتۀ دوم اینکه از سالهای قبل از پیروزی انقلاب تا کنون، ما لااقل دو حادثۀ بزرگ را دربارۀ تأثیر دبیرستانیها شاهد بودهایم؛ حادثۀ اول این بود که تا وقتی دبیرستانیها متوجه انقلاب نشدند انقلاب پیروز نشد و تا وقتی که پیام امام به دبیرستانیها نرسیده بود جامعه تکان نخورد. وقتی دبیرستانیها تکان خوردند جامعه در انقلاب به تکامل خودش رسید. سیزده آبان یکی از همین مناسبتها است که دانشآموزان به شهادت رسیدند. آنجا یکی از نقاط عطف بسیار مهم برای جامعۀ ما شد بهطوری که همین الآن هم تا حدودی آثارش دیده میشود. وقتی دبیرستانیها متوجه انقلاب شدند رژیم طاغوت شروع به تعطیل کردن مدرسهها کرد، چون دید خطر از مدرسهها است. ما خودمان در آن زمان میدیدیم که وقتی دانشآموزان به میدان انقلاب آمدند چگونه چهرۀ انقلاب تغییر کرد.
🔺حادثۀ دوم مربوط به دفاع مقدس است. تا وقتی پای دبیرستانیها به جبهه باز نشد ما دائماً شکست میخوردیم و زمین میدادیم و زمان را هم از دست میدادیم، امّا وقتی دبیرستانیها از عملیات فتحالمبین به بعد پا به میدان گذاشتند بخش عمدهای از سرزمین اسلامیمان آزاد شد. دبیرستانیها در عملیات بیتالمقدس - یعنی عملیات آزادسازی خرمشهر- غوغا کردند. بروید آمار بگیرید چند درصد آزادکنندگان خرمشهر در عملیات بیتالمقدس، دبیرستانی بودند؟ آمار بگیرید چند درصد شهدا دبیرستانی بودند؟ در اوائل انقلاب کسانی که با کلمۀ «دانشآموز» به آنها حس بیمسئولیتی تزریق میشد، به واسطۀ همین دو حادثۀ مهم احساس مسئولیت کردند، وارد میدان شدند، تأثیر گذاشتند، غوغا به پا کردند و از آن فضایی که وجود داشت، نجات پیدا کردند.
3
هدایت شده از ایمان نیک گفتارصالحی
🔸طرحی وجود ندارد که دبیرستانیها بهطور جدی در جامعه بهکار گرفته شوند
🔺بعد از این دو حادثه که در مقطع زمانیِ مهم اتفاق افتاد و دبیرستانیها در جامعه اثرگذار شدند، بهخاطر رویکرد نظام آموزش و پرورش دبیرستانیها تقریباً کنار گذاشته شدند و زیاد جدی گرفته نشدند. با همۀ خوبیهایی که در نظام آموزش و پرورش وجود دارد، مثل زحمتهایی که معلمان خوب میکشند، امّا طرحی وجود ندارد که دبیرستانیها به صورت جدی در جامعه به کار گرفته شوند. الان همین حرکتِ شما که در اینجا دور هم جمع شدهاید، یک «حرکت خودجوش» بهوسیلۀ دهۀهشتادیها است و جریان حکمرانی نیامده است کاری برای دبیرستانیها انجام بدهد.
🔺البته در یک مقطعی بعد از دفاع مقدس گفتند که باید دبیرستانیها را جدیتر بگیریم، لذا طرحی به نام «طرح کاد» مطرح شد تا دبیرستانیها در کنار آموزشهای مدرسه یک مهارت و کار هم یاد بگیرند و انجام بدهند، به دلائل مختلف ازجمله خودجوش نبودن، ارتباط نداشتن با قاطبۀ مردم و ارتباط نداشتن با متن اصیل انقلاب، آن کار هم متوقف شد.
4
هدایت شده از ایمان نیک گفتارصالحی
🔸راه نجات جامعه از حیث اقتصاد و فرهنگ، پرداختن به دبیرستانیها است /آماده کردن جوانان برای ساختن آیندۀ جامعه، به یک وزارتخانه، غیر از آموزش و پرورش نیاز دارد
🔺الان ما باید جامعهمان را از هر حیث نجات بدهیم؛ از حیث معیشت، اقتصاد، فعالیت درآمدزا و کسب و کار، تا فرهنگ و معنویت. راه نجات جامعه، پرداختن به دبیرستانیها است. باید یک وزارتخانۀ مستقل از آموزش و پرورش به این موضوع اختصاص پیدا کند و دبیرستانیها در اختیار آن وزارتخانه قرار بگیرند، تربیت هفتسال دانشآموزان برای وزارت آموزش و پرورش کفایت میکند. شاید بیست سال است که بنده این طرح را در محافل خصوصی مطرح کردهام، اما اجازه بدهید الان بهصورت علنی هم این مطلب را عرض کنم.
🔺واقعاً شایسته است یکی از حساسترین وزارتخانههای کشور برای ساختن آیندۀ جامعۀ ما وظیفۀ خودش را فراتر از امر آموزش عمومی جوانان قرار بدهد؛ یعنی کاری را بهعهده بگیرد که ترکیبی از تعیین تکلیف وضعیت آموزشی و علمی جوانان است تا تعیین تکلیف شغل و نوع زندگی و سطح زندگی آنان؛ البته با توجه به تنوعی که جوانان دارند. انجام چنین وظایفی به متخصصینی کاملاً متفاوت از متخصصین تعلیم و تربیت در هفتسال اول آموزش-یعنی 7 تا 14سالگی- احتیاج دارد؛ البته حدود سن و سال را میشود یکمقدار کم و زیاد کرد.
5
هدایت شده از ایمان نیک گفتارصالحی
🔸همۀ امور جوانان از درس تا ورزش و کار و مسئولیت اجتماعی، در یک وزارتخانه، تجمیع و ساماندهی بشود
🔺دبیرستانی یعنی کسی که در آغاز حضور جدی برای معیشت و هر نوع مسئولیت اجتماعی در جامعه قرار دارد. ما یک وزارتخانه به نام جوانان داریم که بسیاری از این جوانان در دبیرستان هستند؛ چون آغاز دورۀ جوانی در دبیرستان است. درس خواندن و شغل جوانان با هم پیوند دارد. جوانها در دانشگاه هم هستند. پس جوانان تقسیم میشوند به دانشگاه و دبیرستان. یک عده از جوانان هم که در پادگانها هستند که وزارت جوانان تقریباً با آنها کاری ندارد. ورزش یکی از شئون جوانان است، ازدواج هم یک شأن دیگر آنها است، پیدا کردن شغل هم یک شأن دیگر است. یک وزارت کار داریم که برای کار و شغل افراد طرحریزی میکند. در این میان، وزارت جوانان مسئول چه کسانی است؟ الان معلوم نیست که جوانان، از کدام وزارتخانه باید مطالبهگری کنند؟!
🔺کاش همۀ امور جوانان؛ از درس تا ورزش و کار و مسئولیتهای بزرگ اجتماعی، در یک وزارتخانه تجمیع و ساماندهی میشد؛ حتی کسانی که در سالهای اول دانشگاه هستند هم به این مجموعه اضافه میشدند، این وزارتخانه مسئول امور کسانی باشد که در هفت سالِ آغاز جوانی هستند؛ یعنی از چهارده تا بیست و یک سال. این هفت سال در تعیین سرنوشت جوانان کشور بسیار کلیدی است. میبایست ازدواج، شغل و تحصیل جوانان در اینجا رقم بخورد.
🔺طبق این طرح، آموزش عمومی در هفتسال دبستان، یعنی از 7سالگی تا 14سالگی انجام شود. در هفتسال دوم، جوانان ما در جایی به نام «دانشسرا» مشغول به کار بشوند. دانشگاه هم بعد از دورۀ «دانشسرا» شامل دورههای کارشناسی ارشد به بالا باشد و اسم کسانی که به دانشگاه میروند «دانشپژوه» گذاشته شود. در واقع آنها پژوهشگرانی هستند که میخواهند در علوم مختلف متخصص بشوند، امّا تا سطح کارشناسی یا حداقل کاردانی، از طریق آموزش عمومی در دانشسراها انجام بشود. سربازی هم بعد از بیستویکسالگی قرار بگیرد. چه لزومی دارد افراد از هجدهسالگی به سربازی بروند؟ هیچ اشکالی ندارد که سربازی، دو سال عقبتر بیفتد تا جوانها به قدر کافی فرصت داشته باشند برای زندگی شغلی، زندگی تحصیلی و حتی زندگی مشترک خودشان زمینهسازی کنند. آنوقت اساساً سبک زندگی در جامعۀ ما تغییر پیدا خواهد کرد.
6
هدایت شده از ایمان نیک گفتارصالحی
🔸الان تنها بحث جدیای که دبیرستانیها مشغول آن هستند، موضوع اسفناک «کنکور» است!
🔺در شرایط کنونی، شاید تنها بخش جدی که دبیرستانیها مشغول آن هستند موضوع بسیار اسفناک «کنکور» است. وقتی دبیرستانیها تحت فشار کنکور قرار میگیرند، انواع و اقسام ضربات و صدمات روحی بر آنها وارد میشود. یکی از اطباء میگفت: یکی از بیماریهای رایج برای کنکوریها بیماری اماس است که یک بیماری تقریباً صعبالعلاج است. این کنکور دارد یک عده را مریض میکند. آنهایی هم که موفق میشوند بعد از ورود به دانشگاه بعضاً دچار افسردگیها میشوند. کنکور یک وضع نابسامان ایجاد کرده است مثل رقابت بیمعنا و غلط و داوریهای ناصواب دربارۀ انواع استعدادها. کنکور بنیان تقسیم کار، تقسیم مسئولیت، تقسیم شغل و... را دارد خراب میکند، همه دارند این مشکلات را میبینند ولی متأسفانه اقدام جدی نمیکنند. از شورای عالی انقلاب فرهنگی انتظار داریم که این معضل بزرگ را حل کنند.
🔺جوانان ما درچه مقطع سنّی باید برای زندگی تصمیم بگیرند؟ چگونه این تصمیمگیری صورت میگیرد؟ با قمار کنکور؟ وقتی میگوید: «فعلاً میخواهم امتحان بدهم، بگذار ببینم در کدام دانشگاه و کدام رشته قبول میشوم؟» این قمار است. تعداد زیادی از دانشجوها با توجه به فشارهای خانواده و جامعه انتخاب رشته میکنند. بعضی از آنها رشتۀ تحصیلی خود را تغییر میدهند امّا بعضی دیگر آن رشته را تا آخر ادامه میدهند. بخشی از این افراد دنبال کاری میروند که به درسی که خواندهاند ارتباطی ندارد. جوانهایی هم هستند که فقط میخواستند عنوان «دانشجو» رویشان باشد.
🔺ما میخواهیم کارآفرینی کنیم، امّا آیا میشود بدون مبنا و اساسِ درست کارآفرینی کنیم؟ ما به یک وزارتخانۀ منسجم احتیاج داریم که بر اساس علاقه و استعداد افراد، زمینۀ کارآفرینی را فراهم کند. ممکن است یک دانشآموز به مسائل نظری علاقه نداشته باشد امّا به خرید و فروش علاقهمند باشد، ما باید به او کمک کنیم یک تجارتخانه راهاندازی کند. با وضعیت موجود در بسیاری از موارد، استعدادها شناسایی نمیشوند و به تبع آن، پرورش هم پیدا نمیکنند بلکه لطمه میخورند.
7