ـ^᪲مَریحٰآءقانوم ִֶָ
ساعت 12 شب با چار تا از دوستام مسجد بودیم
میخواستیم یچیو ببریم سنگین بود
یکی گفت بابا پنج نفریم راحت میبریمش یهو گفتیم ما که چهار نفریم!!!
بعد خودمون تنها تو مسجد بودیم و تاریکککک
یهو به هم نگاه کردیم (نفر اضافه فکر کردیم داره یه روح میبینه و اینا)
یهو دیدم یه مارمولکک گندههععع به قول دوستم سوسمار از دیوار رفت بالا به خنده گفتیم اینم نفر پنجمممم
همه جیغ زدیم رفتیم بیرون🤣🤣🤣🤣
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حس میکنم پزشکیان رفته پیششون آموزش دیده🦦
هدایت شده از - شآیَد!..
- میکشمرنجیکههرگزمستحقشنیستم؛
درحسابروزمحشرکاشجبرانـشکنند!